نادر مسیبی4_5994465544126862783.mp3
زمان:
حجم:
21.9M
درسگفتار فلسفه ریاضیات
جلسه سوم
18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علی محمد سمرقندی:فاضل قوشچی
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
30.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
درة التاج .....قطب الدین ....
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
زمان:
حجم:
1.9M
صوت شماره 133....
تکوین.... تشریع..
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
[بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الایمه الاطهار علیهم السلام با ترجمه فارسی - مجلد ۵۴، صفحه ۲۲۷]
مَجْمَعُ الْبَیَانِ، نَقْلًا مِنْ تَفْسِیرِ الْعَیَّاشِیِّ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْأَشْعَثِ بْنِ حَاتِمٍ قَالَ: کُنْتُ بِخُرَاسَانَ حَیْثُ اجْتَمَعَ الرِّضَا علیه السلام وَ الْفَضْلُ بْنُ سَهْلٍ وَ الْمَأْمُونُ فِی الْإِیوَانِ الْحِیرِیِّ بِمَرْوَ فَوُضِعَتِ الْمَائِدَةُ فَقَالَ الرِّضَا علیه السلام إِنَّ رَجُلًا مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ سَأَلَنِی بِالْمَدِینَةِ فَقَالَ النَّهَارُ خُلِقَ قَبْلُ أَمِ اللَّیْلُ فَمَا عِنْدَکُمْ قَالَ فَأَدَارُوا الْکَلَامَ وَ لَمْ یَکُنْ عِنْدَهُمْ فِی ذَلِکَ شَیْ ءٌ فَقَالَ الْفَضْلُ لِلرِّضَا علیه السلام أَخْبِرْنَا بِهَا أَصْلَحَکَ اللَّهُ قَالَ نَعَمْ مِنَ الْقُرْآنِ أَمْ مِنَ الْحِسَابِ قَالَ لَهُ الْفَضْلُ مِنْ جِهَةِ
الْحِسَابِ فَقَالَ قَدْ عَلِمْتَ یَا فَضْلُ أَنَّ طَالِعَ الدُّنْیَا السَّرَطَانُ وَ الْکَوَاکِبُ فِی مَوَاضِعِ شَرَفِهَا فَزُحَلُ فِی الْمِیزَانِ وَ الْمُشْتَرِی فِی السَّرَطَانِ وَ الشَّمْسُ فِی الْحَمَلِ وَ الْقَمَرُ فِی الثَّوْرِ وَ ذَلِکَ [۱]
یَدُلُّ عَلَی کَیْنُونَةِ الشَّمْسِ فِی الْحَمَلِ مِنَ [۲]
الْعَاشِرِ مِنَ الطَّالِعِ فِی وَسَطِ السَّمَاءِ فَالنَّهَارُ خُلِقَ قَبْلَ اللَّیْلِ وَ أَمَّا فِی الْقُرْآنِ فَهُوَ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی لَا الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَها أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّیْلُ سابِقُ النَّهارِ [۳] أَیْ قَدْ سَبَقَهُ النَّهَارُ.
کتاب النجوم، للسید بن طاوس بأسانیده عن محمد بن إبراهیم النعمانی عن محمد بن همام عن محمد بن موسی بن عبید عن إبراهیم بن أحمد الیقطینی عن ابن ذی العلمین: مثله [۴]
و بأسانیده إلی کتاب الواحدة لابن جمهور العمی بإسناده: مثله اعلم أنه أورد علی هذا الخبر إشکالات الأول أن الظلمة التی تحصل منها اللیل عدم النور الذی یحصل منه النهار و عدم الحادث مقدم علی وجوده.
و الجواب أن الظلمة لیست عدما مطلقا بل عدم ملکة إذ هی عدم النور عما من شأنه أن یکون نیرا و مثله یمکن أن یکون مقدما و مؤخرا و الحاصل هنا أن أول خلق العالم هل کان نهارا أم لیلا.
الثانی أن عند خلق الشمس لا بد أن یکون فی بعض الأرض لیلا و فی بعضها نهارا فلا تقدم لأحدهما علی الآخر.
