eitaa logo
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
756 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
653 ویدیو
5 فایل
احمد کریمی میبدی کمی نویسنده، کمی معلم، کمی طراح ... @ALEF_KAF_MEEM کتاب‌ها #تحــفه_تدمر با مشارکت نویسندگان محفل منادی: #من_ماله_کش_نیستم #محفل_محترم به روزتر هستم در: https://ble.ir/pashoftehjostar
مشاهده در ایتا
دانلود
خبر خوبی به من نمی‌رسد اما باعث نشد همان دیشب شروع کنم به نوشتن! صبح می‌نویسم که جزئیات ماجرا کمی توی وجودم ته‌نشین شده باشد؛ یا حداقل مسلط‌تر بر احساساتم این حرف‌ها را اینجا بنویسم... باور کنید ما مقصریم؛ آقای پدر، خانمِ مادر! اگر بچه‌ی ما دارد آسیب می‌خورد ما مقصریم، ما که هنوز قدرتِ کنترل خودمان را نداریم، توی مجازی منفعلیم و داریم هُرهُری و هر دم به هر خیال زندگی می‌کنیم. اینکه نسل نوجوان ما به خاطر حالا هر چیزی که یکیش می‌شود حماقتِ چند تا مسئول در عدم مدیریت درست بر فضای مجازی، نمی‌تواند خودش را پیدا کند، گیر افتاده توی هجومِ بی‌نظیرِ موجِ شهوت و گرایش‌های مختلفِ انحرافی و دارد از دست می‌ورد، ما مقصریم! بیایید برویم ده دقیقه به دور از هر جذابیتِ کاذبی در فضای مجازی و کانال‌ها و گروه‌هایش، تلویزیون و فیلم‌هایش، ماهواره و دنیایی از جلوه‌های کاذبش و یا هر کوفت دیگری، به این فکر کنیم که چقدر پدر و چقدر مادریم؟! اینکه توی این جریانِ جدیِ زندگی آیا اندازه‌ی کلمه‌ی مادر و پدر شده‌ایم؟ یا هنوز توی بچگی خودمان دنبال هزار تا تامینِ علایق بچه‌گانه‌ی خودمانیم؟! بیایید کمی پدر و مادر باشیم؛ و نه پدر و مادرِ نمره‌ی بچه‌ها، نه پدر و مادرِ کیف و کفش و موتور و مانتو و گوشیِ بچه‌ها! پدر و مادر شدن، اینی نیست که ما داریم ادایش را در می‌آوریم! به خدا یک وقت آدم با سیلی واقعیت بیدار می‌شود که دیگر کار از کار گذشته...! اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
«زندگی زیر پرچم داعش» در سوریه، یک‌جوری می‌شود فردای نابودی جمهوری اسلامی در ایران! کمی پیاز داغ ماجرا را البته تفت داده‌ام که دست‌تان بیاید چه می‌خواهم بنویسم؛ و این یک واقعیتِ کاملاً پیش‌بینی شده است که در سوریه تجربه شد؛ و نه تنها یک بار و محدود، که دو بار و به صورت تمام و کمال! یک بار داعش و جریان‌های تکفیری به صورت موقت و چند ساله حکومت کردند ولی هنوز حکومت بشار اسد نفس می‌کشید و نهایتاً به کمک ایران حاکمیت خود را اعاده کرد؛ دومین بار اما حکومت از هم پاشید و ماجرای تجزیه‌ی سوریه به سرعتی باورنکردنی اتفاق افتاد. البته تجزیه تا الانی که ظاهر ماجرا نشان می‌دهد. حالا چرا فردای جمهوری اسلامی در ایران، شبیه همین سوریه کنونی می‌شود؟! چون دشمن یکی‌ست، هدفش یکی‌ست و هیچ حاکمیتِ برنامه‌دارِ قدرتمندِ مستقلِ همراه با عِده و عُده‌ای وجود ندارد که ایران یک‌پارچه را مدیریت کند؛ بنابراین مثل روز روشن است که ایرانِ بعد از جمهوری اسلامی قرار است چه باشد! چیزی به مراتب بدتر از سوریه‌ی کنونی... این کتاب به خوبی اما توهم آزادیِ پس از نابودی حکومت بشار اسد را دارد برای مخاطبش توصیف می‌کند؛ مثل همین بخش اول کتاب که یک نفر از مخالفان حکومت روایت کرده و بعد از ساقط شدن جریان حاکمیت سوریه می‌فهمد که چه بلایی سرشان آمده... این کتاب، روایتِ بیداریِ بعد از مسلط شدن دشمنی‌ست که در لباس دوست خودش را ارائه کرده و روایت مردمی که دیر بیدار شده‌اند... این کتاب را تقدیم کنید به همه‌ی آنهایی که وسط خیابان دنبال نابودی جمهوری اسلامی بودند...! اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
