اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
در عصر کنونی به اعتراف اساتید جامعهشناس و روانشناس، با نسلِ نوجوانی طرف هستیم که شجاعتر، فهیمتر و
آقا پسرهای عزیز...
حداقل دو هفتهای جلسه نداریم؛ من به کارهام میرسم، شما به زندگی ☺️
بعدش هم تا خدا چه خواهد...
@ALEF_KAF_NEVESHT
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سعدیخوانیِ رهبر انقلاب در دیدار با مسئولان نظام...
پینوشت؛
امروز روز بزرگداشت سعدی شیرازیست
@ALEF_KAF_NEVESHT
مربی تو یادت نیست! لابد از بینِ همهی آنهایی که توی این ده سال آموزش دادی، من را یادت نمیآید!
آن روز توی میدان تیر اگر امید یادم نیانداخته بود چطوری آن خشابِ منحنیِ کوفتی را در و تو کنم، باور کن توی همینش هم مانده بودم!
پنج فشنگ جنگی داشتم که هیچ وقت دستم بهشان نخورده بود؛ خودم را قاتی آموزش دیدهها جا زده بودم و کسی خبر از حال و روزم نداشت. و حتماً تا جایی میشد ادای تیراندازها و تفنگبلدها را در آورد نه بیشتر...
اما ادامه دادنش یکی مثل تو میخواست که ستارالعیوببازی در آورد و توی آن کاغذی که برای ثبت امتیاز دستت بود و نمرههایش برای بقا در دورهی آموزشی مهم بودند، نمرهی بالا را ثبت کند!
مربی دَمِ تو گرم! بین پنج فشنگ قلقگیری و هشتتای نمره، هیچ کدام توی آن تختهی بزرگِ پشتِ سیبل هم نخورده بود اما تو نوشتی هشتاد امتیاز و آهسته، بدون اینکه فرماندهی جدیِ میدان بفهمد، گفتی «جبران کن!»
مربی...
امروز توی میدان تیر و بعد از ده سال، وقتی در حالت نشسته، زیر آفتاب، بدون قلقگیری، پنج گلوله را نسبتاً خوب و توی یک محدودهی خاص سیبل زدم، یادت افتادم!
الان که دارد توی گوشم هنوز صدای وزوز و سوت تیراندازیِ میدان تیر میآید، گفتم این را بنویسم که لطف بزرگی در حق من کردی، که فراموش نمیکنم. و هر جا دست به اسلحه باشم، آن تیپ و هیبتِ متوسلیانطورِ تو میآید توی فکرم...
#میدان_تیر
#روز_تاسیس_سپاه
@ALEF_KAF_NEVESHT
21M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وسط پرپوچِ موسیقیهای متوهمانهی غربی و شرقی، موسیقی ایرانیست که هنوز بوی کهنگیِ برنج شمال را میدهد...
#سنتور
@ALEF_KAF_NEVESHT
دیشب یک مستند خیلی خوب از تلویزیون دیدم درباره فلسطین و عکسها و خبرنگاران مرتبط با ماجرای فلسطین...
گذاشتم روی یادآور که صبح و بعد از آرشیو شدن در تلوبیون، پیوندش را برایتان بگذارم، ببینید؛
این شما و این «فریمهای فلسطینی» از شبکه مستند
https://telewebion.com/episode/0x129f3edc
پینوشت؛
عکس را از روی فیلم گرفتم. هلیکوپتر اسراییلی بالای سر مردم فلسطین. یکی از شاهکارهای «کیغام جغلیان» از عکاسان فلسطینی جنگ است که باور کنید اسمش را توی اینترنت جستجو کردم و پیدایش نکردم...
@ALEF_KAF_NEVESHT
28.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از همهی مستند «فریمهای فلسطینی» این بخش آخرش را خیلی دوست داشتم.
هر چند باید تمام مستند دیده شود تا زیبایی کار دستتان بیاید اما این بخش، غوغایی از متن و تصویر و صداست که دیدنش واقعاً خالی از لطف نیست.
@ALEF_KAF_NEVESHT
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اعترافات کلینتون رییسجمهور اسبق آمریکا در مورد دخالتهای آمریکا در ایران
و اینکه این دخالتها مربوط به دوران پهلوی دوم و سقوط حکومت مصدق، به بعد است
@ALEF_KAF_NEVESHT
36.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از بهترینهای تلاوت که مدام میبینم...
#تلاوت
@ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#سیُ_هشت صبحِ روزهای سفر، صبحِ دلشورههای بیمعنی است! دل آدم هو بر میدارد. نمیداند با خودش چند چ
صبحِ روزهای سفر، باید صبحِ دلشورههای بیمعنی باشد! دل آدم هو بر دارد و نداند با خودش چند چند است. اما امروز آرامترم! هر چند خدا بخواهد سفرم دو هفتهای حداقل طول میکشد.
