eitaa logo
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
754 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
653 ویدیو
5 فایل
احمد کریمی میبدی کمی نویسنده، کمی معلم، کمی طراح ... @ALEF_KAF_MEEM کتاب‌ها #تحــفه_تدمر با مشارکت نویسندگان محفل منادی: #من_ماله_کش_نیستم #محفل_محترم به روزتر هستم در: https://ble.ir/pashoftehjostar
مشاهده در ایتا
دانلود
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یکی از مقدمات ظهور امام عصر، همین مشخص شدنِ موضعِ آدم‌هاست نسبت به حق و ناحق! به اینکه بروند طرفِ جبهه شیطان یا اینکه بیایند توی جبهه حق و بایستند در طرف درست تاریخ. و سیسیلیا کالور، دانشجوی دانشگاه جورج واشنگتن، همین دختری که دارد در مراسم فارغ‌التحصیلی پشت جایگاه حرفش را می‌زند، مثل اکثر دانشجویان آمریکایی ایستاده در طرف درست تاریخ و دارد با شجاعت از حق دم می‌زند. کسانی که جریانات اجتماعی آمریکا را مطالعه کرده‌اند می‌دانند این نوع حرف زدن، آن هم در چنین جایی، یعنی خداحافظی با همه‌ی آن موقعیت‌های آرمانیِ مناسبی که می‌تواند در آینده نصیب او شود؛ و به جان خریدن مخاطراتی که آن قدرها هم شاید برای یک دختر قابل تحمل نباشد سیسیلیا دارد دست‌هاش می‌لرزد، اما جلوی ریاست و مدیریت دانشگاه و دوربین‌هایی که تصویرش را می‌گیرند، دلش خیلی قرص است. و انصافاً با یک جمله‌ی طلایی حرفش را تمام می‌کند @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
در عصر کنونی به اعتراف اساتید جامعه‌شناس و روانشناس، با نسلِ نوجوانی طرف هستیم که شجاع‌تر، فهیم‌تر و
امشب ان شاءالله ساعت 21 مثل هفته های قبل دورهمی داریم؛ مسجد جامع میبد... می دونم دارین صبح تا شب، شب تا صبح می‌خونید که بیست‌تون نشه 19/75 ولی برای استراحتِ بین درس‌ها می‌تونید روی دورهمی حساب کنید 😉 و زیادم به خودتون سخت نگیرید...! @ALEF_KAF_NEVESHT
هدایت شده از محمدعلی جعفری
🎥 روایتی خواهم گفت از سفر شهید رئیسی به نیویورک... 🔘 امروز دوشنبه؛ حوالی ساعت ۱۷:۳۰؛ شبکه یزد 🆔️ @m_ali_jafari
روایت حامد عسکری از دیدار رهبری با معلم‌ها رو در پیوند زیر مطالعه کنید؛ بخش کوتاهی از این روایت هم شیرین‌کاریِ یه بچه‌میبدی هست که تصویر اون رو براتون گذاشتم! یعنی ثابت کرده یه میبدی نمی‌تونه یه جا آروم بشینه و باید دستش به کاری بند باشه، ولو اینکه توی بیت رهبری باشه :) https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=60216 @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
در عصر کنونی به اعتراف اساتید جامعه‌شناس و روانشناس، با نسلِ نوجوانی طرف هستیم که شجاع‌تر، فهیم‌تر و
شب گذشته و توی دورهمیِ خوبی که با رفقای نوجوان داشتم، گفتیم و شنیدیم از سید ابراهیم رئیسی. از تلاش‌هایی که رئیس‌جمهور شهید کرد و از تخریب‌هایی که در زمان زیستنِ ایشان باعث ندیدن زحماتش شد... در دورهمی دیشب البته از حواشیِ نوشته شدنِ کتابِ «من ماله‌کش نیستم» هم گفتم. از تلاشِ بچه‌های منادی که باعث تولید این اثر شدند. و گفتم از زمانِ فعالیتِ در حوزه خبرنگاری و تجربه‌ای که در حیطه‌ی فعالیت‌های سید ابراهیم رئیسی و دولتش داشتم... به لطف خدا دورهمی خوبی شد دیشب؛ ممنونم از تک به تک بچه‌ها که همراهی کردند @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
ده پانزده نفر دست به قلمِ مدعی آمدیم پای کارِ سفرت به استان یزد! پخش شدیم هر جایی که می‌آمدی آنجا یا
