#خاطره_شهید 🎙🌸
متوجه شده بودم ڪہ مدتے است پیش خانواده ی شهدا مےرود و از آنها فیلم و خاطره می گیرد...♥️
کارش این شده بود که هفته ای یکے دو بار پیش این خانواده ها برود و پای حرف هایشان بنشیند🙃✨
نمیدانم این فیلم ها الان کجا هستند ، اما مصطفے با عشق دنبال ثبت وقایع زندگے شهدا بود🍃🎥
گاهی تعریف می کرد که مثلا "دیشب رفتم خانه ے فلان شهید و پدرشهید اینجوری گفت و من زار زار گریه کردم💔"
یا "مادرشهید فلان حرف را زد و من هنوز هنگ هستم ..."
#شهید_مصطفے_صدرزاده
راوی دوست شهید
💌نامه ے مُزَّمِّل/بند۲۰
"فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ"
از خالق آسمانے به بنده زمینے😍🍃
شاید خودت ندونے اما تورو جورے ساختم که فقط باحرف زدن با خودم آروم میشے،اما تو خیلے وقتا بدون توجه به من لابه لاے آدم هاے این دنیا دنبال آرامش میگردی.خواستمبگم با من حرف بزن من همیشه منتظرتم
دوستدار همیشگی تو #خدآ ♥️
📬فرستنده:خدا
📖گیرنده:انسان
#حدیث📿
پیامبــر اڪرم(ص):
از بہترین ڪارهاے اُمّت من،
انتظار [ظهــور حضرٺمہــدے(عج)] است...♡⏳
_انتظارظهور✨
[بحارالانوار،ج۱۵،ص۱۲۲📚]
@shahidsarjoda
🍃حاجآقــٰاپناهیان:
دوستداشتنآدمهاۍبزرگانسانرابزرگ میڪند:
ودوستداشتنآدمهاۍ نورانی بھ انسان نورانیت میدهد...
اثر وضعۍمحبوب، آن قدر زیاداست،
ڪه آدم باید مراقب باشد مبادا به افراد بیارزش علاقه پیدا ڪند...
#مراقبانتخابتباش
@ shahidsarjoda🍂
🌿
{ #خاطره_شهید }
.
.
شهید حسن باقری (غلامحسین افشردی)هی می رفت و می آمد..
برای رفتن به خانه دو دل بود..
یادش رفته بود نان بگیرد..
بهش گفتم:
«سهمیه امروز یه دونه نان و ماست پاڪتیه، همینو بردار و برو.»
گفت:
«اینو دادن این جا بخورم، نمی دونم زنم می تونه بخوره یا نه.»
گفتم:
« این سهم توست. می تونی دور بریزی یا بخوری»
یکی دوبار رفت و آمد.
آخر هم نان و ماست را گذاشت و رفت.
@shahidsarjoda