eitaa logo
˼ اَمـٰانھـ ˹ 🇵🇸
578 دنبال‌کننده
8.9هزار عکس
5هزار ویدیو
116 فایل
📍تحت مدیریت تر‌ک اوشاخلاری - شهرستان پارس آبادمغان - - کپۍ؟ حلالت‌ رفیق! https://abzarek.ir/service-p/msg/2466108
مشاهده در ایتا
دانلود
مرا دَمے🥀🕊 ز ڪمندِ غمت💚 رهایۍ نیست ڪه بوده این دل ما دَم ‌به ‌دَم گرفتارت ‍‌‎🥀🥀🥀🥀🥀 🕊 @sahidsarjoda
💕 «یک شب نزدیکی‌های اذان صبح خواب دیدم که حمید گفت:«خانم خیلی دلم برات تنگ شده💞، پاشو بیا مزار»‌💓 🍁معمولاً عصرها به سر مزارش می‌رفتم ولی آن روز صبح از خواب که بیدار شدم راهی گلزار شدم، همین که نشستم و گل‌ها را روی سنگ مزار گذاشتم؛ دختری آمد و با گریه من را بغل کرد، هق‌هق گریه‌هایش امان نمی‌داد حرفی بزند😭، کمی که آرام شد گفت: «عکس شهیدتون رو توی خیابون دیدم، به شهید گفتم من شنیدم شماها برای پول رفتید، حق نیستید، باهات یه قراری می‌گذارم، فردا صبح میام سر مزارت، اگر همسرت💖 رو دیدم می‌فهمم من اشتباه کردم، تو اگه بحق باشی از خودت به من یه نشونه میدی.»👌 🍁برایش خوابی را که دیده بودم تعریف کردم، گفتم: «من معمولاً غروب‌ها میام اینجا، ولی دیشب خود حمید خواست که من اول صبح بیام سر مزارش.»‌❤️ 🍁ماجرای خواب ــ شهید مدافع حرم ــ حمید سیاهکالی ?
دل‌مـا‌تنگــ همین‌یڪ‌لبخند..🙂 و‌تو‌در‌خنده‌ےِ‌مستانہ‌ےِ‌خود میگذری نوش‌جانت‌اما‌گاه‌گـاهی ... بہ‌دل‌خستہ‌ماهم‌نظری :( 💔 🖤 ³¹³ @sahidsarjoda
•|♥️🍃|• . شهدا خیلی ها را صدا میزنند🙃 ولی فقط عده ای میشنوند و دعوت شهدا را لبیک میگویند.✌️🏻 رفاقت با شهدا✨ رفاقت زمین با آسمان است رفیقشان ڪه شدی دستگیرت میشوند.💚 . . 💛|• 🌻|• .@sahidsarjoda
💔🌱|• 🔎کجا دنبالت بگردم مولا جان🌱✨ نوکرت داره پیر میشه @sahidsarjoda
📝 حمید بود و تا مرحله داوری کاراته پیش رفت،چنان وقتش را تنظیم کرده بود که جای نداشت، حضور در ورزشگاه و تعلیم به ورزشکاران،حضور در حلقه های صالحین پایگاه به عنوان مربی و برنامه های دیگر... گاه چنان برنامه ریزی می کرد که تا پاسی از شب به کار و مشغول بود،حمید خاص و شده خدا بود. 🌷
هر بار مادرش تماس می گرفت کاملا مودبانه رفتار می کرد اگر دراز کشیده بود،می نشست اگر نشسته بود،می ایستاد می گفت: "درسته مادرم نیست و نمی بیند ولی که هست...♥️ 🕊
شهید مدافع حـــ🌸☘ـــــــرم حمیدسیاهکالی مرادی 🌸 ستاره ای دیگر از اسمان شهادت 🌸 دانشجوی ممتاز دانشگاه بود...خود و همسرش دانشجو بودند و برای پرداختن زکات دانش خود به هر شکل ممکن در جلسات مذهبی به(( آموزش احکام، فقه، پاسخ به شبهات و شیعه شناسی و نظایر آن می‌پرداختند..)) همچنین مربی حلقه‌های صالحین بود... (( در روزهای نزدیک به عید که زمان شست‌وشوی موکت‌های حسینیه سپاه بود، به سربازان کمک می‌کرد تا خسته نشوند و بتوانند از دوران سربازی خود لذت ببرند..)) ((همیشه نماز اول وقت و نماز شب می‌خواند، از غیبت بیزار بود، اینکه می‌گویند، کسی پای خود را مقابل پدر و مادرش دراز نمی‌کند، در مورد همسرم صدق می‌کرد،(( شکم، چشم و زبان ))را همیشه و به‌ویژه در میهمانی‌ها حفظ می‌کرد... ((خواندن دعای عهد کار همیشگی او بود، هرروز صبح پیش از رفتن به محل کار قرآن تلاوت می‌کرد و همیشه تا ساعتی پس از پایان ساعت کار، در محل کارش می‌ماند تا تمام حقوقی که دریافت می‌کند حلال باشد.))
