eitaa logo
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
755 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
653 ویدیو
5 فایل
احمد کریمی میبدی کمی نویسنده، کمی معلم، کمی طراح ... @ALEF_KAF_MEEM کتاب‌ها #تحــفه_تدمر با مشارکت نویسندگان محفل منادی: #من_ماله_کش_نیستم #محفل_محترم به روزتر هستم در: https://ble.ir/pashoftehjostar
مشاهده در ایتا
دانلود
با تعدادی از دوستانم در مورد ماجرای «طوفان‌الاقصی» اختلاف نظر داریم. آنها این حرکت را به یک اشتباه بزرگ تعبیر می‌کنند که هزینه‌های گزافی را بر فلسطین، غزه و از طرفی بر محور مقاومت تحمیل کرده و من مثل بسیاری دیگر، این حرکت را یک حرکتِ استشهادیِ بزرگ در مقیاسی کوچک‌تر از قیام عاشورا می‌بینیم. و نگاه امام خامنه‌ای را دلیلی بر این نگاهِ مثبت می‌دانیم «ما پیشانی و بازوی جوانان فلسطینی و طراحان مدبر و هوشمند فلسطینی را می‌بوسیم و به آنها افتخار می‌کنیم...» ما معتقدیم طوفان‌الاقصی روندِ آرامِ رو به اضمحلالِ فلسطین را بر هم زد و اسیرِ تله‌ی آمریکا و اسرائیل نشد. این عملیاتِ بزرگ با همه‌ی آن اتفاقاتِ تلخی که بر ما سخت و غمناک بود اما توانست همه‌ی دنیا را بیاورد پشت سر خود و در مقابل اسرائیل قرار دهد. امروز دیگر یک ایرانِ تنها نیست و دنیایی که اسرائیل را یک ملتِ مظلومِ آسیب‌خورده بداند، بلکه یک دنیاست در مقابلِ اسرائیلی که رذالت و جنایت‌پیشگی را به نهایت خودش رسانده و آبروی خودش را هم برده. اگر طوفان‌الاقصی در بدترین حالت ممکن، به نتیجه نرسد و همه‌ی هدف‌گذاری‌های آمریکا و اسرائیل هم به نتیجه برسد (که به‌اذن‌الله نمی‌رسد) همین که همه‌ی دنیا را توانست در مقابل اسرائیل قرار دهد، پیروزِ ماجراست! دقیقاً کاری که امام حسین علیه‌السلام در مقابل یزید کرد و نتیجه‌ی آن بعداً خودش را به شدت و قدرت بسیار زیاد نشان داد؛ که همانا نابودی یزید و بنی‌امیه بود. و حتی بیشتر! به دنیا درس ایستادگی آموخت... پی‌نوشت: دو نمایِ زیبا می‌بینید از بیداری جهانی، در ایتالیا و اسپانیا @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#درباره‌ی_عشق (شماره صفر!) قرار بود درباره عشق و عاشقی و اَبَدی و اینها یک چیزهایی بنویسم. هر چند م
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از دیگر پشت‌پرده‌هایِ خاص «عشق ابدی» صحبت‌های همین بلاگرِ زن ایرانی‌ست؛ و شما دارید واقعیت‌هایِ لو رفته‌ی یک سناریویِ کثیف را می‌شنوید که دستِ دشمنان این کشور را به خوبی رو می‌کند. تا این کلیپ را می‌بینید و مطالبِ را اگر نخوانده‌اید، می‌خوانید؛ می‌خواهم این پادپخشِ خوب را هم گوش کنید که یک اشاره به رفتارِ فکری و عملیِ غربی‌ها با زنان و دختران است. و شنیدنِ آن می‌تواند اندیشه‌ی مخصوصاً دختران نوجوان و جوان را نسبت به اتفاقاتی که دارد در این دنیا می‌افتد، بالا ببرد. https://castbox.fm/vb/849109280 پی‌نوشت: منحرف کردن، بی اخلاق کردن، بی دین کردن و بی هویت کردنِ دختران ایرانی شاید در اولویت برنامه‌هایی باشد که برای این کشور تدارک دیده‌اند. البته «شاید» ندارد؛ این یک اطمینانِ صد در صد است... @ALEF_KAF_NEVESHT
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺پرچمت بالاست نخبه‌ی هوش مصنوعی ایران! @ALEF_KAF_NEVESHT
صفحه 184 قرآن کریم را فرصت کردید با ترجمه و با دقت بخونید! یک‌طورهایی همه‌ی زندگیِ امروز ما در دنیا مربوط شده به همین صفحه... @ALEF_KAF_NEVESHT
