13.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شبیه سازی شتاب گرفته از بلعیده شدن ستارگان توسط سیاهچاله .
🌔
🪐 حلقهها یا کمربندهای زحل در فاصله ۱۱۲۰۰ کیلومتری از سیاره
💧 از تکههای یخ و همچنین تکههای سنگ و غبار تشکیل شدهاند؛ برخی به اندازه یک غبار ریز و برخی به اندازه یک خانه. حلقههای زحل پهن هستند ولی بسیار تخت و نازک. این حلقهها در پی نزدیک شدن یک قمر به زحل و فروپاشی آن قمر در اثر گرانش زحل پدید آمدهاند.
پیوستن به کانال 👈
◉━━━━────
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🪐 حلقه زیبای سیاره #زحل
پیوستن به کانال 👈
◉━━━━─────
🔻تبارنامه اشراقیان
اندک تاملی در گزارشهای مربوط به زندگی شیخ اشراق وسلوک عرفانی وی، ونیزآثار گرانسنگ تمثیلی ورسائل حکمی وفلسفی سهروردی، که صبغه عرفانی به خود گرفتهاند همسویی اندیشههای اشراقی سهروردی با آموزه های صوفیانه را بر ما مکشوف می دارد؛ لیکن مدارک و شواهد موجود سندی دال بر ارتباط مرشد و مریدی سهروردی به دست نمیدهند.
در این میان مسئله درخور توجه و شایسته تحقیق آن است که بنا بر اظهارات شیخ اشراق به ویژه در کتاب مطارحات وی وامدار میراث معنوی - حکمی کهنی است که در قالب دو شاخه شرقی (ایرانی) و غربی (یونانی) حکمت به یکدیگر پیوسته اند و حکمت اشراق ثمره این شجره طیبه است و اگر نیک بنگریم، باید گفت که درواقع سهروردی میان سه رشته معنوی ،ایران اسلام و یونان به جمعی موزون دست یافته است و هرگونه نقار و اختلاف را از میان حکما برداشته است.
شاخه غربی حکمت که به تعبیر سهروردی از خمیره مقدسه ازلی مایه گرفته است. توسط هرمس (والد الحکما) و از طریق وحی و مکاشفه دریافت شده و به وسیله دانایان یونانی همچون اسقلبيوس، فیثاغورس، انباذقلس و افلاطون به ذوالنون از شهر اخمیم مصر و از او به سهل بن عبدالله تستری منتقل شده و آرای تستری نیز از طریق کتاب قوت القلوب ابوطالب مکی ترویج شده است که از منابع اصلی سهروردی بوده و وی بارها از جمله در کلمة التصوّف و لغت موران از آن کتاب یاد کرده است. شاخه شرقی حکمت نیز برآمده از چهره مقدسه ازلی است و سهروردی آن را خمیره حکمای فرس خوانده و آنان را خسروانیین نامیده است. چهره های برجسته این حکمت شرقی کیومرث و فریدون و کیخسرواند و این خمیره از طریق بایزید بسطامی به حسین بن منصور حلاج و از طریق او به ابوالعباس قصاب آملی و شیخ ابوالحسن خرقانی رسیده است. در این میان شیخ اشراق از دسته ای از حکمای خسروانی سخن به میان می آورد که تعالیم آنها با خمیره حکمای فیثاغوری ممزوج گشته است و وارثان خمیره مقدسه ازلی اند و واسطه میان حکمای شرقی و غربی با سهروردی و حکمت
اشراق.
وجهه همت ما در این اثر آن است که در پرتو نگاهی تاریخی و البته تحلیلی و با ارائه قرائن متنی و عقلی این تبارنامه معنوی شیخ اشراق را بازکاویم و مختصات روشنی از طریقه عرفانی - حکمی سهروردی ترسیم کنیم.
📚تبارنامه اشراقیان
👤 زهرا زارع
️╰๛---๛---๛------------------
⌜
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻علامه طباطبایی(ره):
برادر ما (آيت الله سيد محمدحسن الهي طباطبايي) راجع به تأثير صدا و كيفيت آهنگها و تأثير آن در روح، و تأثير لالائى براى كودكان كه آنها را بخواب میبرد؛ و بطور كلى از اسرار علم موسيقى، و روابط معنوى روح با صداها و طنينهاى وارده در گوش، كتابى نوشتند كه انصافاً رساله نفيسى بود؛ و تا بحال در دنياى امروز بى نظير و از هر جهت بديع و بى سابقه بود.
ليكن بعد از اتمام رساله، خوف آنرا پيدا كرد كه بدست نااهل از ابناء زمان و حكّام جائر بيفتد؛ و از آن، حكومتهاى غير مشروع دنياى امروز استفاده و بهره بردارى كنند؛ لذا آن را به کلی مفقود کردند.
