حضرت فاطمه(سلام الله علیها):
در روز جمعه ساعتی هست که هرکس آن را مراقبت کند و در آن لحظه دعا کند،دعایش مستجاب می شود و آن زمانی است که نیمی از خورشید غروب کرده باشد.
معانی الاخبار.ص۳۹۹
@ALTAFHIM
وَ عَنِ اَلْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ : خَطَبَنَا أَمِيرُاَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَلَی مِنْبَرِ اَلْكُوفَةِ فَحَمِدَ اَللَّهَ وَ أَثْنَی عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ أَيُّهَا اَلنَّاسُ سَلُونِي فَإِنَّ بَيْنَ جَوَانِحِي عِلْماً جَمّاً فَقَامَ إِلَيْهِ اِبْنُ اَلْكَوَّاءِ .... قَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ وَجَدْتُ كِتَابَ اَللَّهِ يَنْقُضُ بَعْضُهُ بَعْضاً قَالَ ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ يَا اِبْنَ اَلْكَوَّاءِ كِتَابُ اَللَّهِ يُصَدِّقُ بَعْضُهُ بَعْضاً وَ لاَ يَنْقُضُ بَعْضُهُ بَعْضاً فَسَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ قَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ - رَبُّ اَلْمَشٰارِقِ وَ اَلْمَغٰارِبِ وَ قَالَ فِي آيَةٍ أُخْرَی رَبُّ اَلْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ اَلْمَغْرِبَيْنِ وَ قَالَ فِي آيَةٍ أُخْرَی رَبُّ اَلْمَشْرِقِ وَ اَلْمَغْرِبِ قَالَ ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ يَا اِبْنَ اَلْكَوَّاءِ هَذَا اَلْمَشْرِقُ وَ هَذَا اَلْمَغْرِبُ وَ أَمَّا قَوْلُهُ رَبُّ اَلْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ اَلْمَغْرِبَيْنِ فَإِنَّ مَشْرِقَ اَلشِّتَاءِ عَلَی حِدَةٍ وَ مَشْرِقَ اَلصَّيْفِ عَلَی حِدَةٍ أَ مَا تَعْرِفُ بِذَلِكَ مِنْ قُرْبِ اَلشَّمْسِ وَ بُعْدِهَا؟ وَ أَمَّا قَوْلُهُ رَبُّ اَلْمَشٰارِقِ وَ اَلْمَغٰارِبِ فَإِنَّ لَهَا ثَلاَثَمِائَةٍ وَ سِتِّينَ بُرْجاً تَطْلُعُ كُلَّ يَوْمٍ مِنْ بُرْجٍ وَ تَغِيبُ فِي آخَرَ فَلاَ تَعُودُ إِلَيْهِ إِلاَّ مِنْ قَابِلٍ فِي ذَلِكَ اَلْيَوْمِ ....
✍-و از اصبغ بن نباته نقل است كه گفت: حضرت أمير عليه السّلام بر منبر كوفه پس از حمد و ثنای الهی خطبهای بدين شرح ايراد فرمود: ای مردم، از من بپرسيد زيرا در اطراف و جوانب من علم بسيار است. پس ابن كوّاء .... پرسيد: ای أمير المؤمنين، من برخی آيات قرآن را ناقض هم يافتهام. فرمود: مادرت در عزايت باد! آيات كتاب خدا همهاش تصديقكنندۀ هم است، نه ناقض و ردّكنندۀ هم! هر چه به خاطرت میآيد بپرس! گفت: ای أمير المؤمنين، در آيهای فرمايد:« بِرَبِّ اَلْمَشٰارِقِ وَ اَلْمَغٰارِبِ »، و در ديگری فرموده:« رَبُّ اَلْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ اَلْمَغْرِبَيْنِ »و در جای ديگر فرموده:« قٰالَ رَبُّ اَلْمَشْرِقِ وَ اَلْمَغْرِبِ »؟! فرمود: مادرت در عزايت باد! ای ابن كوّاء، اين مشرق است، اين هم مغرب، و امّا آيۀ« رَبُّ اَلْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ اَلْمَغْرِبَيْنِ »به تحقيق كه مشرق زمستان بر حدّی و مشرق تابستان نيز بر حدّی است، آيا اين را از دوری و نزديكی شمس در نمیيابی؟ و امّا آيۀ: «بِرَبِّ اَلْمَشٰارِقِ وَ اَلْمَغٰارِبِ» آن #سيصدــوــشصتــبُرج دارد، هر روز در برجی حاضر و از برجی ديگر غايب میشود، و فقط در سال ديگر در همان روز به همان برج باز ميگردد....