و سفر همیشه آدم را ادب میکند، یاد میدهد دل کندن و جا گذاشتن و رها کردن را؛ امروز صبحی از خدا تشکر کردم بابت فرصت سفر رفتن و دل کندن...
راهی یک اردوی جهادیام. باور میکنید؟! #غلامحسین هم هست و من دارم برای خودم نقشه میکشم گوشهای از خاطرات او را برایتان بنویسم؛ گفته بودم که منطقه عملیاتی بوده؟!
فرصتی دست بدهد و وسط ملغمهی ساخت و ساز و کار، دستمان آزاد شود، مینشینم حرفهایش را برایتان مینویسم...
یا علی
#روایت_جهادی
@ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
صبحِ روزهای سفر، باید صبحِ دلشورههای بیمعنی باشد! دل آدم هو بر دارد و نداند با خودش چند چند است. ا
سر صبحی سالن را روی سرشان گذاشتهاند جهادیها! جماعت شاد و شنگولِ راهی سفر، از هجده ساله توی خودش دارد تا پیرمردهای نمیدانم چند ساله.
دارند اسمها را میخوانند برای دادن کارت پرواز. شگفتانهی خوبیست نه؟! یعنی فکر میکردید با اتوبوس میخواهند ما را ببرند؟ نیروی اتوبوسی حداقل دو روز کارش است از خستگی و کوفتگی سفر زمینی در آید تا بعدش به یک دردی بخورد. پس سلام بر هواپیمایِ غولِ روسی که قرار است دهها نفر آدم شنگول و سر ذوق را بردارد ببرد مناطق محروم...
#روایت_جهادی
@ALEF_KAF_NEVESHT
توی این هواپیما خبری از خانمهای «به علامت نکشیدن سیگار توجه کنید» نیست! اصلأ از مهماندار هم خبری نیست.
نان و ماستموسیرمان را دادهاند دستمان و راهیمان کردند سمت سالن آخری. وقت صبحانه خوردنِ آقای ایلوشین است و این بچه غولِ دارای اضافه وزنِ زیاد معلوم نیست کی سیر میشود، کی قرار است بپرد و چقدر قرار است روی آسمان بماند و کی قرار است کجا ما را بنشاند روی زمین...
#روایت_جهادی
@ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
توی این هواپیما خبری از خانمهای «به علامت نکشیدن سیگار توجه کنید» نیست! اصلأ از مهماندار هم خبری نی
ایلوشین پله برقی ندارد. اینطور بگویم که اصلأ پله ندارد و باید زحمت بکشید روی یک سکوی پلمانند از پشت هواپیما وارد شوید. کمی دیرتر سوار شدم و دو طبقه آدم روی هم میبینم. باید جایی را برای نشستن پیدا کنم. ابراهیم میگوید برو بالا، پایین جا نیست.
پلههای شبیه نردبان را بالا میروم. دو ردیف چند ده متری صندلیِ یکسره روبروی هم هستند. میروم وسطهای هواپیما و مینشینم جایی خالی وسط دو نفر.
تلویزیون حدوداً چهل اینچی آن جلو بند است که یک آدم را روی باند نشان میدهد. دارد دستهایش را چپ و راست میکند و بالا و پایین میآورد.
پشت سر ردیف ما و ردیف روبرو یک فضای یک متری خالیست که پایین هواپیما پیداست. جمعیت نشسته و حتی آن جلوتر چند تا زن و بچه هم میبینم!
تا آدمِ وسط باند از توی تلویزیون برود کنار و راه بیفتیم، شلوغپلوغهای کنارم پخش همراهشان را روشن کردهاند و مداحی شور گذاشتهاند.
درِ پشت هواپیما شبیه کاپوت ماشین بسته میشود. خلبان پشت بلندگو سلام میکند؛ یک صلوات چاق میکند و میراند تا برسد به اول باند پرواز...
تازه آنجاست که غول روسی غرش خودش را به رخ میکشد. صدای پر حجم موتورها، کنده شدن غول از جایش و سرعت فوقالعاده زیادش را از حال و روز آن و از توی تلویزیون به راحتی میشود شنید و دید.
شاد و شنگولها دارند مداحی چنج میکنند که ایلوشین از زمین جدا میشود. میشود اولین پرواز متفاوتی که دارم تجربه میکنم؛ بدون مهماندار و غذا، توی یک فضای دایره که بدنهی آن شبیه دیوارِ مقواکاری شده است و سیمهای برق و جرثقیل و ... از این طرف به آن طرف کشیده شدهاند...
خلبان اهل حال است. با صلوات پرید، با یا علی نشست...
#روایت_جهادی
@ALEF_KAF_NEVESHT