برشی از «من ماله‌کش نیستم!» آقای 912 زنگ ‌زد. گفت ساعت سه از تالار فرهنگیان راه می‌افتیم سمت مهریز. دقیقه نود خودم را رساندم بهشان. کوچه‌ای قرق شده بود. رئیس جمهور می‌آمد سرکشی و آغاز عملیات اجرایی ۲۳ هزار و ۶۰۰ واحد مسکونی طرح نهضت ملی مسکن. زیر بادبرف، صاحبخانه‌ها قطار شدند توی کوچه. رئیسی رسید. تازه‌دامادی با شاخه گلی از سید ابراهیم قدردانی کرد. رئیس جمهور گفت: «حالا که مسکن‌ات حل شد زود فکر فرزندآوری باش!» و جمعیت خنده شد از این حرف. جلوی یکی از خانه‌ها پسری با صوت حمد خواند. مادرش گفت: «مستعده ولی پول کلاسشو نداشتیم!» رئیسی به استاندار گفت: «هزینه‌اش با من!» خانمی جلو آمد: «شما سیدی، بچه‌های من هم سیدن، خونه‌مونو منور کنید!» دستش را رد نکردند، رفتند داخل. رئیسی نشست داخل هال خانه. زن خانه چای آورد. گفت از شما عیدی می‌خواهیم. کور و شرمنده خداست که خانه‌دار شده‌اند ولی توی پرداخت اقساط‌اش مانده‌اند. وزیر راه و شهرسازی گفت: راه‌حل‌هایی پیش‌بینی کرده‌ایم؛ مبلغ قسط‌ها را کم کنیم و پله‌کانی! وقتی پا شدند رئیسی اجازه خواست اتاق‌ها را ببیند. زن خانه گفت: صابخونه‌اید شما. خانه سه خوابه بود و حیاط‌دار. رئیسی با خنده گفت: تهرونیا آرزو می‌کنن همچین خونه‌ای رو! فرماندار جوان مهریز توضیح داد، فرهنگ مردم یزد سنخیتی ندارد با آپارتمان‌نشینی؛ همه انرژی‌مان را گذاشته‌ایم برای ویلایی‌سازی. از همان‌ها که آن روز 170 واحدش تحویل مهریزی‌ها شد... @ALEF_KAF_NEVESHT
هدایت شده از محمدعلی جعفری
17.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دی ۱۴۰۱. دومین سفر استانی آقای رئیسی به یزد بود. دلار و سکه حسابی کشیده بود بالا. دولت گوشه رینگ بود و رسانه‌ها دریغ نمی‌کردند. من هم گلایه‌مند. به حسین پارسائیان زنگ زدم؛ معاون استاندار یزد. گفتم که می‌خوام کارهای دولت رو توی این دو روز ببینم و روایت کنم. بدون تأیید شخص بالاسر. بدون سانسور. هرآنچه دیدم روایت می‌کنم. گفت: "چی میخوای؟" گفتم: "بذاری یکی دوتامون با تیم هيئت دولت همراه بشیم." قبول کرد. بعد خندید: "علی ما رو به باد ندی!" با بچه‌های منادی جلسه گذاشتم. چهارده نفر آمدند پای کار. فقط به خودم اجازه حضور در حلقه هيئت دولت دادند. بچه‌ها از فرودگاه تا میدان امیرچقماق پخش شدند و دیده و شنیده‌ها را در مجازی روایت می‌کردند. دو روز بیست‌وچهارساعته روایت نوشتیم. گوشه‌گوشه سفر. ظهر روز دوم، بعد از نماز ظهر در فرمانداری خاتم، استاندار صدایم زد. گفت: "بعضی از مطالب‌تون رو خوندم!" دستم را گرفت برد کنار آقای رئیسی. ماجرای روایت‌نویسی‌مان را گفت. حاج‌آقا خیلی خوشش آمد. گفت: "هی میگن رسانه‌مون ضعیفه؛ این رسانه!" مدل را توضیح دادم که می‌شود در تمام سفرهای استانی پیاده کرد. وقتی آمدم کنار دوباره استاندار صدایم زد. گفت: "میتونید این روایت‌ها رو شسته‌رفته‌ش و پیوسته‌ش کنی؟ یه‌چیزی شبیه سفرنامه!" با بچه‌های منادی داشته‌ها را گذاشتیم وسط. خروجی‌اش شد: . این کتاب را انتشارات شهید کاظمی حوالی اسفند ۱۴۰۱ چاپ کرد. زمان حیات آقای رئیسی! 💥کانال محمدعلی جعفری👇 https://eitaa.com/joinchat/143917280C5518173200
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
دی ۱۴۰۱. دومین سفر استانی آقای رئیسی به یزد بود. دلار و سکه حسابی کشیده بود بالا. دولت گوشه رینگ بود
روایتِ استاد عزیز ما و سرتیمِ کارِ «من ماله‌کش نیستم!» رو می‌خونید... این کتاب شامل عنایت و نگاه ویژه شهید سید ابراهیم رییسی بود و ما از اینکه سهمی اندک در جریان خدمتگزاری این مرد بزرگ داشتیم، خوشحالیم... بی‌صبرانه منتظر سفرنامه‌ی سید ابراهیم به سازمان ملل متحد با قلم استاد جعفری خواهیم بود، ان‌شاءالله...