📚 الاحتجاج ج ۱، ص ۲۵۹ / بحارالانوار ج ۱۰، ص ۱۲۱ / تفسير نور الثقلين ج ۵، و..
مشابه این روایت چند تای دیگر هست که چون این روایت به هر سه آیۀ مدّ نظر ما پرداخته، لذا از آوردن روایات دیگر خودداری میکنم.
👈حتی برخی از راویان حدیث بصورت صریح و روشن بر مشارق و مغارب تابستانی و مشارق و مغارب زمستانی تاکید کردهاند؛ مثل این نقل از جناب قمّی در تفسیر شریف القمّی و جناب ابن عبّاس:👇👇
علیبنإبراهیم (رحمة الله علیه)- رَبُّ الْمَشْرِقَیْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَیْنِ قال مَشْرِقُ الشِّتَاءِوَ مَشْرِقُ الصَّیْفِ و مَغْرِبُ الشِّتَاءِ و مَغْرِبُالصَّیْفِ.
علیّبنابراهیم (رحمة الله علیه) میگوید:- رَبُّ المَشْرِقَیْنِ وَ رَبُّ المَغْرِبَیْنِ یعنی مشرق زمستان و مشرق تابستان و مغرب زمستان و مغرب تابستان./📚تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۵، ص۴۰۲ القمی، ج۲، ص۳۴۴/ نورالثقلین...
ابنعبّاس (رحمة الله علیه)- لِلشَّمْسِ مَطْلِعٌ فِی الشِّتَاءِ وَ مَغْرِبٌ فِی الشِّتَاءِ وَ مَطْلِعٌ فِی الصَّیْفِ وَ مَغْرِبٌ فِی الصَّیْفِ غَیْرُ مَطْلِعِهَا فِی الشِّتَاءِ وَ غَیْرُ مَغْرِبِهَا فِی الشِّتَاءِ.
ابنعبّاس (رحمة الله علیه) میگوید- خورشید محلّ طلوع و غروبی در زمستان دارد و محلّ طلوع و غروبی هم در تابستان دارد، که غیر از محلّ طلوع و غروبش در زمستان است.
