eitaa logo
˼ اَمـٰانھـ ˹ 🇵🇸
578 دنبال‌کننده
8.9هزار عکس
5هزار ویدیو
116 فایل
📍تحت مدیریت تر‌ک اوشاخلاری - شهرستان پارس آبادمغان - - کپۍ؟ حلالت‌ رفیق! https://abzarek.ir/service-p/msg/2466108
مشاهده در ایتا
دانلود
کربلایی حسین معز غلامیداداش حسین معزغلامی.mp3
زمان: حجم: 13.2M
مداحـے✨ خجالت ميكشم كه من...سرم رو تنمه حسين... از اون لحظه ى آخرى...كه تنم كفنه حسين... اخرین مداحیِ🥀 شهید🕊 🥀🥀🥀🥀🥀 🕊 @sahidasrjoda🕊
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔆 پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم می‌فرمایند: 🔺هر کس دوست دارد که خداوند هر چه خیر است نصیب او گرداند، بعد از من به ولای علی علیه‌السلام تمسک جوید، دوستانش را دوست و دشمنانش را دشمن بدارد. 📚 بحارالانوار، جلد ٢٧، صفحه ۵۵ 🍃🍂🍃🍂🌹🍂🍃🍂🍃 @sahidsarjoda
مرا دَمے🥀🕊 ز ڪمندِ غمت💚 رهایۍ نیست ڪه بوده این دل ما دَم ‌به ‌دَم گرفتارت ‍‌‎🥀🥀🥀🥀🥀 🕊 @sahidsarjoda
💕 «یک شب نزدیکی‌های اذان صبح خواب دیدم که حمید گفت:«خانم خیلی دلم برات تنگ شده💞، پاشو بیا مزار»‌💓 🍁معمولاً عصرها به سر مزارش می‌رفتم ولی آن روز صبح از خواب که بیدار شدم راهی گلزار شدم، همین که نشستم و گل‌ها را روی سنگ مزار گذاشتم؛ دختری آمد و با گریه من را بغل کرد، هق‌هق گریه‌هایش امان نمی‌داد حرفی بزند😭، کمی که آرام شد گفت: «عکس شهیدتون رو توی خیابون دیدم، به شهید گفتم من شنیدم شماها برای پول رفتید، حق نیستید، باهات یه قراری می‌گذارم، فردا صبح میام سر مزارت، اگر همسرت💖 رو دیدم می‌فهمم من اشتباه کردم، تو اگه بحق باشی از خودت به من یه نشونه میدی.»👌 🍁برایش خوابی را که دیده بودم تعریف کردم، گفتم: «من معمولاً غروب‌ها میام اینجا، ولی دیشب خود حمید خواست که من اول صبح بیام سر مزارش.»‌❤️ 🍁ماجرای خواب ــ شهید مدافع حرم ــ حمید سیاهکالی ?
دل‌مـا‌تنگــ همین‌یڪ‌لبخند..🙂 و‌تو‌در‌خنده‌ےِ‌مستانہ‌ےِ‌خود میگذری نوش‌جانت‌اما‌گاه‌گـاهی ... بہ‌دل‌خستہ‌ماهم‌نظری :( 💔 🖤 ³¹³ @sahidsarjoda
•|♥️🍃|• . شهدا خیلی ها را صدا میزنند🙃 ولی فقط عده ای میشنوند و دعوت شهدا را لبیک میگویند.✌️🏻 رفاقت با شهدا✨ رفاقت زمین با آسمان است رفیقشان ڪه شدی دستگیرت میشوند.💚 . . 💛|• 🌻|• .@sahidsarjoda
💔🌱|• 🔎کجا دنبالت بگردم مولا جان🌱✨ نوکرت داره پیر میشه @sahidsarjoda
📝 حمید بود و تا مرحله داوری کاراته پیش رفت،چنان وقتش را تنظیم کرده بود که جای نداشت، حضور در ورزشگاه و تعلیم به ورزشکاران،حضور در حلقه های صالحین پایگاه به عنوان مربی و برنامه های دیگر... گاه چنان برنامه ریزی می کرد که تا پاسی از شب به کار و مشغول بود،حمید خاص و شده خدا بود. 🌷
هر بار مادرش تماس می گرفت کاملا مودبانه رفتار می کرد اگر دراز کشیده بود،می نشست اگر نشسته بود،می ایستاد می گفت: "درسته مادرم نیست و نمی بیند ولی که هست...♥️ 🕊
شهید مدافع حـــ🌸☘ـــــــرم حمیدسیاهکالی مرادی 🌸 ستاره ای دیگر از اسمان شهادت 🌸 دانشجوی ممتاز دانشگاه بود...خود و همسرش دانشجو بودند و برای پرداختن زکات دانش خود به هر شکل ممکن در جلسات مذهبی به(( آموزش احکام، فقه، پاسخ به شبهات و شیعه شناسی و نظایر آن می‌پرداختند..)) همچنین مربی حلقه‌های صالحین بود... (( در روزهای نزدیک به عید که زمان شست‌وشوی موکت‌های حسینیه سپاه بود، به سربازان کمک می‌کرد تا خسته نشوند و بتوانند از دوران سربازی خود لذت ببرند..)) ((همیشه نماز اول وقت و نماز شب می‌خواند، از غیبت بیزار بود، اینکه می‌گویند، کسی پای خود را مقابل پدر و مادرش دراز نمی‌کند، در مورد همسرم صدق می‌کرد،(( شکم، چشم و زبان ))را همیشه و به‌ویژه در میهمانی‌ها حفظ می‌کرد... ((خواندن دعای عهد کار همیشگی او بود، هرروز صبح پیش از رفتن به محل کار قرآن تلاوت می‌کرد و همیشه تا ساعتی پس از پایان ساعت کار، در محل کارش می‌ماند تا تمام حقوقی که دریافت می‌کند حلال باشد.))