eitaa logo
˼ اَمـٰانھـ ˹ 🇵🇸
577 دنبال‌کننده
8.9هزار عکس
5هزار ویدیو
117 فایل
📍تحت مدیریت تر‌ک اوشاخلاری - شهرستان پارس آبادمغان - - کپۍ؟ حلالت‌ رفیق! https://abzarek.ir/service-p/msg/2466108
مشاهده در ایتا
دانلود
˼ اَمـٰانھـ ˹ 🇵🇸
کاش مارا سوی وطن ببرند بی‌کفن پیشِ بی‌کفن ببرند... #حرم‌لازمم‌بطلب‌...💔 _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
‹♥️💭› اۍبادصبابࢪسوטּبه‌حسـین«ع» سـلآم بࢪحسـین«ع» سـلآم از راه دوࢪ سـلآم اۍ کربلآ سلآم اۍ نینوا سـلآم اۍ خـآمسِ آل عبا ♥️•• 🖐🏻
میدانم‌چہ‌خون‌هاریختہ‌شد🥀🖇 ڪہ‌من‌بمانم،حجاب‌و‌عفت‌بمانند... چہ‌وصیت‌هانوشتہ‌شد‌📓🌪 ڪہ‌بہ‌من‌بگویند‌ما‌رفتیم‌اما‌تو☝️🏼 حواست‌بہ‌یادگارِ‌مادرت‌باشد🙂🖤:) نگذار؎حرمتش‌رابریزند✋🏻" پس‌باافتخارمےپوشمش‌وبا‌افتخار مےگویم‌یادگارزهرا‌را‌برسردارم:)😌🌱 〖 "دردِعـَمیــقِ‌مَـنـ💔"〗
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رفاقت شهدا🕊 🏴اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🏴
°•|📲|•° 🍃 °•|🌸|•° 🍃 °•|🖤|•° 🍃
°•|📲|•° 🍃 °•|😍|•° 🍃 °•|🧕|•° 🍃
°•|📲|•° 🍃 °•|😁|•° 🍃
『🌹』 واقعاً منتظری؟ یا... مشکلاتِ امامت، به تو هیچ ربطی نداره؟ یا اونقدر به خودت گره خوردی، که امامت، هیچ سهمی از زندگیت نداره؟ بگو؛ ؟! به خودمون بیاییم🖐 ✨اللّهُم عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ الفَرج✨ 💔
انتظار مهدی موعود تکلیف بر دوش انسان میگذارد. وقتی انسان یقین دارد که یک چنین آینده ای هست ؛ باید خود را آماده کنند ، باید منتظر و مترصد باشند. ♥️
↻ بزرگۍ‌میگفٺ↓ تڪیه‌ڪن‌به‌شہـداء💛 شہـداءتڪیه‌شان‌خداست💚 اصلا‌ڪنارگݪ‌بنشینۍبوۍگل‌میگیرۍ پس‌گݪستان‌ڪن‌زندگیت‌را‌با‌یادشہـدا ‌- با‌شہـداءتا‌به‌قیامت‌ان‌شاءالله
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
درخواست شهید مدافع حرم سجاد_مرادی : هر کسی اذیت نمیشه و پیام منو میشنوه یک روز برا ما نماز بخونه، ممنون میشیم❤️ . زیباترین قسمتش فقط اونجاست که میگه : ان شاءالله اونور جبران بکنیم!🌱
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به وقت شام،به وقت تهران میشد😞 اگر👇 مدافعان حرم نبودند🌹 🌱
😁 خيلي عصباني بود.😡 سرباز بود و مسئول آشپزخانه كرده بودندش. ماه رمضان آمده بود و او گفته بود هركس بخواهد روزه بگيرد، سحري بهش مي‌رساند. ولي يك هفته نشده، خبر سحري دادن‌ها به گوش سرلشكر ناجي رسيده بود.😞 او هم سرضرب خودش را رسانده بود و دستور داده بود همه‌ي سربازها به خط شوند و بعد، يكي يك ليوان آب به خوردشان داده بود كه «سربازها را چه به روزه گرفتن!»😳😱 و حالا ابراهيم بعد از بيست و چهار ساعت بازداشت، برگشته بود آشپزخانه😁 ابراهيم با چند نفر ديگر، كف آشپزخانه را تميز شستند و با روغن موزاييك‌ها را برق انداختند و منتظر شدند. براي اولين بار خدا خدا مي‌كردند سرلشكر ناجي سر برسد.😐 ناجي در درگاهِ آشپزخانه ايستاد. نگاه مشكوكي به اطراف كرد و وارد شد. ولي اولين قدم را كه گذاشته بود، تا ته آشپزخانه چنان كشيده شده بود كه كارش به بيمارستان كشيد.😅😶 پاي سرلشكر شكسته بود و مي‌بايست چند صباحي توي بيمارستان بماند. تا آخر ماه رمضان، بچه‌ها با خيال راحت روزه گرفتند😁