هدایت شده از KHAMENEI.IR
21M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 رهبر انقلاب: کار نرم‌افزاری دشمن، فاصله‌انداختن بین واقعیت و تصور افکار عمومی است/امروز کار اساسی و مهم برای دستگاه‌های تبلیغاتی ما، پاره کردن پرده‌ی توهم اقتدار دشمن است؛ نگذارید تبلیغات دشمن بر روی افکار عمومی اثر کند 🔹️رهبر انقلاب در دیدار مردم قم: ✏️کار نرم‌افزاری عبارت است از دروغ‌پردازی، فاصله انداختن بین واقعیت با فکر و تصور افکار عمومی؛ شما رو به قوت می‌روید، او تبلیغ می‌کند که شما دارید ضعیف می‌شوید. خودش دارد ضعیف می‌شود، تبلیغ می‌کند که دارد قوی می‌شود. شما تهدیدناپذیر می‌شوید، او میگوید: «من با تهدید شما را از بین می‌برم.» تبلیغات این است. یک عده‌ای هم تحت تاثیر قرار می‌گیرند. ✏️امروز کار اساسی، کار مهم برای دستگاه‌های تبلیغاتی ما، برای دستگاه‌های فرهنگی ما، تبلیغات ما، وزارت ارشاد ما، صداوسیمای ما، فعالان فضای مجازی ما، کار اساسی این است که پرده‌ی توهم اقتدار دشمن را پاره کنند، بشکنند، نگذارند تبلیغات دشمن بر روی افکار عمومی اثر کند. این کاری است که آن روز (قیام ۱۹ دی۵۶) قمی‌ها کردند. ۱۴۰۳/۱۰/۱۹ 💻 Farsi.Khamenei.ir
شده بود یک! تا کلاس تمام شود و برسم پای سجاده‌ی دو کلام حرف حساب با جنابِ خالق، یک ساعت و خرده‌ای از اذان گذشته بود. تا آمدم الله‌اکبرِ آغاز را بگویم موبایل زنگ خورد و از انجایی که ما آدم‌هایِ ظلمتُ‌نفسی با خدا ندار هستیم و این یکی دو دقیقه‌ها را می‌دانیم که از نامه‌ی سیاه عمل‌مان فاکتور می‌گیرد، رفتم به جواب دادن تماس... مجید بود: «بیا بریم کربلا!» یک جورهایی شیرین می‌زد انگار. «حالت خوبه مجید؟ کربلا؟ الان؟ ظهر چهارشنبه؟!» بی‌خیال هم نمی‌شد «ماشین دمِ در خونه‌ی ما آماده‌س و یه جای خالی داریم! بلند شو بیا بریم کربلا...» جدی بود که نمی‌زد زیر خنده که «شوخی کردم و ...!» و من که همین طوری به خودم گاهی وقت نمی‌دهم که «سرم شلوغه و نمی‌تونم و وقت ندارم و اینها...» گفتم «نماز بخونم اومدم!» صدای «زودی بیا» را شنیده نشنیده قطع کردم و نمازم را که قاتی شده بود با خمِ ابروی یار و فریاد محراب که کجایی بنده‌ی بی‌حواسِ خدا، دست‌پاچه خواندم! انگار نه انگار که خودش جور کرده و من دارم هول می‌زنم که نمازم را زودی بخوانم و برسم به یک سفرِ نطلبیده‌ی اصلاً از آسمان افتاده توی بغلم...! بیست دقیقه بعد درِ خانه‌ی مجید بودم بدون هیچ کوله‌پشتی و ساک و وسیله‌ای و تو بگو به غیر از گذرنامه و شارژر موبایل، یک آهِ خشک و خالی! که همراهم هیچی نبود. همان شارژر هم به درد نخورد و نیمی از مسافرتِ یک روزه به کربلا و نجف و کاظمین با گوشیِ همراهِ نیمه‌راهِ خاموش ادامه پیدا کرد. آن روزِ چهارشنبه نماز مغرب را توی حرم حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها خواندیم، صبح زودِ پنجشنبه مهران بودیم، ساعت دویِ بعد از ظهر نجف بودیم، پنجِ پسین و همینطور شبِ جمعه کربلا بودیم، دوازده از کربلا در آمدیم، سهِ صبح کاظمین بودیم، چهار صبح جمعه از کاظمین رفتیم مهران و از آنجا برگشتیم و صبح شنبه هم سر کار بودیم! به همین سرعت و دقت و شیرینی... و الان شب جمعه‌ای هوسم شده بروم کنارِ صحنِ حرم سیدالشهدا بنشینم و فقط هوای آنجا را مدام و عمیق بو بکشم و با بازدمم بگویم «الحمدللهِ ربِ الحسین» و چشم بچرخانم توی در و دیوارِ حرم و توی ان شیشه‌های سکوریتِ زیرِ سقف، رقص پرچمِ سرخ رنگ بالای گنبد را سیر کنم... خدا از این مسافرت‌هایِ یک‌هوییِ شیرین‌عسل نصیب کند، ان‌شاءالله... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
