بسم اللّه الرحمن الرحیم
#خاطرات_حاج_حسین 🍃
"تنها درخواست"
ایشون به ما معرفی شده بود و قرار شد به عنوان فرمانده گروهان در دوره ها ازشون استفاده کنیم. ما هر کاری به ایشون می گفتیم می گفت چشم حاجی! هرچی شما بگی! جلساتی داخلی برای بچه ها تشکیل می دادیم که حرف هاشون رو می زدن و راجع به موارد مختلف بحث و گفتگو می کردند،حتی یه بار نشد من ببینم شهید حسین معز غلامی نسبت به وضعیت اعتراض بکنه،یکبار ندیدم بیاد راجع به کسی دیگه حرفی بزنه گلایه ای کنه که چرا امکانی که در اختیار دیگران هست به من ندادید و از این دست صحبت هایی که در محل کار ممکنه پیش بیاد.کار ما چون آموزشی بود،باید در زمان حضور نیروهای آموزشی به صورت شبانه روزی حضور می داشتیم ، حسین به من گفت:«اگر امکانش باشه،چون فعالیت من تو بسیج زیاده،از ساعت چهار پنج بعد از ظهر به بعد یه وقتی رو به من بدید تا ساعت هشت و نه شب من برم پایگاه بسیج به فعالیت های اونجا سر و سامانی بدم و برگردم و تا صبح سر کار بمونم.»تنها در خواست ایشون از من که یادم میاد همین بود.(فرمانده شهید)
#خاطره از زبان خواهره شهید حسین معز غلامی❤️
هروقت حسین به سوریه میرفت دست به دامن یک شهید میشدم بار اول متوسل به شهید آقامحمودرضا بیضایی شدم که حسین سالم بیاد
بار دوم متوسل به شهید آقاجواد الله کرم شدم و حسین سالم بیاد و نذرم در هر بار ادا می کردم
بار آخر شهید سجاد زبرجدی رو انتخاب کردم
که حسین سالم برگرده شله زرد بپزم و به نیت ایشان پخش کنم
چندشب قبل از شهادت حسین خواب دیدم شهید سجاد زبرجدی در عالم رویا به من گفتن نذرت قبول شده ادا کن
نذر من قبول نشد چون حسین ازمن مستجاب الدعوه تر بود
و شهید سجاد زبرجدی در اصل بشارت شهادت حسین رو داده بود
🌷شادی روح همه شهدا صلوات
بسم رب الحسین
#خاطرات_حاج_حسین
🌸( کتاب سرو قمحانه )🌸
حسین در اثر اون روضه هایی که می خوند به مقصد رسید.سیمش وصل بود.
او واقعا مقید بود
چی باعث شد که حسین مقاومت کنه ,شهید بشه و جاودانه بشه?
ب نظرم اثر همون روضه ها و هیئت رفتن ها بود.
واقعا بهشت رو به بهاء میدهند نه بها💐
به نقل از ( فرمانده ی شهید )
بدترازجنگ هم هست؟
آری!!😳
کسی که چیزی نداردتابرایش بجنگد
😔😔
#ذاکرالحسین_شهید_حسین_معزغلامی
🥀🥀🥀🥀🥀
🕊 @sahidsarjoda
*🌸خاطره ای از شهید:حسین معز غلامی 🌸*
پارسال تو مراسم اعتکاف مسجد قمر بنی هاشم، با شهید بزرگوار بودم. بچههای نوجوان زیادی اطرافش حلقه زده بودن...شوخی میکردن، سروصدای زیادی ازشون بلند میشد.
حسین آقارو صدا کردم و گفتم : "بابا یکم مراعات کنید سن خیلی از معتکفین بالاست اعصابشون نمیکشه ".
با همان لبخند همیشگی گفت:
"این نسل رو با این چیزا باید آورد مسجد. میبینی ک بیرون مسجد چه وضعی داره،مجبورم با شوخی کردن و برای اینکه حوصلشون سر نره و به مسجد اومدن عادت کنن یه جوری جاذبه ایجاد کنم."
دیدم راست میگه تو این وانفسا باید با هر شکلی که شده بچه هارو با مسجد آشنا کرد.
جای این شهید عزیز امسال خیلی خالی بود، هم اعتکاف هم شب قدر. تو تشییعش پدرش حرف قشنگی زد، گفت:بچه ام هم خوشگل بود هم خوشدل.
ولی خدا بخاطر خوشدلیش بردش.
🇮🇷شادی روحش صلوات🇮🇷
🌸راوی : دوست شهید
🥀🥀🥀🥀🥀
🕊 @sahidsarjoda 🕊
رفیقاش میگن∶
+حسین آقا
خیلی به ذکر ꪲیا رقیه
اعتقاد داشت...
گاهی میدیدم زیر لب این ذکر و میگفت:)
میگفت این ذکر گره گشایی ✨میکنه شما هم بگین
ـــــ
شهید حسین معز غلامی 🕊
🍃🌹بسم رب الشهدا و صدیقین🌹🍃
ایثار حتی موقع خواب!
#خاطره❤️
روز دوم اردوی تاکتیکی رزم در کویر بودیم.
بعد از سپری کردن یک روز خیلی سخت و اجرای پیاده روی برد بلند، دم دمای غروب رسیدیم به نقطه پایانی پیاده روی.
دستور این بود که شب رو اونجا استراحت کنیم و صبح زود دوباره به پیاده روی ادامه بدیم.