امروز به بچه‌های یازدهم از «سندرومِ مه مغزی» گفتم و تبعاتی که در اثرِ استفاده‌ی بی‌ضابطه‌ی شبکه‌هایِ اجتماعی دامن‌گیر آنها می‌شود. در مورد اینکه چطوری با سوءمصرفِ محتوایِ رسانه‌ای که هیچ حد و مرز و چارچوبی ندارد، به کارکردِ مغزیِ خود آسیب می‌زنند و در نتیجه حال و روزشان را به مخاطره می‌کشانند... البته آن قدر برای همین نوجوانِ این سن و سال تجربه شده که نیازی به سند و مدرک و دلایل متنوع هم نیست و بچه‌ها اتفاقاً از بزرگترها این موضوع را بیشتر به نظرم دریافته‌اند. اما بهانه‌ای شد تا کمی از این آقا و سبکِ زندگیِ خاصش در تعامل با فضای مجازی بنویسم. پاول دورف مالک تلگرام است؛ یعنی یکی از یک‌هایِ شبکه‌های اجتماعی؛ ولی جایی خواندم که گوشی همراه ندارد! آنی هم که دارد را توی شرکت خودش جا می‌گذارد و فقط برای بررسی و کنترلِ به‌روزرسانی‌های تلگرام استفاده می‌کند. این آقا یازده دوازده ساعت در شبانه‌روز می‌خوابد. روزش را هیچ وقت با موبایل شروع نمی‌کند و اعتقاد دارد خودش باید مسیر زندگی‌اش را مدیریت و تعیین کند، نه شرکت‌ها، سازمان‌ها، شبکه‌ها، کانال‌ها و ... و ...! می‌بینید؟! این آدم در رسانه یک متخصص تمام عیار است! و حالی‌اش شده که محصولاتِ دنیایِ مجازی، مثل تلگرام و اینستاگرام، می‌تواند چه آسیب‌هایی به زندگی و روح و روانش بزند... پی‌نوشت: به بچه‌ها هم گفتم؛ دوری از شبکه‌های اجتماعی باعثِ عقب‌افتادگی، کم‌سوادی و کم‌عمقی نمی‌شود. اتفاقاً باعث کم شدنِ توهمِ دانایی و باعث تمرکز بیشتر می‌شود. @ALEF_KAF_NEVESHT
ده دقیقه به هفت لباس مدرسه را بر کرده و می‌پرسد «بخوابم؟!» خیالش را راحت می‌کنم «بخواب صدات میزنم» ساعت هفت آرام دست می‌گذارم روی لُپ‌هاش «بریم؟!» چشمش نیمه‌باز می‌شود و توی عالم خواب و بیداری پنجه دستش را بالا می‌آورد «پنج دقیقه بخوابم؟!» می‌گویم «وقت داری، بخواب...!» آمدم اینجا بنویسم استرس صبحِ مدرسه را از بچه‌ها بگیرید. صبح خانه را آرام کنید. برای‌شان خاطره تلخ از صبح‌هایِ روی اعصابِ رفتن به مدرسه جا نگذارید؛ آمدم بنویسم تا کمی وقت خواب برایش مهیا باشد و بعد، بروم ببرمش مدرسه، خودم هم از همان طرف بروم مدرسه... @ALEF_KAF_NEVESHT
سومین کلاس، دست و پام مال خودم نبود و حنجره‌ام داشت ریپ می‌زد. خدا هم خواست برای‌مان و شرایط جوری پیش رفت که یک استندآپ کمدیِ درسیِ خوب جفت و جور شد و بچه‌ها حسابی خندیدند. یعنی موضوعِ درس و ارائه‌ی مبحثِ کلاسی نبود، خودم هم حیفم می‌آمد تمامش کنم. مخصوصاً که اهلِ فن می‌دانند خنده گرفتنِ درست و حسابی از پسرانِ متوسطه‌دوم سخت است... له و لورده که آمدم شرکت، یادم انداختند که نرسیده باید بروم کلاسِ دوره‌ی ایمنی و بهداشت. استاد دعوت کرده بودند، از این‌کاره‌هایِ کاربلد و قرار بود یک دوره‌ی فشرده را برای‌مان بگوید. باور کنید خدا داشت حالی‌م می‌کرد که ارائه‌ی خوب و روی دورِ خنده چقدر می‌تواند حالِ مخاطب را خوب کند! حتی وقتی یک دوره‌ی محتوایِ فشرده‌ی ایمنی بهداشت را توی چهار ساعتِ پشتِ سر هم گوش می‌کنید! روزِ خسته‌کننده اما جذابی شد به خواست خدا... @ALEF_KAF_NEVESHT
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیامک دادن و گشتنِ توی اینترنت ما را رساند قطعه پنجاه. و بالاخره محل دفن سجاد را پیدا کردیم. دیدم آن قدرها هم زور زدن نمی‌خواست انصافاً! فقط باید راه می‌افتادم بین قطعه‌های بهشت‌زهرا و آن جایِ خیلی شلوغ را پیدا می‌کردم، می‌رفتم سراغش. همین! با اختلاف شاید شلوغ‌ترینِ قبر بهشت‌زهرا مال همین آقا سجاد زبرجدی باشد. دو سه ردیف آدم نشسته و ایستاده بودند اطراف قبر، اکثراً هم دختر و زن؛ و بعضی‌شان با پوشش‌هایِ ناجور! و تعدادِ بیشتری هم مثل من با فاصله و بی