اوس کریم قربونت برم ی ملتی تو خلقت این شب موندن
بیا بگو چجوری آفریدی که هر شب انگار فشار قبر میکشیم تا صبح شه .
_ عدم .
بهشت من:)
همه از حال بد شکایت داریم
بدون اینکه بدانیم این نفس که تنگ شده از نبود شماست؛
دلمان که دیگر دل نیست؛
زندگی مان که ب مردگی میماند؛
و خاک دو عالم بر سر باید کنیم ، از نفس هایی که بدون شما بالا می آید .
بیدار نشستم که غمت را چو چراغی
از شب بستانم به سحر بسپرم امشب
غمت بهخیر، شبت نیز… .
از عزیز دلت که خود خون بهایش شدی آموختیم حتی در زیر دست و پاهم شکر کنیم .
«اَلْحَّمْدُلِلْهِ عَلٓی کُلَ حالْ»