ایران یک جاییست که طبیعتاً شبیه هیچ کجایِ دیگر دنیا نیست، یکیش همین فدا شدههاییست که عکسشان هر جا میروی قاب چشمهات میشود...
آمدهایم نمازخانهی ترمینال کاوه و یکی از همان شهدا عکسشان اینجاست، یک شهیدِ راننده.
و فقط ایران است که هر ارگان و سازمان و مجموعه و دستهای میتواند عکس شهیدِ همکارِ خودش را بزند به دیوار؛ و از هر قشری که بتوانید اسمش را ببرید شهید داریم.
نماز را با بچههای کاروان ۷۵ خواندیم و منتظریم زمان راه افتادن به سمت مهران برسد
#روایت_حسین
@ALEF_KAF_NEVESHT
تو سیگار میکشی و اعصابت آروم میشه، ولی ریهی پنجاه نفر رو میزنی داغون میکنی!
نکش آقا... نکش
#اشارهی_نیمه_خاص
@ALEF_KAF_NEVESHT
آدم میتواند مأمور حساب و کتاب سرویسبهداشتی باشد ولی مردم از وجودش حال کنند!
توی نوبتِ دسشویی هستیم که بلند و تهرانیطور میگوید «یک داری، پنج تومن، دو داری، ده تومن، نماز بخونی، دو تومن، دو تا صلوات هم میشه دویستوپنجاه!»
ملت به خوشذوقی مأمور دسشویی میخندند! توی لرزِ سرمایِ پشت در توالت گفتم «اگه نمازمون رو بدیم جای ما بخونی، چند بهمون برمیگردونی؟!»
نماز را بالاخره به کمرم میزنم و راستش توی مسیر تا برسیم به اینجا هم به جناب خدا عرض کردم که نمازمان نماز نیست ولی بگذار همین نماز غیرقابل قبول هم سر وقت بخوانیم؛ کمی دیر شد ولی یک نفس کشیدم...
کاروان ۷۵ دارد میریزد توی اتوبوس که میزنم روی شانهی راننده «ممنون نگه داشتی، برای نماز نگه دار که برکت زندگیته!»
میگوید «بعضی گیر میدهند و ناراضی هستن»
در حال رفتن به سمت صندلی میگویم «برای رضایت خدا نگه دار، بقیه را ول کن»
#روایت_حسین
@ALEF_KAF_NEVESHT
رانندهی دوم اعصابش کشمشی شده «کجان اغتشاشگرا که دیشب اغتشاش کردن؟ من اینجا پیاده میکنم هیچ قانونیم نمیتونه جولومو بگیره!»
حکایت تعویض راننده هست و معطلی بیست دقیقه نیم ساعت دیشب و اعتراض این پیرمردِ بغل دستی.
راننده هم همان دیشب زد به بی اعصابی و جواب داد «من تا آب و قهوهم درست نشه و کمربند نبندم و ... راه نیمیفتم!»
اصفهانی مشهودی توی بیانش دارد که مای یزدی را حالی به حالی میکند...
همین الانی که دارد سر اضافهی مسیر پل زائر تا گیت مرزی برای کرایه چانه میزند هم دارد از اغتشاشگران و زیارت حلال و این چیزها با سید و بقیهی جلویها حرف میزند...
#روایت_حسین
@ALEF_KAF_NEVESHT
و خانه جاییست شبیه کربلا که باید به آن برگشت...
#روایت_حسین
@ALEF_KAF_NEVESHT
تنها جای دنیا که ایستادن توی صف را دوست دارم...
#روایت_حسین
@ALEF_KAF_NEVESHT
عراق رفته سمت پیادهروی شهادت امام کاظم علیه السلام، چیزی شبیه پیادهروی اربعین!
اربعین رفتهها دیدهاند؛ موکب، موکب، موکب و شلوغی و جمعیتی که آرام از وسط موجِ صدایِ باندهایِ انبوه بلندگوها راه خودش را میگیرد و میرود. و این جمعیت نزدیک به یک هفتهای در راه است تا برسد به کاظمین...
و ما داریم میرویم موکب. جاتان خالی...
#روایت_حسین
@ALEF_KAF_NEVESHT