بعد از صحبت های مربیان تاکتیک، قرار شد هر کدام از بچه ها با کمک سرنیزه یا بیلچه زمین رو بکنه تا شب رو داخل اون بخوابه تا هم از سرما و طوفان شن کویر نجات پیدا کنه، هم خودش رو از دید دشمن فرضی پنهان کنه.
بلافاصله بعد از اتمام صحبت های مربیان همه بچه ها دست بکار شدن و یجایی برای خودشون دست و پا کردن.
من که همیشه کنار شهید بودم و دوست داشتیم همیشه کنار هم باشیم بعد از اینکه زمین رو کندم توش نخوابیدم و برای خواب خودم رو رسوندم کنار شهید و بقیه بچه ها برای اینکه با هم باشیم.
قرار شد تا من کنار شهید و روی سطح زمین بخوابم اما حسین قبول نکرد. ابراز ناراحتی کرد و گفت اگه من اونجا بخوابم اذیت میشم و سرما میخورم و...
به اصرارش من رفتم سرجاش توی چاله ای که حسین کنده بود خوابیدم. حسین هم رفت بیرون روی سطح زمین کنار من دراز کشید و خوابید...
نصف شب من از خواب پریدم و نگاهی به دور و برم انداختم . دیدم حسین خودش رو از شدت سرما جمع کرده اما خم به ابرو نیاورده و آروم خوابیده... چفیه ام رو انداختم روی بدنش تا حداقل جلوی باد رو کمی بگیره و بیشترازین سردش نشه که یهو بیدار شد.
گفت: من هیچیم نمیشه، شما مراقب باش سرما نخوری، چفیه رو بنداز روی خودت...
مهربانیش زبانزد همه بچه ها بود، ایثارش هم زبانزد شد.
💐به نقل از #همرزمان_شهید
#شهید_حسین_معز_غلامی💐
🌹🍃
گفتم: دارم از استرس میمیرم، گفت: یہ ذڪر بهت میگم هر بار گیر ڪردے بگو، من خیلی قبولش دارم: گرهے ڪار ِمنم همین باز ڪرد
گفتم: باشہ داداش بگو، گفت: تسبیح دارے؟ گفتم: آره، گفت: بگو "الهی بالرقیہ سلام الله علیها"
حتمـا سہ سـالہے ارباب نظر میڪنہ، منتظرتم و قطع ڪردم
چشممو بستم شروع ڪردم:
الهی بالرقیہ سلاماللهعلیها
الهی بالرقیہ سلاماللهعلیها
۱۰تا نگفتم ڪہ یهو گفتن: این پنج نفـر آخرین لیستہ، بقیہاش فـردا، توجہ نڪردم همینجور ذڪر میگفتم ڪہ یهو اسمم رو خوندن، بغضم ترڪید با گریہ رفتم سمت خونہ حاضرشم، وقتی حسین رو دیدم گفتم: درستشد، اشڪ تو چشمش حلقہ زد و گفت: "الهی بالرقیہ سلام الله علیها"
شهید حسین معز غلامی
☘ مادر شهید معز غلامی می گفت:
وقتی که به استقبالش رفتیم و از سوریه آمده بود، ما را از پشت شیشه های فرودگاه با دسته گل دیده بود و مدام اظهار ناراحتی در می کرد و از ما می خواست که محیط را ترک کنیم..
🌾خواهرش ناراحت شد، که حسین احساسات از خودش بروز نمی دهد..
محوطه را ترک کردیم و بعد که نزد ما آمد بعد از سلام و احوالپرسی علت کارش را جویا شدیم.. گفت:
🌷مامان شما می دونید چند تا ساک از شهدا الان همراه ما به ایران اورده شده که صاحبشون شهید شده؟
❤️ یک درصد هم احتمال بدین که خانواده این عزیزان شما را در این خوشحالی ببینند ..
حسین حواسش به همه چیز بود..
#خاطرات_شهدا 📖 #یا_مادر
سوریه ڪه بود پیام داد گفت : خواب عجیبی دیدم بعد از اینڪه ڪلی اصرار ڪردم خوابش رو تعریف ڪرد . گفت : خواب دیدم وضع خراب بود و هوا سرد ؛ داشتم با پوتین نماز میخوندم ، یڪی اومد شروع ڪرد به حرف زدن و گفت : نمازت قبول نیست و منم به شڪ افتادم ، بعد از چند دقیقه تو خواب دیدم ڪه یه خانم چادری اومد جلو و گفت : پسرم ازت قبوله خدا خیرتون بده انشاءالله ، تا به خودم اومدم فهمیدم حضرت زهرا رو دیدم و از خواب پریدم .
شهید مدافع حرم ...
#شهید_حسین_معز_غلامی
شادی روح مطهرش صلوات🌹
°•🌸🍃
🍃
🖇 #ڪلام_شهید
هر وقت سر قبرم آمدید سعی ڪنید روضه ای از حضرت علی اڪبر (ع)
و یا حضرت زهرا (س) بخوانید
و مرا به فیض بالای گریه برسانید ...
#در_این_آفرینش_بزرگ_شهید_تنها #موجودی_ست_ڪه_میلاد_دارد
#اما_مرگ_ندارد ...
#شهید_حسین_معز_غلامی💐
27.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دعای فرج با صدای شهید مدافع حرم حسین معزغلامی
در نشر حداکثری این کلیپ کوشا باشید
🥀🥀🥀🥀🥀
🕊 @sahidsarjoda 🕊