eitaa logo
❲ ؏‌ـلیهان . .🖤🇮🇷 ❳
384 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
1.8هزار ویدیو
13 فایل
وَڪَفیٰ‌بِرَبِّكَ‌هادیاًوَنَصیراً [برای‌هدایت‌ویاری‌تو،پروردگارت‌کافی‌ست💗. ] تولدمون : 1402/1/8 ^^ کپی؟!قبلش یه صلوات برای سلامتی بابامهدی بفرست :)✨ درخدمتم : @Axjrjgx
مشاهده در ایتا
دانلود
15.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. خستم از این روز های تکراری از این خواب تو بیداری .
❲ ؏‌ـلیهان . .🖤🇮🇷 ❳
_
من‌ازتوجز‌تونخواهم‌ که‌در‌طریقت‌عشق به‌غیرِدوست تمنازِدوست‌رسوایی‌ست..!
❲ ؏‌ـلیهان . .🖤🇮🇷 ❳
🌻🍂🌻🍂🌻🍂🌻🍂🌻🍂🌻🍂 #پارت_بیست_پنجم #رمان_اقیانوس_مشرق _توکّل به خدا کن. در دل سلام و صلوات بفرست و از
🌻🍂🌻🍂🌻🍂🌻🍂🌻🍂🌻🍂 _پرسیدم کیستی؟! راحله زیر لب زمزمه می کند:《حرامی چگونه به دوست بدل می گردد؟!آیا این ممکن است؟》 اسب سوار روبند از چهره بر میدارد و می خندد: +عِمران پسر داوود. پینه دور،مبهوت،نفس عمیقی می کشد.برمی گردد و به طوفان سیاهی که نزدیک شده است، نگاه می کند. طوفان تمام شده است و نسیمی ملایم می وزد و غبار اندک اندک در حال دور شدن است.پینه دوز و عِمران در گودیِ پشت تخته سنگ نشسته اند و با هم گفت و گو می کنند. دور تر از آن ها،راحله میان هاله ای از غبار، رو به دشت نشسته است. عِمران نگاهی به اسب می اندازد که گردنش از پس تخته سنگ پیداست و می گوید:《من از این طوفان ها زیاد دیده ام پینه دوز . کسی که مسافر برهوت باشد، میداند چطور با طوفان کنار بیاید.در برهوت که باشی،از چیزی نمی توانی فرار کنی. تنها راه حل آن است که با آن ها کنار بیایی.》 پینه دوز با لبخند، به نقشه ٔچرمی در دست عِمران است نگاه می کند: _راستی چگونه فراموشم شد نقشه را به تو برگردانم؟! عِمران نگاهی به نقشه می اندازد و آن را لوله می کند و در زیر جامه اش پنهان می کند. +باید یادم می ماند، بدونه این نقشه نمی توانم راه چشمه حیات را پیدا کنم. دستش طرف مشک آب می رود. دستی بر مشک می کشد و آن را بالا می برد و کنار گوش هایش تکان می دهد و با تعجب و لبخند به پینه دوز نگاه می کند: +آب می نوشی؟ پینه دوز می خندد: _نیکی و پرسش؟ چگونه از مشکی که اعجاز علی بن موسی الرضاست ننوشم؟ عِمران سری تکان می هد و مشک را به پینه دوز می دهد: +چگونه باور کنم پینه دوز؟ پینه دوز مشک را می گیرد و به دهان می برد و می نوشد. با دست دور دهانش را خشک می کند و زیر لب می گوید:《سلام بر حسین تشنه لب!》 سر بلند می کند و به عِمران نگاه می کند: _می خواهی برایت بگویم که چرا در بهت و حیرتی؟ عِمران ، کنجکاو نگاه می کند: +بگو! _خیال و تَصور تو همچون خیال و تصور آن طفلی است که بر قدرت و توان پدر خویش مردد مانده است. طفل خردسالی را تصور کن که نمی تواند باور کند پدرش تخته سنگی را با دو دست بلند کند و آن را به دور تر ها پرتاب می کند. این ناباوری طفل ناشی از عقل خُرد و حقیر کودکانه اوست.