یکی از دوستان میگفت:
اگه تو این چند صباح کمتر کسی اومد بپرسه :زندهای یا دار فانی و وداع گفتی؟! ناراحت نشیا !!
برو خدات و شکرکن ، قرار نیست بعد از مرگ هم بقیه رو اذیت کنی .
از زخم بازویم
اشک بیرون میریزد
از شکاف دندانهایم
اشک بیرون میزند
از خوابها، خندههایم
اشک بیرون میزند
مگر چقدر عمیق
گریه کردهام
که رودخانه کنار خانهام خشک است؟ .
خیلی از جاها باید مغزو خاموش کنی تا درست کار کنی!!
باتو ۸۰ درصد ماجرا رو با دلم پیش بردم
ته کار با مغز تموم کردم ؛
الان که دارم میشنوم حرفات و میبینم مغزم دلت و خورد کرده .
میدونی همین الان داره هزار تا دلیل میچینه که تو کار درستیُ کردی ولی
من تو اون ۸۰ درصد با تموم وجود خواستم که تورو بسازم و مغزم هر آنچه که ساخته شده بودو…
پس اینبار هم چه اشتباه چه درست با دلم جلو میرم
میام سراغت تا درستش کنم .
شایدم دیگه نخوای بودن این آدم و
شایدم فقط توهم منه که ممکنه حالی کنار من خوب کنی؛
اما بعد از این هرچی بشه به خودم میگم تو کار درست و انجام دادی ، دیدی که خودش نخواست بودنتُ .