و الجواب أن السؤال عن معظم المعمورة هل کان الزمان فیها لیلا أم نهارا فلا ینافی وجود اللیل فیما یقاطرها.
الثالث ما المراد بطالع الدنیا فإن کل نقطة من نقاط الأرض لها طالع و
کل نقطة من نقاط منطقة البروج طالع أفق من الآفاق.
و الجواب أنه یمکن أن یکون المراد بطالع الدنیا طالع قبة الأرض أی موضع من الربع المسکون فی وسط خط الإستواء یکون طوله من جانب المغرب علی المشهور أو المشرق علی رأی أهل الهند تسعین درجة و قد تطلق علی موضع من الأرض یکون طوله نصف طول المعمورة منها أعنی تسعین درجة و عرضه نصف أرض المعمورة منها أی ثلاثا و ثلاثین درجة تخمینا و من خواص القبة أنه إذا وصلت الشمس فیها إلی نصف النهار کانت طالعة علی جمیع بقاع الربع المسکون نهارا فظهرت النکتة فی التخصیص و یمکن أن یکون الطالع هنا بالقیاس إلی الکعبة لأنها وسط الأرض خلقا و شرعا و شرفا.
الرابع کون الکواکب فی مواضع شرفها لا یستقیم علی قواعد المنجمین و اصطلاحاتهم إذ عطارد شرفه عندهم فی السنبلة و شرف الشمس فی الحمل و لا یبعد عطارد عن الشمس بهذا المقدار و لقد خبط الطبری [۱]
و غیره فی ذلک فحکموا بکون عطارد أیضا حینئذ فی الدرجة الخامسة عشر من السنبلة نقلا من جماهیر الحکماء.
و الجواب أنه علیه السلام یمکن أن یکون بنی ذلک علی ما هو المقرر عنده لا ما زعمه المنجمون فی شرف عطارد أو یقال إن عطارد مستثنی من ذلک و أحال ذلک علی ما هو المعلوم عندهم أو یقال المراد بالکواکب الأربعة المفصلة اعتمادا علی ذکرها بعده.
الخامس أن المقرر فی کتب الأحکام فی بحث القرانات أن السبعة کانت مجتمعة فی أول الحمل و لو فرض أنهم أخطئوا فی ذلک کان علی الفضل و سائر الحضار المتدربین فی صنعة النجوم أن یسألوا عن ذلک و یراجعوا فیه و لم ینقل منهم ذلک.
و الجواب أنهم لیسوا متفقین فی ذلک کما یظهر من الطبری و غیره فلعل
الفضل و غیره ممن حضر المجلس کان یسلک هذا المسلک و ربما یقال لعل الراوی سها أو خبط فی فهم کلامه علیه السلام و کان ما قاله علیه السلام هو أن الکواکب کانت مع الشمس فی شرفها و الضمیر فی شرفها کان للشمس لا للکواکب فاشتبه علیه و زعم أن الضمیر للکواکب ففصل کما تری.
و أقول علی ما ذکرنا لا حاجة إلی تحریف الحدیث و نسبة السهو إلی الراوی و ما ذکروه لیس مستندا إلی حجة و أکثر أقاویلهم فی أمثال ذلک مستندة إلی أوهام فاسدة و خیالات واهیة کما لا یخفی علی من تتبع زبرهم.
قال أبو ریحان [۱]
فیما عندنا من تاریخه فی سیاق ذکر ذلک و بکل واحد من الأدوار تجتمع الکواکب فی أول الحمل بدءا و عودا و لکنه فی أوقات مختلفة فلو حکم علی أن الکواکب مخلوقة فی أول الحمل فی ذلک الوقت أو علی أن اجتماعها فیه هو أول العالم أو آخره لتعرف دعواه تلک عن البینة و إن کان داخلا فی الإمکان و لکن مثل هذه القضایا لا تقبل إلا بحجة واضحة أو مخبر عن الأوائل و المبادی موثوق بقوله متقرر فی النفس صحة اتصال الوحی و التأیید به فإن
من الممکن أن تکون هذه الأجسام [۱] متفرقة غیر مجتمعة وقت إبداع المبدع لها و إحداثه إیاها و لها هذه الحرکات التی أوجب الحساب اجتماعها فی نقطة واحدة فی تلک المدة انتهی.
