eitaa logo
˼ اَمـٰانھـ ˹ 🇵🇸
578 دنبال‌کننده
8.9هزار عکس
5هزار ویدیو
116 فایل
📍تحت مدیریت تر‌ک اوشاخلاری - شهرستان پارس آبادمغان - - کپۍ؟ حلالت‌ رفیق! https://abzarek.ir/service-p/msg/2466108
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از خاطراتانه
ranyaa_313دریای آرامش_2022_07_31_11_39_02_166.mp3
زمان: حجم: 4.3M
عاشق‌‌شدن تو بچگی لطفش همینه؛ عاشق می‌شی دل‌میدی تو اوج صداقت :)💔 @shahidsarjoda
هدایت شده از سنگر شهدا
ツ تو رمان میخونی ولی قرآن نمیخونی رمان ۲۵ خطه رو میخونی ۵ خط قرآن زورت میاد بخونی:/ آخه انقد تباه؟؟ 💔 @f8mmfis
•• شھدا از نامحرم فرآاری بـودَن!!! ⇩ 💥دوستش میگفت: تو مدتی که عراق بود وقتی می خواست به کربلا بره روی صورتش چفیه می انداخت و می گفت: اگه به نامحرم نگاه کنی راه شهادت بسته میشه (:" 🌱 اینجا کلے‌تلنگر و خودسازی با الگو گرفتن از شھدا هست🙂👌🏼 بیا خودتو بساز ''🏡 نیومدۍ‌از دَستِت رفتہ‌هاااا‼️ eitaa.com/joinchat/346685596Ca80122d718
Atabak Abdolahi | Sevin-Music.comAtabak Abdolahi - Asardi Dil Dodaghi.mp3
زمان: حجم: 5.7M
🏴اسردی دیل دوداقی دیردی جان یارالی😔 روضه حضرت رقیه (س) بسیار عالی👌 بس کن رباب..😭 وفارسی 🎤کربلایی اتابک عبدالهی @shahidsarjoda
˼ اَمـٰانھـ ˹ 🇵🇸
من تو شبِ سوم موندم ..
حقِ‌مطلب‌ روضه‌ خانم‌سه‌ساله، تو یه‌ شب‌ اَدا نمیشه!:)
˼ اَمـٰانھـ ˹ 🇵🇸
حقِ‌مطلب‌ روضه‌ خانم‌سه‌ساله، تو یه‌ شب‌ اَدا نمیشه!:)
⊰•📒•⊱ . بخون😭👇 خب میدونی ؟ سه سالش که بیشتر نبود ... مگه یه بچه سه ساله چقدر مو داره ؟ چقدر قد داره؟ سوارِ شترش کردن؛ تو حرکت از شتر افتاد... شب تو بیابون ترسید؛ میدونست اگه دستشون بهش برسه تازیانه میخوره، به زبون بچگی دعواش میکنن؛ ترسید... کاروان ندیدش دور شد؛ گم شد تو بیابون کاروان جلوتر که رفت دید یه دختربچه نیست... زجر‌ گفت من پیداش میکنم... دختربچه داشت تو بیابون دنبال کاروان میگشت... دید سوارکار داره میاد؛ ترسید و فرار کرد .... سوار کار دنبالش رفت... همینطور که فرار میکرد خارهای بیابون فرو میرفت کف پاش 😭 کف پای یه دختر سه ساله چقدره؟ فرار کرد..... فرار کرد پشت یه بوته خار پنهون شد‌‌‌... زجر رسید بالاسرش میخواست فرار کنه اما کف پاش پر از خار بود.. از اسب پیاده نشد و خم شد... موهاش و گرفت کشید بالا 😭😭😭 نگهداشت... دخترک مدام باباشو صدا میزد 😭😭😭 بابااااااا باباااااااا با نگاه دخترونه‌اش نگاه کرد تو چشمای زجر با زبون کودکانه گفت: نزنیاااااا زجر دستش و بلند کرد کوبید تو صورت دخترک 😭😭😭 اونقدر ضربه محکم بود زبون بچه بند اومد😭😭😭 صدا زد : ع... عم.... عمووو عمووو😭😭😭 از اون به بعد زبون رقیه لکنت گرفت😭😭 @shahidsarjoda
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا