به نامت میتپد جانم،به نامت میزند دلها
تو دریای کراماتی،تویی آرامِ ساحلها
ز نور تیغ عدلت شب،چراغِ صبح میگردد
هزاران صبح میخیزد ز خاکِ تیرهمنزلها
نه تنها شیر میدان نبرد و صولتِ مردی
که در اشکِ یتیمانی،پناهی،گرمِ محفلها
به محرابِ عبادت،خونِ سرخت،آیه میخواند
که حق با عاشقان مانَد،نه با اهل تجاهلها
چه شب ها آمدی،کوچه،تو با نانِ امیدِ حق
به بد خواهان خود حتی،به قلبِ سردِ قاتلها
دلِ ما تشنه ی عدلیست کز نامت شکوفا شد
ببار ای ابرِ حق،تاصبح، بر این خشکیِ باطلها
اگر حافظ شوم روزی، غزل جز تو نخواهم گفت
که نامت میدهد رونق به بزمِ جام و ساغرها
اگر سعدی شوم روزی،نصیحت بر زبان آرم
که حکمت در نگاه توست،نه در صحبتِ جاهلها
چو مولانا بچرخانم قلم از شوقِ بیپایان
تو باشی قبله ی جانم، تو باشی شمسِ محفلها
اگر فردوسیام خوانی،سرودِ حیدر آید باز
که شاهان زنده میگردند ز نامِ رستمِ شبها
علی،ای معنیِ ایمان،من از عشقِ تو آوارم
و تا وقتی که جان دارم،برای تو علیـیارم🌀
علی معنایِ عدل است و یقین است؛
نگاهش بر یتیمان، بهترین است.
به جز او کیست آن شیر ِدلاور؟
که مهرش در دلِ هر مؤمنین است.
حسین طاهریدو نور خدا محرم همدیگه میشن (1).mp3
زمان:
حجم:
4.6M
علی (ع) 🤍 فاطمه (س)
0:38