📚تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۵، ص۴۰۲ بحارالأنوار، ج۵۵، ص۲۱۰
❣در قدرت خداوند و خلقت زمين
#امیرالمومنین_علی علیهالسلام فرمودند:
🌺وَ جَبَلَ جَلاَمِیدَهَا، وَ نُشُوزَ مُتُونِهَا وَ أَطْوَادِهَا، فَأَرْسَاهَا فِی مَرَاسِیهَا، وَ أَلْزَمَهَا قَرَارَاتِهَا. فَمَضَتْ رُؤُوسُهَا فِی الْهَوَاءِ، وَرَسَتْ أُصُولُهَا فِی الْمَاءِ، فَأَنْهَدَ جِبَالَهَا عَنْ سُهُولِهَا، وَ أَسَاخَ قَوَاعِدَهَا فِی مُتُونِ أَقْطَارِهَا وَ مَوَاضِعِ أَنْصَابِهَا، فَأَشْهَقَ قِلاَلَهَا، وَ أَطَالَ أَنْشَازَهَا، وَ جَعَلَهَا لِلاَْرْضِ عِمَاداً، وَ أَرَّزَهَا فِیهَا أَوْتَاداً، فَسَکَنَتْ عَلَى حَرَکَتِهَا مَنْ أَنْ تَمِیدَ بِأَهْلِهَا، أَوْ تَسِیخَ بِحِمْلِهَا، أَوْ تَزُولَ عَنْ مَوَاضِعِهَا. فَسُبْحَانَ مَنْ أَمْسَکَهَا بَعْدَ مَوَجَانِ مِیَاهِهَا، وَ أَجْمَدَهَا بَعْدَ رُطُوبَةِ أَکْنَافِهَا، فَجَعَلَهَا لِخَلْقِهِ مِهَاداً، وَ بَسَطَهَا لَهُمْ فِرَاشاً! فَوْقَ بَحْر لُجِّیٍّ رَاکِد لاَیَجْرِی، وَ قَائِم لاَ یَسْرِی، تُکَرْکِرُهُ الرِّیَاحُ الْعَوَاصِفُ، وَ تَمْخُضُهُ الْغَمَامُ الذَّوَارِفُ; «إِنَّ فی ذلِکَ لَعِبْرَةً لِمَنْ یَخْشَى».🌺
💠خداوند بعد از آفرينش زمين، صخره ها و تپّه ها و کوههاى استوار آن را آفريد و آنها را در جايگاه خود ثابت نگه داشت و در قرارگاهشان مستقر نمود، قلّه هاى آنها در هوا پيشروى کرد و ريشه هاى آنها در آب فرو رفت و به اين ترتيب، کوهها را از سطح زمين بالا کشيد و پايه هاى آنها را در اعماق زمين و قرارگاهشان را ثابت نگه داشت، قلّه ها را مرتفع ساخت و تپّه ها را گسترش داد و کوهها را تکيه گاه زمين و همچون ميخهايى در آن کوبيد; به گونه اى که زمين در عين حرکت، آرام گرفت، تا اهل خود را در اضطراب فرو نبرد; يا آنچه را که بر دوش حمل کرده، فرو نيندازد، يا از جايگاه خويش زايل نگردد; پس منزّه است آن کس که زمين را در ميان آن همه امواج ناآرام ثابت نگه داشت; دوران رطوبت جوانب و اطرافش را پايان داد و آن را خشک نمود و بسترى آرام براى زندگى انسانها قرار داد و همچون فرشى براى آنها گسترده ساخت; برفراز دريايى پهناور و راکد که ايستاده بود و حرکت نمى کرد; تنها بادهاى شديد آن را بر هم مى زد و ابرهاى پرباران به حرکتش در مى آورد.
🌿آرى! «در اين امور درس عبرت بزرگى است براى کسانى که اهل خشيّتند و احساس مسئوليت دارند».
📚نهجالبلاغه. #خطبه211. بخش دوم
🔶
19.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ اینهم خیلی جالب بود. قطعا خیلی از ما مسلمانان نمی دانند.
┄┅┅┅❅❁❁❅┅┅┅┄
🔸 دیدگاه های فیلسوفان علم درباره ی نظریه های علمی
🔸 دیدگاه های چند فیلسوف نامآورِ علم در خصوص نظریه های علمی به نحو خلاصه به صورت زیر است:
1️⃣ هیوم: علم، استقرائی است و غیرمعقول
2️⃣کارنپ: علم، استقرائی است و معقول
3️⃣ پوپر: علم، غیراستقرائی است و معقول
4️⃣ کوهن: علم, غیراستقرائی است و غیرمعقول
🔸علتِ این که هیوم، علم را غیرمعقول دانسته است؛ این است که او معقول بودنِ چیزی را منحصر در وجودِ استدلال عقلی حداکثری برای آن میدانست و معیاری که برای معقول شمردنِ گزاره ها تصور کرده بود، معیار بسیار سختگیرانه ای بود که با آن معیار، حتی حرفهای خودش را هم نمیشد معقول شمرد. در حال حاضر، کمتر کسی را میتوانیم بیابیم که دیدگاه هیوم را جدی بگیرد.