•|📿|• 🔆 کناره سفره عقد نشستیم عاقد پرسید: عروس خانم مهریه رو میبخشند که صیغه موقت رو فسخ کنیم؟ 🧐🤔 🍁 به حمید نگاه کردم، گفتم : نه من نمیبخشم! نگاه همه با تعجب😳😐 به من برگشت، ماتشان برده بود، پدرم پرسید: دخترم مهریه رو میگیری؟🙄 رک و راست گفتم : بله میگیرم، 😁😌 🍁 حمید خندید😄 و گفت: چشم مهریه رو میدم😍😍، همين الان هم حاضرم نقدا پرداخت کنم. عاقد لبخندی زد 🙂و گفت: پس مهریه طلب عروس خانوم،😊 حتماً باید آقا داماد این مهریه رو پرداخت کنه 🍁 بعد از خواندن خطبه عقد 🧔🏻 به رستوران رفتیم،🍔 تا غذا 😋حاضر بشود، حمید پانزده هزار تومان شمرد، به دستم داد و گفت: این هم مهریه شما خانوم! 😉 پول را گرفتم و گفتم : اجازه بده بشمارم ببینم کم نباشه! 😁 🍁 حمید خندید و گفت: هزار تومان هم بیشتر گیر شما اومده، پول را نشمرده دور_سر حمید😇😇 چرخاندم و داخل صندوق صدقاتی که آنجا بود انداختم و گفتم : نذر سلامتی آقای من!❤️😍💋
به همسرش می گوید: من جلوی دوستام نمیتونم به شما بگم 😍 میتونم بگم دلم تنگ شده امانمیتونم بگم دارم❤️ خجالت می کشم چیکار کنم؟؟ _تو بگو «یادت باشه من یادم می مونه» از پله ها که می رفت پایین داد میزد می گفت همسرش میخندد و می گوید «یادم‌هست»
♥️ خدا نڪند ڪه حرف زدن و نگاه ڪردن به نامحرم برایتان عادی شود ! پناه می‌برم به خدا از روزی ڪه گناه ، فرهنگ و عادت مردمم شود ! 🌹
🔴بسیار بود و خیلی به من احترام میگذاشت! . اگر جایی میرفت خوراکی اش را اصلا نمی خورد و حتما می آورد خانه تا باهم بخوریم(میگفت دلم نمیاد تنها بخورم!!!)...یا اینکه بلند پیش دوستانش می گفت یکی هم برمیدارم برای خانومم!! میگفتم «حمید جان اینکارو نکن درست نیست من خودم خجالت می کشم مؤذبم چون همدیگرو می بینیم تو‌مهمونی جایی...» . ایشون می گفت «اتفاقا من مخصوصا اینکارو می کنم تا بقیه هم یاد بگیرن که به همسرشون احترام بگذارن به همسرشون محبت کنن!....» 🌷 متولد ۱۳۶۸ شهادت: ۴/آذر/۹۴