او قدرت پدرش را با قدرت خودش مقایسه می کند. دیگر آنکه شناخت حقیقی و درستی از توانایی پدرش ندارد. زمانی که طفل بتواند را و قدرت او را بشناسد، دیگر آن پرتاب تخته سنگ عادی و باور کردنی است و باعث بهت و حیرت او نمی شود و به قدرت پدرش شک نمی کند. لبخندی از مهر می زند و به عِمران نگاه می کند: _جوان!تو نیز به معرفت امام آگاه نیستی و علی بن موسی الرضا را آن گونه که باید نمی شناسی، تا قیامِ قیامت از این مَشک و آبی که درونش می جوشد، مبهوت خواهی ماند. عِمران مشک را از پینه دوز می گیرد و به دهان می برد.جرعه ای می نوشد و می گوید:《این از حدود عقل خارج است، آخر چگونه آب مشکی تمام نمی شود؟!من صد ها بار آن را به دهان برده ام و نوشیده ام، تو و دخترت راحله و خیلی های دیگر از آن نوشیده اند. اما این مشک هنوز آب دارد و آب می دهد.》 ادامه دارد . . .!_
دانلود+دعای+فرج+علی+فانی.mp3
زمان: حجم: 2.7M
دعاۍ فرج میخوانیم به نیابت از تمامۍ شھدای والا مقام✨🖤 : 《 اِلَهِی عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَیْکَ الْمُشْتَکَى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِی الْأَمْرِ الَّذِینَ فَرَضْتَ عَلَیْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِیباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ یَا مُحَمَّدُ یَا عَلِیُّ یَا عَلِیُّ یَا مُحَمَّدُ اکْفِیَانِی فَإِنَّکُمَا کَافِیَانِ وَ انْصُرَانِی فَإِنَّکُمَا نَاصِرَانِ یَا مَوْلانَا یَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِکْنِی أَدْرِکْنِی أَدْرِکْنِی السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ 》🪐📿 ᗩᒪIᕼᗩᑎ_313
❲ ؏‌ـلیهان . .🖤🇮🇷 ❳
"شهید هادی ذوالفقاری"
میگفت: من‌زشتم‌... حتی‌اگر‌شهیـد‌بشم‌کسی‌برام‌کاری‌نمیکنه؛ حتی‌کسی‌پیدا‌نمیشہ‌برای‌من‌ پوستری‌چیزی ‌طراحی‌کنه... ••{حالادلدادگانت‌رامیبینی‌ای‌شهید‌؟!}•• شهیدهادے‌ذوالفقارے🙂🌱
🌿💛⌜ اگـردر‌زندگی‌چیزی‌برای‌شکرگزاری پیدا‌نکردی‌! دستت‌رو‌بذار‌روی‌قلبت ببین‌امروز‌این‌تپش‌ارزش‌شکر‌نداره؟! -خدایاشکرت♥️((
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 مصی جون از فلسفه گل سفید روی موهاش میگه ...😳😳🤣 بدید مرام معرفتییییی‌ خداوکیلی! ‌ چطور میشه طرفدار کسی بود... که ثبات عقلی و رفتاری نداره! ‌😐‌ خداوکیلی، اینکه عفاف و حیا برای بشر مفیده نیاز به بحث و گفت و گو داره؟ ‌😷 خداوکیلی هرکس دو دقیقه با خودش فکر کنه میفهمه حق چیه....🙃‌
26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زن ها تو مملکت ما؛ قاضی هم می‌تونن بشن 🦾✨ 🤫 سعی کن باهاش کنار بیای.. • • + قسمتی از مجموعه سریال آقای قاضی
▫️چه کسی آبروی ایران را برد ؟ 🔺چیزی که آبروی ایران را برد اصلا دویدن دنبال رونالدو نبود چراکه امری کاملا طبیعی در سراسر جهان است، اما چیزی که آبروی ما را برد...