🔸کارنپ که از بزرگانِ پوزیتیویسم است، وجود تایید تجربی را برای معقول دانستنِ گزاره ها ( و حتی معنادار بودنِ آنها) لازم و کافی میدانست و حال آن که پیشرفتهای بعدی نشان داد که تایید تجربی تام و کافی نیست و تجربه توانایی تعین بخشی به نظریه ها را ندارد. او بر استقرائی بودنِ علم هم معتقد بود اما واکاوی عملکرد دانشمندان نشان داد که این نظرگاه در مورد برخی نظریات علمی، غیرقابل دفاع است.
🔸 پوپر اساسا علم را غیراستقرائی می دانست و ادعایش این بود که نظریه های علمی میتواند از راههای غیرعقلانی و مثلا از طریق خواب و باورهای مذهبی و مانند آن به ذهن نظریه پرداز آید و نه از راه بررسی های استقرائی عقلانی! از نظر او، آن چیزی که نظریه ها را علمی میکند، رویکرد دانشمندان در ابطال نظریه هاست لذا تا زمانی که نظریه ها به کار آیند و بتوانند جواب بدهند، قابل استفاده خواهند بود اما هیچ ضمانتی وجود ندارد که این نظریه ها، واقعی باشند. از منظر پوپر، واقعی بودن با معقول بودن فرق دارد.
🔸 کوهن دیدگاه دیگری دارد. او مثل پوپر، اعتقادی به استقرائی بودنِ علم ندارد و عوامل غیرعقلانی را در شکل دهی نظریه ها و اقبالِ دانشمندان به آن نظریات بسیار مهم و اثرگذار می داند. از نظر او، نظریات علمی چه در تولید و چه در ادامه حیات و چه در تغییر پارادایمها روندی غیرمعقول دارند.
🔺 اما حق با کدامیک از این چهار فیلسوف است؟
🔺چنین به نظر میرسد که ما نمیتوانیم یک حکم کلی و واحد برای همه نظریات علمی بدهیم. علم، گستره ی عریض و طویلی دارد. در بعضی از نظریه های موجود در علم، استنتاج استقرائی به نحو پررنگی وجود دارد و اثرات عوامل غیرعقلانی در آن، واقعا کمرنگ به نظر میرسد و حال آن که در بعضی دیگر از نظریات علمی، اثرات عوامل غیرعقلانی خیلی پررنگ است و وجود عناصر غیرعقلانی و پیشفرضهای کاذب و ساده کننده و یا پیشفرضهای مرتبط با علائق متافیزیکی ( مثل تعهد سفت و سخت به طبیعتگرایی) در ساختار نظریه ها، معقول دانستنِ نظریه را عملی غیرعقلانی نشان میدهد.
🔹
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸 نظرِ گریگوری چیتین، ریاضیدان معاصر درباره ی فرض پیوستگیِ ریاضیاتی که در دانش فیزیک مورد استفاده واقع می شود.
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 میدان کوانتومی که برخلافِ میدانهای کوانتومیِ شناخته شده در فیزیک، اصلا روی فضازمان زندگی نمیکند و میتواند از هیچ، فضازمان و قوانین حاکم بر آن را پدید آورد و خیلی کارها ازش برمی آید، صرفا یک اسم است برای یک معنای خاص قدیمی
🔹 کامپیوترِ بزرگی که برخلافِ کامپیوترهای فیزیکی، اصلا در زمان کار نمیکند و فیزیکی هم نیست و میتواند همه عالم را شبیه سازی کند و خیلی کارها ازش برمی آید، صرفا اسمی است برای همان معنای خاص و قدیمی
🔹 شانسی که برخلافِ شانسهایی که ما میشناسیم، خیلی دقیق عمل می کند به طوری که عملکردش را میتوان فرموله کرد و میتواند سیستمها را به نحوی متحول کند که هر کسی به آن سیستم مینگرد، از زیبایی ها و هماهنگی های آن سیستم مبهوت می شود، صرفا یک اسم است برای یک معنای خاص قدیمی
🔹 تغییر اسم، دردها را دوا نخواهد کرد😊
🔸 توصیه و پیشنهاد به دوستانی که میخواهند به عرصه ی مبارزه با الحاد مدرن ورود کنند
🔸 دیروز مفتخر بودم در منزل خودم، در خدمت یکی از اساتید حوزه ی علمیه قم باشم. ایشان میخواستند با فضای حاکم بر مباحث الحاد مدرن آشنا شوند و لذا توسط یکی از دوستانِ مشترک، از من خواستند تا فضای حاکم بر الحاد مدرن را برایشان شرح بدهم.