السادس أن الاستدلال بالآیة لا یتم إذ یمکن أن یحمل قوله تعالی وَ لَا اللَّیْلُ سابِقُ النَّهارِ علی أن اللیل لا یأتی قبل وقته المقرر و زمانه المقدر کما أن الشمس لا تطلع قبل أوانها و کل من اللیل و النهار لا یأتی أحدهما قبل تمام الآخر کما سیأتی بیانه فی تفسیر الآیة.
و الجواب أنه علیه السلام بنی الاستدلال علی ما علم من مراده تعالی فی الآیة و کان علیه السلام عندهم مأمونا مصدقا فی ذلک.
السابع أن ما تقدم نقلا من السیوطی عن ابن عباس ینافی ذلک حیث حکم بتقدم اللیل علی النهار و ما ینقل عن التوراة موافقا لذلک أیضا ینافیه.
و الجواب أن حدیث ابن عباس لا یعارض به کلام الإمام علیه السلام المنقول من الأصول المعتبرة و کذا نقل التوراة لم یثبت و لو ثبت فأکثرها محرفة لا یعتمد علیها و ربما یجاب بأن حدوث النور إنما هو بعد الظلمة فالظلمة مقدمة علی النور لکن طالع خلق الدنیا یعنی طالع دحو الأرض کان هو السرطان و الشمس حینئذ فی الحمل فی العاشر علی ما ذکره الإمام علیه السلام فأول الأوقات فی دحو الأرض هو الظهر و لذا سمیت صلاة الظهر بالصلاة الأولی کما سمیت بالوسطی أیضا عند کثیر من العلماء و إنما فسر طالع الدنیا بطالع دحو الأرض لأن خلق الأرض مقدم علی خلق السماء لکن دحوها مؤخر جمعا بین الآیات انتهی.
< ;info= meta "مجمع البیان: اشعب بن حاتم گفت: ما در خراسان بودیم، در آنجا که امام رضا علیه السّلام با فضل بن سهل و مامون در ایوان حیری مرو گرد هم بودند و سفره غذا گستردند. امام رضا علیه السلام فرمود: مردی از بنی اسرائیل در مدینه از من پرسید، روز جلوتر خلق شده یا شب؟ جواب شما چیست؟ گفت: به حاشیه رفتند و جوابی نداشتند و فضل به امام رضا علیه السّلام گفت: ما را آگاه کن. فرمود: بسیار خوب، از قرآن پاسخ دهم یا با حساب و ریاضیات؟ فضل گفت: از حساب. فرمود: ای فضل! تو میدانی که طالع دنیا سرطان است در حالی که ستارگان در موضع شرف خود بودند، پس زحل در میزان بوده، و مشتری در سرطان و خورشید در حمل، و ماه در ثور و این دلالت دارد که خورشید در حمل بود و در دهمین درجه طالع در میانه آسمان، پس روز پیش از شب خلق شده، و اما در قرآن هم خدا فرموده: «لا الشمس ینبغی لها أن تدرک القمر و لا اللیل سابق النّهار»، -. یس / ۴۰ - {نه خورشید را سزد که به ماه رسد و نه شب بر روز پیشی جوید. }یعنی روز پیش از او بوده است.
در کتاب النجوم سید بن طاوس از ابن ذی العلمین مانند آن را آورده و نیز با چند سند در کتاب الواحده ابن جمهور عمّی مانند آن
آورده شده است.
تحقیق و توضیح: بر این خبر اشکالاتی وارد است:
۱.
ظلمتی که شب از آن حاصل شود، نبودن نور است که روز از آن پدید میشود و عدم حادث، مقدم بر وجود آن است.
جواب: ظلمت عدم مطلق نیست بلکه عدم ملکه است یعنی تاریکی در جای نور، و به این معنا ممکن است مقدم باشد بر روز یا مؤخر، و حاصل این است که آغاز آفرینش جهان روز است نه شب.
۲.
هنگامی که خورشید آفریده شد، ناچار در یک روی زمین شب است و در یک روی آن روز و هیچ کدام بر دیگری مقدم نیست.