فاصله از جمعیتِ چسبیده به قبر ایستاده و نشسته بودیم. و سجاد به نظرم از آن شهدایِ دارای اعتماد به نفس بالاست! صراحتاً توی وصیت‌نامه‌اش نوشته اگر مشکلی دارید بیایید سراغ من، بهشت‌زهرا، تا مشکل شما را حل کنم؛ و حل کرده و حل می‌کند! یک شهید کار راه‌بیندازِ ثابت‌شده که مشتری‌هایِ زیادی هم دارد. راستی! شما با کدام یک از شهدا بیشتر انس و الفت دارید؟! کدام‌شان داداش شما هستند؟! کدام‌شان وقتی غم دارید می‌شوند سنگِ صبورِ غصه‌هایتان؟! کدام‌شان را بیشتر از همه دوست دارید و شده از داشته‌های شما؟! @ALEF_KAF_NEVESHT
این کتاب رو تازه تموم کردم. خاطرات یه طلبه‌ی لبنانی که زمانِ پیش از انقلاب توی حوزه‌ی علمیه نجف درس می‌خونده. استخبارات عراق می‌گیره‌تش و برش می‌گردونه به لبنان. البته با لگد و پس‌گردنی و ... این آقا بعدش میاد ایران درس بخونه. حوزه علمیه قم. زمانِ جنگ ایران و عراق هم توی کشور ما بوده. برای دفاع از انقلاب اسلامیِ ایران، می‌ره جنگ و جالب اینکه برای بار دوم گرفتارِ بعثی‌ها میشه. این بار اسیر جنگی و حبس در زندان‌های مخوف صدام! بعثی‌ها شبیه بقیه اسیرانِ ایرانی، حسابی خدمتِ آقای طلبه‌ی لبنانی هم می‌رسن. شکنجه، حبس‌های طولانی انفرادی و ... و ...؛ در بخشی از این اسارتِ ده ساله هم برای نجات برخی از جذب‌شده‌های به سازمانِ منافقین، به صورتِ نفوذی می‌ره توی پادگان اشرف. چند ماهی اونجاها می‌چرخه و تعدادی رو برمی‌گردونه و بعد خودش هم با زحمتی بیرون میاد. الغرض؛ به نظرم نوشتنِ خاطراتِ این جور آدم‌ها که زندگیِ پر فراز و نشیبی داشتن، کار خیلی سختیه؛ خیلی. و نویسنده این کتاب هم یه جاهایی دیگه زده به گزارش‌نویسی و نتونسته روایتِ جزءنگرانه و با حوصله‌ای داشته باشه، مجبور هم بوده طبیعتاً. اما کتابِ جذابیه و به نظرم برای فهمِ زحمت و زجری که بالای این کشور کشیده شده، لازمه خوندنش. @ALEF_KAF_NEVESHT
امروز یه سوالی داره مثل خوره مغزم رو می‌خوره! اینکه معلم‌هایِ عزیزِ دینی و قرآن کجا هستن؟! جایگاه‌شون در ساختارِ درسی مدارس کجاست؟! دارن دقیقاً چه کار می‌کنن؟! این رو دارم از منظرِ یه معلم می‌پرسم که کلاس ثابت داره، از طرفی در مدارس زیادی هم ارائه بحث می‌کنه و می‌بینه که دانش‌آموز در الفبایِ مسائل دینی و اعتقادی و فکری و فرهنگی و عرفی جامعه مونده و تقریباً هیچی از هیچ‌جا نمی‌دونه! عذر می‌خوام از همکارای عزیزم؛ ولی کجا هستید شما؟! چرا دانش‌آموزان شونزده هفده ساله‌ی ما به تعداد زیاد، نمی‌دونن مرجع تقلید چیه؟! خوردنیه یا پوشیدنی! چرا نمی‌دونن نماز چیه؟ برای چی واجبه؟! اصلاً دین چیه؟! به چه دردی می‌خوره؟! و من و شمای معلم هم دلمون به این خوشه که از این کلاس، اکثراَ توی درس دینی و قرآن بیست گرفتن! و این حفظ کردنِ برای نمره رو دیندار شدنِ بچه‌ها قلمداد کردیم! برای همینه می‌گیم معلم و مربی قبل از اینکه بره سرِ کلاس و درس، باید اول خودش تربیت بشه و چیزی یاد بگیره! و خدای نکرده برداشت نشه منظورم همه هستن! و فقط هم معلمِ این درس‌ها منظورم هستن! دارم به همه‌ی دوستان می‌گم! نکنه مدیون وقت و هزینه‌ای که می‌شه برای کلاس بشیم؟ ما توی اون جایگاه، اولین تعهد رو باید به خودمون بدیم برای به روز شدن، بیشتر خوندن، بیشتر یاد گرفتنِ نحوه‌ی ارائه و بالا بردنِ کیفیتِ محتوا و ... معلمِ این نسل بشیم! مهمه؛ این‌ها با دهه‌ی شصتی‌ها اصلاً یه نسلِ کاملاً متفاوت هستن؛ کاملاً غریبه و کاملاً یه چیزی دیگه. باید فراتر از اون کتابی که دستتون هست بلد باشید و ارائه بدید. این کتابها ناقص و ضعیفن توی رسوندن مطلب. @ALEF_KAF_NEVESHT