در صحن ِنجف ، دل از جهان دور شود ,
بــا نــام ِعــلــی ، حــال ِدلــم جــور شود ،
یک «یـاعـلـی» و تمام ِایـن خسـتـگـیها ؛
انــگـــار کــه از شـــانـــهی مـن دور شود .
در شـهـــر ِنـجـف ، دلـم قــرارش را یافت ,
در صحن ِعلی، عشق، اعتبارش را یافت ،
گـفـتـــم کـــه کجـاست مـرهـم ِزخـم ِدلـم؟
دل نــام ِعــلــی بــُـرد و بـهـارش را یافت .