جواب: مقصود از سؤال، مکان و آبادیهای بزرگ و وسیع جهان است که در آغاز شب بوده یا روز، نه همه روی زمین.
۳.
مقصود از طالع دنیا چیست؟ زیرا هر نقطه ای از زمین یک طالعی دارد، و هر نقطه از نقاط منطقة البروج، طالع یکی از آفاق جهان است.
جواب: ممکن است مقصود از طالع دنیا، طالع قبه زمین باشد یعنی جایی از ربع مسکون در وسط خط استواء که طول آن از طرف شرق و غرب بنا به نظر هندیها نود درجه است و شاید که مقصود از آن نقطه ای از زمین باشد به طول نود درجه و عرض تقریباً ۳۳ درجه که وسط اقالیم سبعه است و خاصیتش این است که چون خورشید به نصف النهارش برسد، در روز به همه جای ربع مسکون میتابد و همین نکته تخصیص آن است، و ممکن است طالع در اینجا از نظر کعبه باشد که وسط زمین است از نظر خلقت و شرع و مکان.
خوارزم» و کان أکثر اشتغاله فی النجوم و الریاضیات و التاریخ، و خلف مؤلّفات نفیسة منها« الآثار الباقیة عن القرون الخالیة» فی التاریخ الفه لشمس المعالی قابوس حکی انه کان مکبا علی تحصیل العلوم متفننا فی التصنیف لا یکاد یفارق یده القلم و عینه النظر و قلبه الفکر، و کان مشتغلا فی جمیع أیّام السنة الا یوم النیروز و المهرجان. و حکی عن الشیخ صلاح الدین الصفدی انه قال: کان أبو ریحان البیرونی حسن المعاشرة، لطیف المحاضرة، خلیعا فی الفاظه، عفیفا فی أحواله لم یأت الزمان بمثله علما و فهما. توفّی سنة (۴۳۰) تقریبا.
[۱]: ۱. فی المخطوطة: الاجرام.
۴.
«ستارگان سبعه در جا و موضع شرف خود بودند»، بنا بر قواعد و اصطلاح منجمان درست نیست، زیرا موضع شرف عطارد در سنبله است و موضع شرف خورشید در حمل، و عطارد هیچ وقت به اندازه نیم دایره از خورشید دور نمی شود، و طبری و دیگران در این باره به خطا رفته اند که گفته اند، عطارد در این هنگام در درجه پانزدهم سنبله بوده است، به نقل از بسیاری از حکماء.
جواب: ممکن است این قضاوت طبق عقیده خود او در باره شرف عطارد باشد، نه طبق عقیده منجمان. یا گفته شود که منظور عطارد نبوده و استثنا شده، چون حال او معلوم بوده. یا مقصود، شرف چهار ستاره ای است که بعد از آن نام برده، نه همه ستاره ها.
۵.
در کتب احکام نجوم در بحث قرانات کواکب بیان شده است که کواکب سبعه هنگام خلق جهان همه در اول حمل بودند نه اینکه هر کدام در شرف خود، و اگر فرض شود که خطاء گفته اند، باید فضل و دیگران از اساتید علم نجوم که حضور داشتند، در این باره پرسشی کنند و مراجعه کنند و از آنها چنین چیزی نقل نشده است.
جواب: همه منجمان در این باره هم عقیده نیستند چنانچه از طبری و دیگران روشن است، و شاید فضل و دیگر حاضران مجلس، این عقیده مخالف را داشتند، و بسا گفته اند که شاید راوی در نقل و فهم کلام امام علیه السّلام اشتباه کرده، و گویا امام فرموده: کواکب با خورشید در شرف آن همراه بودند و ضمیر در شرف به خورشید برمی گردد نه به کواکب. و راوی اشتباه کرده و شرف را برای همه کواکب فهمیده، نه خصوص خورشید.
به نظر من: بنا بر آنچه ما ذکر کردیم، نیازی به تحریف حدیث و نسبت سهو و اشتباه به راوی نیست، و آنچه آنها گفته اند دلیل موجّهی ندارد و بیشتر گفته هایشان از این نمونهها هستند و مبتنی است بر اوهام فاسد و خیالات واهی و بی مایه، همان طور که بر کسی که نوشته هاشان را خوب بررسی نماید، پوشیده نیست.