از اون کتاب‌های نوبر ...! اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به «شهر فرشتگان» معروف است و بهشتِ بسیاری از آدم‌های دنیاست. عشاق‌الآمریکا به احترامش تمام قد می‌ایستند و آدم پولدارهای دنیا آنجا ساکن هستند... و آدرس آرمان‌شهرِ دنیا را بپرسید به شما می‌گویند «لس‌آنجلس» حالا عذابِ آتش افتاده توی شهر فرشتگان و دارد می‌سوزاندش؛ و نمرود با همه‌ی ابهتش و قدرتش و شکوه و شوکتش نتوانسته کاری کند! اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اسمش را می‌گذارند «بلایای طبیعی» اما باور ما همین صحبت‌هایی است که شهید سیدحسن نصرالله می‌گفت؛ ذرات عالم تحت اختیار خداست و آدمی هر چه توانگر و مغرور باشد، یک جایی می‌فهمد که حتی حریف یک پشه‌ی زار و نزار هم نیست! باد با آتش همکاری می‌کند و آب تسلیم یکه‌تازی این دو می‌شود و انسان متکبر را به خاک سیاه می‌نشاند؛ و کو عبرت‌گیرنده‌ای که عبرت گیرد؟! جو بایدن درست فهمیده! «لس‌آنجس انگار یک شهر جنگ‌زده شده» جایی شبیه غزه‌ی مظلوم؛ فرقش این است که آن را بمب‌های شیطانی نابود کرده، این را بمب‌های خدایی... شما در محاصره‌ی لشکریان خدا هستید اما نمی‌فهمید و نمی‌دانید و درس نمی‌گیرید و این هنوز آغازِ راه است؛ آینده تلخ‌تری در انتظار شماست به اذن الله... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آتش قلب تو و طوفانِ چشم‌هات است که افتاده توی زندگی‌شان، می‌سوزاند و نابود می‌کند... و این سخت‌ترین انتقام نیست؛ و هنوز روزهای خوش‌شان است! اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شعله تا سرگرم کار خویش شد هر نی‌ای شمع مزار خویش شد... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
از کتاب‌فروشی تماس گرفت «یه کتاب خوب اومده راست کارِ خودت!» حالا نه اینکه با این ادبیات بگوید، چون فروشنده خودش یک پا استاد ادبیات است و نویسنده و توی فرهیخته‌ها حسابی از ما بهترون! گفت «روایت محوره!» و چون می‌داند خدمت آقا ارادت دارم می‌گوید «مربوط می‌شه به جلسات و سفرهای رهبری» و نمی‌داند که قلم مهدی قزلی و کارهاش را دوست دارم اما می‌گوید «این رو قزلی نوشته!» و من یک‌باره ترغیب می‌شوم بروم و سری بزنم به کتاب‌فروشیِ بزرگ شهر... اشکالِ آقای دوستِ فروشنده این بود که «اول کار به خاطر طرح زیلوی روی جلد ترغیب شدم بردارم بخوانم» و می‌گفت «زیلوی میبد و این کتاب؟ والا به هم نمیاد!» و البته اینطوری نگفت، ادبیاتی‌طور گفت. توضیح دادم این زیلو را اصلا توی کشور به اسم «زیلویِ طرح رهبری» می‌شناسند و اگر یک نفر پای کارِ دیده شدن و تبلیغ زیلوی میبدی آمده باشد و کوتاه هم نیامده باشد، رهبری است. و توضیحاتی که آقای دوست را قانع کرد... علی‌الحساب این کتاب را تازگی شروع کرده‌ام به خواندن و چه کتابِ خوش‌نوشت و خوش‌خوانی هم شده واقعاً. اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT