eitaa logo
˼ اَمـٰانھـ ˹ 🇵🇸
577 دنبال‌کننده
8.9هزار عکس
5هزار ویدیو
117 فایل
📍تحت مدیریت تر‌ک اوشاخلاری - شهرستان پارس آبادمغان - - کپۍ؟ حلالت‌ رفیق! https://abzarek.ir/service-p/msg/2466108
مشاهده در ایتا
دانلود
˼ اَمـٰانھـ ˹ 🇵🇸
💞 #چند_دقیقه_دلت_را_آرام_کن💞 قسمت #شانزدهم _من قول میدم اون مسئولیت رو به کسی ندن و شما هم قول بدی
💞 💞 . .قسمت تصمیمم رو گرفتم.. . من باید چادری بشم😍😊 . حالا مونده راضی کردن پدر و مادر😕 . هرکاری میشد کردم تا قبول کنن..ازگریه و زاری تا نخوردن غذا ولی فایده نداشت😐 . و این بحث ها تا چند هفته تو خونه ما ادامه داشت.. اوایلش چادرمو میزاشتم توی یه پلاستیک و وقتی از خونه بیرون میرفتم میزاشتم تا اینکه بابا و مامان اصرار من رو دیدن یه مقدار دست کشیدن و گفتن _یه مدت میزاره خسته میشه...فعلا سرش باد داره و از این حرفها. . خلاصه امروز اولین روزیه که با چادر وارد دانشگاه میشم☺👌 . از حراست جلوی در گرفته تا بچه ها همه با تعجب نگاه میکنن😳😐 . نمیدونم ولی یه حس خوبی توش داشتم😊 و به خاطر همین هم سریع رفتم سمت دفتر بسیج خواهران. . وقتی وارد شدم سمانه که از صبح منتظرم بود سمتم اومد: . -وای چه قدر ماه شدی گلم . _ممنون☺️ . _بابا و مامانو چطوری راضی کردی؟!😯 . _خلاصه ما هم ترفندهایی داریم دیگه 😂خب حالا بهمون میگی کارمون اینجا دقیقا چیه 😐 . _اره..با کمال میل😊 . در همین حین بودیم که زهرا خانم وارد دفتر شد و: . -به به ریحانه جان...چه قدر چادر بهت میاد عزیزم☺ . -ممنونم زهرا جان😊 . -امیدوارم همیشه قدرشو بدونی . -منم امیدوارم..ای کاش همه قدرشو بدونن و حرمتشو نگه دارن 😒 . زهرا رو کرد به سمانه و گفت : . سمانه جان آقا سید امروز داره میره مرکز و یه سر میاد پرونده ی اعضای جدید رو بگیره..من الان امتحان دارم وقتی اومد پرونده ها رو بهش تحویل بده . -چشم زهرایی..برو خیالت راحت☺ . زهرا رفت و من و سمانه تنها شدیم و سمانه گفت _خوب جناب خانم مسئول انسانی😆... این کار شماست که پرونده ها رو تحویل بدین به اقا سید😉 . یهو چشمام یه برقی زد و انگار قند تو دلم اب شد😯😊🙈 . . اقا سید اومد و در رو زد و صدا زد: . _زهرا خانم؟ . . سریع پرونده هارو برداشتم و رفتم بیرون: . -سلام 😊 . سرش پایین بود و تا صدامو شنید و فهمید که صدای زهرا نیست چند قدم عقب رفت وهمونطوری که سرش پایین بود گفت: . -علیکم السلام...زهرا خانم تشریف ندارن؟!😯 . -نه...زهرا امتحان داشت پرونده ها رو داد به من که تحویل بدم بهتون😏 . یه مقدار سرشو بالا آورد و زیر چشمی یه نگاهی بهم کرد و گفت: _اااا...خواهرم شمایید 😊نشناختمتون اصلا... خوشحالم که تصمیمتون رو گرفتین و چادر رو انتخاب کردین☺ ان شا الله واقعا ارزششو بدونید چون هم با چادر خیلی فرق کردید و اینکه هم با چادر.......هیچی..🙊 . حرفشو خورد و نفهمیدم چی میخواست بگه و منم گفتم: -ان شا الله..ولی من یه تشکر به شما بدهکارم بابت راهنماییتون😊 . -خواهش میکنم... نفرمایید این حرفو . دستشو آورد بالا و پرونده ها رو گرفت و همچنان همون انگشتری که زهرا خریده بود تو دستش بود 😐😔 . پرونده ها رو تحویل دادم و رفت ولی من همچنان تو فکرش بودم . ادامه دارد ... ⛔️ منبع👇 💟iNsTAgRam:MaHDiBanI72
سه پارت تقدیم نگاه هاتون 😍😍
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام علیکم رفیقا✋😍
●{🕰🍁}● چگـونہ‌جـآن‌ندهـدعاشـقےڪہ‌دلـتنگ‌اسـت؟! کسـےڪہ‌بـآغـمِ‌دورۍمـدام‌درجـنگ‌اسـت💔!•• ✋🏼 (: ‌
@karbalaaz3612047185.mp3
زمان: حجم: 5.1M
•🎵🌱 [کربلا توی دار دنیا خونه ی بهشتی منه♥️ 🎙 کربلایی حسین طاهری
⸀♥️🌱🔗˼.. .. ❤¦⇢ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ✾ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـھرشھیـد‌مثل‌یڪ¹فانوس‌است مۍ‌سوزدونورمۍدهد ..✨• وازڪناراو‌بودن‌توھم‌نورانۍ‌‌‌مۍ شوۍ‌و... با ڪہ‌رفیق‌شدۍ مۍ‌شوۍ ..♥️• ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ✾ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
❮🌵🌱❯ * * ±⁞قَــدْ عشقنـا الشہادة فے سبێل الله⁞🕊 عشــاقــُ الشہادة|✌️🏼 📗⃟🖇⸽➻
˼ اَمـٰانھـ ˹ 🇵🇸
🍋🌝
همـہ مے گویند:خــوش بحـال فلانے شد اما هیچ ڪس حواســــش نیست ڪه فلانے براۍشهید شدن شهیـد را یاد ڱرفت.🙂🌱 🦋
‌🌻 - یامہدۍ...🖐🏻 گل‌نرگس‌عطر‌مادرتان‌را‌دارد عطر‌نرجس‌خاتـون...🌱 این‌گل‌را‌بہ‌یاد‌شما‌دوست‌دارم🔗 ‌
˼ اَمـٰانھـ ˹ 🇵🇸
‌🌻 - یامہدۍ...🖐🏻 گل‌نرگس‌عطر‌مادرتان‌را‌دارد عطر‌نرجس‌خاتـون...🌱 این‌گل‌را‌بہ‌یاد‌شما‌دوست‌دارم🔗 ‌
😞 شڪستم..🥺 شڪستی..😓 شڪشتند..⁦🕯️⁩ دلِ‌ مهدی‌ را....🍂 و این‌ قصه‌ هنوز‌ ادامه‌ دارد....🥀 ترڪ‌ گناه‌ دل‌ آقا‌رو‌ شاد‌ میڪنه..🍃 بیا تا گناه‌ نڪنیم☔ به‌ نیت‌ تعجیــل‌ در‌ ظهـورش⁦🤲🏻⁩ و به‌ رسم‌ رفاقت‌ گنـاه‌ نڪنیـم🙂 ✨بیاید از امروز قرارمان‌ این‌ باشه‌ ڪه گناه‌ نڪن‍‍یم‌ به‌ خاطـر‌ دل‌ِ عزیزِ فاطـمه آقا‌ شرمنده‌ ایم...💔😞