ابوریحان در کتاب تاریخ خود که در دست ما است، در این زمینه میگوید: در هر دوری، کواکب سبعه در اول گرد هم میآیند، چه در آغاز و چه در برگشت، ولی نه در اوقات مختلفه؛ ولی ادعای اینکه کواکب در آغاز خلقت همه در اول حمل خلق شدند یا اینکه گرد آمدنشان در آنجا آغاز عالم یا انجام آن است، دلیلی ندارد و اگر چه ممکن است ولی این مسائل باید با حجت و بیّنه روشن یا مبادی مورد اعتماد و دست اول همراه باشند که مستند به وحی است تا در دل بنشیند، زیرا ممکن است این کواکب هنگام آفرینش عالم و خود آنها گرد هم نباشند و دارای حرکاتی باشند که طبق حساب این دوران، آنها را در یک جا فراهم سازد.
۶.
استدلال به آیه تمام نیست زیرا ممکن است مقصود از گفته خدای تعالی: {نه شب بر روز پیشی جوید. } این باشد که از نظم و زمان مقدر و مقرر خود تجاوز نمی کند و بر روز پیشی نمی گیرد، به طوری که نظم شبانه روزی مختل شود، چنانچه خورشید هم پیش از وقت مقرر خود طلوع نمی کند. هر یک از شب وروز پیش از اتمام دیگری ظاهر نمی شوند، همانطور که در تفسیر آیه خواهد آمد.
جواب: استدلال امام علیه السلام بر اساس علم و آگاهی ای بوده که از مراد و مقصودخداوند در آیه داشته و امام علیه السلام از نظر آنان مورد اطمینان و مورد تأیید بوده است.
۷.
به نقل از سیوطی از ابن عباس حدیثی بیان شد که شب پیش از روز خلق شده و از تورات هم چنین نقل شده است و مخالف با این حدیث است.
جواب: حدیث ابن عباس در عرض کلام امام علیه السّلام نیست و در برابر آن اعتباری ندارد و نقل از تورات قابل اثبات نیست و ثابت هم که بشود، بیشتر تورات تحریف شده و مورد اعتماد نیست، و چه بسا جواب داده شده که حدوث نور پس از ظلمت است و ظلمت بر نور پیشی دارد، ولی طالع خلق دنیا و کشش و گسترانیدن زمین در سرطان بوده و در آن هنگام خورشید در حمل بوده و حمل در درجه عاشر و ظهر بوده، چنانچه امام علیه السّلام فرموده، و آغاز کشش و گسترانیدن زمین ظهر بوده است و به این مناسبت نماز ظهر را نماز نخست گفته اند و کما اینکه نزد بیشتر علماءنماز وُسطی نامیده شده، و طالع دنیا را همان طالع دحو و گسترانیدن زمین تفسیر کرده اند برای آنکه خلق اصل زمین پیش از آسمان بوده، ولی کشیدن و گسترانیدن آن بعد از خلق آسمان؛ برای جمع کردن میان آیات.
**[ترجمه]
و أقول
----------
[۱]: ۱. فی المصدر: فذلک.
[۲]: ۲. فی المخطوطة: فی العاشر.
[۳]: ۳. یس: ۴۰.
[۴]: ۴. لم نجد ترجمة رجال السند فی شی ء من تراجم العامّة و الخاصّة.
[۱]: ۱. فی المخطوطة: و لقد خبط الطبریّ فی تاریخه.
[۱]: ۱. ابو ریحان محمّد بن أحمد البیرونی الخوارزمی الحکیم، الریاضی، الطبیب، المنجم المعروف، کان فلیسوفا عالما بالفلسفة الیونانیة و فروعها و فلسفة الهنود، و برع فی علم الریاضیات و الفلک، بل قیل انه أشهر علماء النجوم و الریاضیات من المسلمین، کان معاصرا لابن سینا و کان بینهما مراسلات و ابحاث، کان اصله من« بیرون» بلد فی السند و سافر الی بلاد الهند أربعین سنة اطلع فیها علی علوم الهنود و اقام مدة فی«