دیگران میتوانستند وقایع را به مستی و شوخی بگذرانند، اما برای من همه چیز بیش از حد جدی بود.
من همیشه رنج ها و خوشی ها را بیش از حد حس میکردم،و این استعداد راه را بر هرگونه آسودگی و سبکسری میبست...
_
یکی از سخت ترین خداحافظی ها هم برمیگرده به تموم شدن کتابی که باهاش زندگی کردی و تونسته بود حواستو پرت کنه.
_