📚 مهرتابان: ص۴۰
️╰๛---๛---๛-------------
.
🔻نقل است که حکما موسیقی را از آوازِ ققنوس استخراج نمودند¹
_اذهانِ بیگانه با فهم و دانش، از علمِ موسیقی و پیچیدگیهایش تنبور و تنبک میفهمند! اما باید دانست که در [علم] موسيقى از دو چيز بحث مىشود:
١- اصل تأليف نغمات. ٢- ابعاد.
ابعاد، تركيبى از دو نغمه مىباشند كه يك رابطۀ رياضى ميان آنها برقرار مىشود. بهطور معمول در موسيقى نه بعد را مطرح مىكنند كه هر بعدى از آنها با بعد ديگر بر اساس يك رابطۀ رياضى سنجيده مىشود. بهطور مثال گفته مىشود اين بعد، چند برابر آن بعد است؛ و يا چه فرمولى مىتواند رابطۀ ميان اين بعد را با بعد ديگر مشخص كند. مثلا بين پانزده و شانزده، رابطهاى وجود دارد. چنانكه در يكى، «پنج» سه بار تكرار شده، و در ديگرى همين مقدار به علاوۀ يك! چنين رابطههايى ميان بعدهاى موسيقى وجود دارد كه با اعداد رياضى سنجيده مىشود. از اينرو، موسيقى را از علوم رياضى به شمار مىآورند. رياضى بودن موسيقى، به لحاظ همين روابطى است كه ميان بعدها وجود دارد»². بنابراین «در علم موسيقى به حيثيت روابط عددى حاكم بر اصوات نظر مىكنند نه به جهت مادى بودن اين اصوات و ويژگيهاى آنها»³.
_با توجه به پیش گفته آواز و ضرب و آهنگ در علم موسیقی علی حده بوده و این علم رأسا بدانها نظری نمیافکند؛ همینطور کسانی که امروزه به ضرب و آهنگ و نغمات از حیثِ مادیِ آن میپردازند هم ارتباطی با علم موسیقیِ مصطلح نزد حکما ندارند؛ لذا اینکه برخی گمان بردهاند حکمایی همچون فارابی مشغول تنبور و تنبک بودهاند، ناسنجیده و نادانسته تهمت و بلکه بهتان به این بزرگان میزنند.
۱- هزار و یک کلمه: ج۶، ص۳۱۸.
۲- شرح الهیات شفاء (استاد مصباح یزدی): ج۲، ص۴۵۳.
۳- شرح الهیات شفاء (استاد مصباح یزدی): ج۱، ص۱۵۱.
╰๛---๛---๛--------------
⌜
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
> دومین شخصِ نظام هستی از دیدگاه محیالدین ابنعربی، علیبنابیطالب(ع) است.
> حذفشده از فتوحات مکیه.
#ابن_عربی
#فتوحات_مکیه
#علامه_حسن_زاده
حقیقتِ حذفشده
یکی از بزرگترین معضلات علمی در تاریخ اندیشه اسلامی ـ و بلکه در تاریخ علم بهطور کلی ـ پدیدهی حذف، سانسور یا اغماض آگاهانه نسبت به برخی مباحث بنیادین بزرگان علم و معرفت است؛ معضلی که گاه بهنام «مصلحت»، گاه بهبهانهی «سوءبرداشت مخاطب» و گاه صرفاً از سر محافظهکاریهای نهادی و گفتمانی رخ داده است. نتیجهی این روند، نهتنها تحریف میراث علمی، بلکه تضعیف بنیهی معرفتی نسلهای بعدیِ دانشپژوهان بوده است.
بهعنوان نمونهای روشن، میتوان به نقلهای علامه حسنزاده آملی رحمهالله در شرحها و سخنرانیها و تلخیصهایی که بر آثاری چون فتوحات مکیه محییالدین ابنعربی ارائه کردهاند اشاره کرد. ایشان به تصریح بیان میکنند که دومین شخص در نظام عالم هستی، حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام است و خطاب «انسان کامل» در آن مقام، ناظر به حقیقتی است که در روایات شیعی نیز به کرّات آمده است؛ گاه با تصریح به وجود مبارک امیرالمؤمنین و گاه با تعبیر «نفسِ مبارکهی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله».