🔸 بحثهای خوبی در خصوص ریاضیات مطرح شد و من در موردِ این که ریاضیاتِ کنونی با ریاضیاتی که عموم مردم با آن آشنا هستند ( یعنی ریاضیاتی که در دبیرستانها تدریس می شود) تفاوتهای بنیادی و اساسی کرده است مطالبی را خدمت ایشان عرض کردم.
🔸 آن چیزی که باعث گردید تا این یادداشت را در کانال بگذارم، نتیجه ی فرعی و مهم این گفتگو بود و نه اصلِ گفتگوهای رد و بدل شده
🔸 نتیجه ی فرعی و مهم را در قالب پیشنهاد و توصیه ی زیر تقدیم میکنم:
🔺 آن دسته از فضلای حوزوی که میخواهند به عرصه ی نقد الحاد مدرن ورود کنند، لازم است این نکته را دریابند که صرف تسلط ایشان بر علوم حوزوی و مباحث فلسفه و کلام و فقه و اصول برای انجامِ کار اساسی و مثبت در عرصه ی مقابله با الحاد علمی، هرگز کافی نیست.
🔺 آشنایی با ریاضیات و تحولات ایجاد شده در آن در طی یکی دو قرن اخیر و اثرات تحولات مذکور بر مسئله ی ( اثباتِ قطعی گزاره ها و مفهوم اثبات) و این که علم چگونه از ابزار ریاضیات استفاده میکند و نظایرِ آن، جزء مباحث ضروری و مهمی است که شخص باید بداند.
🔺 عدم آشنایی شما با مبانی علوم تجربی و ریاضیات جدید ( منظورم ریاضیاتی است که الان توسط دانشمندان استفاده می شود و نه ریاضیاتِ قرن نوزدهم و ماقبل آن ) سبب می شود چیزی که از نظر ریاضیات جدید گزاره ای صادق است، از نظر شما یک مغالطه باشد.
🔺 میدانیم که برخی از فیلسوفان حوزوی معاصر، ریاضیات را می شناسند و از ریاضیات و هندسه باخبرند اما نکته ی مهم این است که آن چیزی که این بزرگان میدانند، ریاضیاتِ مربوط به قرن نوزدهم و ماقبلِ آن است که از زمین تا آسمان با ریاضیاتِ کنونی متفاوت است.
🔺 بنابراین از آنجا که دفاعِ بد نبودنش بهتر از بودنش هست و نیز با توجه به این که مقدمه ی واجب، واجب است؛ لذا باید حرکتی جدی در این راستا صورت گیرد.
وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ
و در اموال آنها حقّی برای سائل و محروم بود!
الذاريات/19
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته
دوستان گرامی در ایام شهادت کریم اهل بیت امام همام حسن مجتبی عليهالسلام و نزدیک اوقات قمر در عقرب هستیم😔نیازمندان آبرومند را فراموش نکنیم خداخیرتان بدهد هر مقداری هر مبلغی که توان دارید....
:دوچیز قضای حتمی را برمیگرداند دعای پدر و مادر و کمک به دیگران ...
ش کارت به نام محمد خسروی/بانک ملت
۶۱۰۴۳۳۸۹۰۵۶۹۲۱۸۸
ش کارت دوم /بانک ملی
6037997546372302
https://eitaa.com/Ostadkhosravi