🔴#اثبات_معاد همان زندگی پس از مرگ
برای اثبات معاد دلایل فراوانی از قرآن، احادیث و عقل وجود دارد. جالب است بدانید که در برخی از آیات قرآن کریم برای اثبات معاد از دلیل عقلی استفاده شده است. یعنی به نوعی قرآن کریم اثبات میکند که عقلاً نمیشود زندگیِ این جهان پایان کار باشد بلکه باید جهان دیگری هم باشد.
دلایل عقلی از قرآن کریم برای اثبات معاد
قرآن کریم در سوره «ص» اینگونه میفرماید:
﴿ وَمَا خَلَقْنَا السَّماءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُما باطِلاً ذلِکَ ظَنُّ الَّذِینَ کَفَرُوا فَوَیْلٌ لِّلَّذِینَ کَفَرُوا مِنَ النَّارِ * أَمْ نَجْعَلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ کَالْمُفْسِدِینَ فِی الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِینَ کَالْفُجَّارِ﴾ [1]
ما آسمان و زمین و آنچه را که بین آنها است، بر باطل نیافریدیم. این گمان کسانی است که کافرند؛ پس وای بر کافران از آتش. آیا ما کسانی را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته انجام میدهند، مانند مفسدان در زمین قرار میدهیم، یا اینکه پرهیزکاران را چون خودکامگان قرار خواهیم داد.
از آیات قرآن کریم چند دلیل بر اثبات معاد استفاده میشود:
۱- برهان عدالت :
آیا عاقبت نیکوکاران و مفسدان یکسان است؟؟
۲- برهان حکمت:
آسمان و زمین به بازی و باطل آفریده نشده .
۱ـ عدالت الهی (برهان عدالت):
دوباره به عبارت آیه توجه کنید:
آیا ممکن است که ما [خدای عدالتگستر حکیم] مؤمنان نیکوکردار را مانند مفسدان در زمین قرار دهیم؟ آیا ممکن است با انسانهای متقی مثل خودکامگان رفتار کنیم؟
پاسخ روشن است. جا دارد خدای رحمان از ما سؤال کند که آیا اگر شما بودید، چنین میکردید؟ و اگر کار دست شما بود، حاضر بودید که بین خوب و بد تفاوت نگذارید؟ پس چرا عدهای دربارۀ خداوند چنین میاندیشند.
در زندگی دنیا امکان احقاق حق، آن هم به طور کامل، وجود ندارد؛ زیرا برای مثال اگر کسی در این دنیا یک انسان بیگناه را بکشد، قصاص میشود و جان او در برابر جان آن یک نفر بیگناه گرفته میشود. اما اگر جنایتکاری میلیونها انسان بیگناه را به خاک و خون بکشد، این دنیا ظرفیت مجازات او را ندارد و نمیتوان تنها با کشتن او عدالت را اجرا کرد.
۲ـ حکیمانه بودن آفرینش (برهان حکمت):
دلیل دیگر بر اثبات معاد این است که آفرینش الهی بر باطل نیست، بلکه حق است. قرآن کریم این نکته را بارها یادآور شده است که ما آفرینش را بیهدف و باطل نیافریدیم، بلکه از آن هدفی حکیمانه و حسابشده داشتهایم. از این رو قرآن، بازیچه بودن آفرینش را نفی میکند و میفرماید:
﴿ وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا لاعِبِینَ﴾ [5]
ما آسمانها و زمین و آنچه را بین آنها است، برای بازیگری نیافریدیم.
پیام آیه این است که اگر قیامتی نباشد و شما انسانها به سوی خدای رحمان بازگردانده نشوید، آفرینش دنیای شما بیهوده خواهد بود. اگر اندکی بیندیشیم، درمییابیم که حقیقتاً چنین است، زیرا:
اولاً: گذراندن زندگی دنیا، به تنهایی، فاقد هر گونه هدفی است و دنیا نمیتواند دلیل وجود خویش باشد. دنیا همانند مدرسه و یا دانشگاهی است که میتواند دورانی رشدآفرین و ثمربخش برای انسان باشد تا ثمرۀ تلاش خود را در آینده به دست آورد وگرنه زندگی گذرایی که هرچه در آن به آدمی داده میشود، از او باز پس میگیرند و هر موهبتی از آن پایانی دارد، به خودی خود آرامش بخش نخواهد بود. قرآن کریم میفرماید:
﴿ وَمَن نُّعَمِّرْهُ نُنَکِّسْهُ فِی الْخَلْقِ أَفَلا یَعْقِلُونَ﴾ [8]
هرکه را عمر طولانی میدهیم، در خلقت دگرگونش میسازیم؛ آیا [مردم] به تعقل نمیپردازند.
ثانیاً: برای گذراندن زندگی دنیا و بهرهمندی از مواهب طبیعت، نیازی به این استعدادهای عظیم انسانی نیست. مثلاً اگر در اتاقی که با یک یا دو لامپ معمولی کاملاً روشن میشود، از پانصد پروژکتور قوی استفاده شود، همگان این کار را بیهوده میدانند. حال سؤال این است که آیا حیوانات که از استعدادهای شگفتانگیز انسانی بیبهرهاند، زندگی دنیا را به راحتی نمیگذرانند!؟ آنها هم از مواهب طبیعت استفاده میکنند و چه بسا خیلی آسودهتر از انسان زندگی خود را سپری میکنند.
چه کسی میتواند مطمئن باشد که زندگی خود را مثلاً از زنبور عسل شیرینتر و بهتر سپری میکند. این حشرۀ کوچک از فضای آزاد طبیعت استفاده میکند، از شهد گلها میچشد، از همهٔ کارهای خود احساس رضایت میکند و از نگرانیهایی که انسان در زندگی خود دارد، ایمن است؛ در حالی که انسانها گاه برای ایمن شدن از این نگرانیها به مواد مخدر پناه میبرند.
آیا این عقل پویشگر انسانی که گاه زمینهساز خاطرههای ناگوار و نگرانیهای بسیار است برای استفاده از مواهب طبیعت و زندگی دنیا ضرورتی دارد؟ اگر زندگی انسان تنها به همین دنیا محدود است، پس چرا خداوند بشر را اینچنین پیچیده و شگفتانگیز آفریده است؟ چرا او را انتخابگر و دارای ارادۀ آزاد قرار داده است تا خوب و بد را انتخاب کند و چرا …؟
●بخشی از درسهای معاد که توسط استاد ارجمند دکتر سید محسن میرباقری در موسسه نورالمجتبی علیه السلام تدریس شده است.🌱