نکتهی اساسی اینجاست که در منطق حکمت و عرفان شیعی، هیچ تفاوتی در مرتبهی تجلیِ حقیقت انسان کامل میان این دو تعبیر وجود ندارد؛ چراکه بحث از شخص تاریخی صرف نیست، بلکه از حقیقتی نوری و ولایی سخن گفته میشود که در مظاهر مختلف تجلی یافته است. با این حال، آنچه محل تأمل و تأسف است این است که ـ بنا بر شواهدی که خود علامه حسنزاده نیز به آن اشاره دارند ـ این مضامین در برخی نسخهها یا تلخیصها، از جمله در یواقیت شعرانی (که خود خلاصهای از فتوحات است) باقی مانده، اما در متن فتوحات مکیه یا برخی چاپها، حذف شده است. این حذف، نه حذف یک گزارهی فرعی، بلکه حذف یک «گرهگاه معرفتی» در فهم نسبت ولایت، نبوت و انسان کامل است.
این پدیده، متأسفانه، به تاریخ گذشته محدود نمانده و در زمان معاصر نیز با اشکال جدیدتری تکرار شده است. نمونهی قابلتوجه آن، حذف یا عدم انعکاس برخی مباحث عمیق حضرت امام خمینی رضواناللهتعالیعلیه در پرتالها و منابع رسمی منتشرشده از آثار ایشان است. در حالیکه در جلسات درس خارج شاگردان برجستهی امام، تفسیرها، تحلیلها و شرحهایی دیده میشود که صراحتاً به مبانی و آراء خاص امام ارجاع میدهند و ریشه در آثار مکتوب یا تقریرات درسی ایشان دارد، اما همان مباحث در منابع رسمی یا دیجیتالِ در دسترس، یا وجود ندارند یا بهشکل معناداری حذف شدهاند.
این حذفها، صرفاً یک نقص آرشیوی یا خطای فنی نیست؛ بلکه ضربهای جدی به فرآیند تداوم سنت اجتهادی و عمقیابی علمی وارد میکند. دانشپژوهی که بهطور طبیعی به منابع رسمی مراجعه میکند، با تصویری ناقص، تقلیلیافته و گاه محافظهکارانه از اندیشهی یک فقیه و متفکر بزرگ مواجه میشود و امکان پیگیری تطور واقعی آراء را از دست میدهد.
در مجموع، تداوم این روند، بهجای صیانت از میراث علمی، به فقیرسازی عقلانیت دینی میانجامد؛ عقلانیتی که حیاتش در گرو مواجههی صریح، شجاعانه و بیواسطه با تمام لایههای اندیشهی بزرگان است، نه نسخهای پالایششده و بیخطر از آن. اگر سنت علمی شیعه همواره زنده و بالنده بوده، بهدلیل همین جسارت در طرح مباحث دشوار و مرزی بوده است؛ و حذف این مباحث، در هر لباس و با هر توجیهی، در نهایت به زیان علم، اجتهاد و حقیقتجویی تمام خواهد شد.
🔻جمعیت در این ماه رمضان سبب جمعیت تمام سال است ، و تفرقه این ماه سبب تفرقه تمام سال. هر که در این ماه به جمعیت گذراند ، و از خیرات و برکات این ماه بهره مند شود ، تمام سال به جمعیت گذراند ، و به خیر و برکت مملو و محتوی باشد.
📚مکتوبات ربانی ، دفتر اول ، مکتوب ۴ - ۱۶۲
👤 شیخ احمد فاروقی سرهندی
╰๛---๛---๛-------------------
⌜
🔻رسولُ الله (صلّىالله عليه وآله):
رُبَّ صائمٍ حَظُّهُ مِن صيامِهِ الجُوعُ و العَطَشُ، و رُبَّ قائمٍ حَظُّهُ مِن قيامِهِ السَّهَرُ.
پيامبرخدا(صلىالله عليه وآله)فرمودند:
بسا روزهدارى كه بهرهی او از روزهاش [تنها] گرسنگى و تشنگى است و بسا شب زندهدارى كه بهرهی او از عبادتِ شبانهاش، فقط بىخوابى است.
📚الأمالی
👤شیخ محمد بن حسن طوسی
╰๛---๛---๛----------------
⌜
🔻و قال النّبي عليه السّلام:
«الصّومُ لى وأنا أجزى بِه.»
روزه از آن من است و به جزای آن من اولیترم؛ از آنچه آن عبادتی سرّی است، به ظاهر هیچ تعلّق ندارد، و غیر را اندر آن هیچ نصیب نباشد. جزای آن بینهایت است. و گفتهاند که: دخول بهشت خلق را به رحمت است و درجت به عبادت و خلود به جزای روزه؛ از آنچه خداوند گفت: «انا اجزی به»
📚کشف المحجوب
👤ابوالحسن علیبن عثمان هجویری
╰๛---๛---๛-------------------
⌜