قصه را طور دیگر نوشته بودم ،
نمیدانم چه شد که ته داستان من ماندمُ من و ، باز هم من .
اما خب بعضی وقتا که بیـ شُعو ریم گُل میکند و میخواهم بگویم حالا که چی بود بود نبود هم نبود!!
جای خالیت چنان بر صورتم میخورد که از مادر بابت زاییدنم گِله میکنم .
تو باش ، تو همیشه باش ؛ حتی اگر منی نبود .
تو باش… .
خدایا من چقدر خوشبختم که منو میپایی
نمیزاری به جای زمین صاف پام بره تو باتلاق:)
الحمدُللهِکماهواهله 🤍✨
اگر بلایی که بر سرمان آمد را فراموش کنیم روزی خواهد رسید که مجبوریم دوباره آن را زندگی کنیم، هیچوقت به کسی نمیگویم به دنبال انتقام باش ولی آنچه روی داده را هم فراموش نکنید .