این روزها پرشدم از دلسوزی!
چه برای آدمی که کیلومتر ها ازم فاصله داره و چه برای کسی که چهار متریم راه میره؛
همش میگم خدایا عاقبتمونو ختم به خیر کن
دستمونو ول نکن که اگه ولمون کنی عاقبتمون میشه...
همش یاد حرف یه عزیزی میفتم
میگفت: پیامبر،حریصه
پیامبر برای هدایت شما حریصه، حرص میخوره که هدایت بشید:)
گاهی آدم قدر جایی که هستو نمیدونه:)
بعد که رفت اونور، میفهمه چه خاکی به سرش شده
چه طلایی رو الکی الکی از دست داده...
در اردیبهشت شروع شد و در اردیبهشت تمام شد.
امیدوارم پس از مرگ نشانت دهند تمام دعاهایم را
امیدوارم ببینم پشیمانی ات را...
_ عدم .
بهشت من:)
نتیجه حرفات(کار و ایده هاتُ) و تو زندگی رفیقت میبینی در حالی که دیگه هیچ اثری از اون حرفا تو زندگیت نیست .
متغیر زندگیم شدم خودم دیگه از مجهولات بیرونی خبری نیست .
متغیرِ مجهولِ اصلی ؛ خودمم .
دیوار زندگیم همینطور بی سرو صدا پرو خالی میشه اینکه چی، چقدر، تا کجا بمونه رو اون دیوار نه فرمول داره نه حدس زدنیه !!
یه وقت دیدی دیوونه شدم از دیوار گندمت زیر پا لهت کردم و همونجوری که با صورت داغون بهم نگاه میکنی آتیشت زدم .