ــــــــــــــ ـ ـ ـ ـ ـ«🔖🖇»ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــہـ۸ــہـ۸ـہـ۸ــہــ
¹•اونۍڪہمیخواستتوپیادھروھا..؛
دیواربڪشہ،!
چندروزپیشدیوارویلاےمفسدینروخرابڪردッ
²•اونۍڪہمیخواستمردمروگازانبرےبگیرھ؛
رفتہڪردستان..!
ودارھبہمشڪلات #ڪولبران رسیدگۍمیڪنہ
³•ولی..!!(:"
اونۍڪہخیلۍخوببودومۍخواست.؛
باسازشباڪدخدا(امریڪا)تحریمهارولغوڪنہ؛
الانڪاردروبہاستخونمردمرسوندھ..!
ــــــــــــــ ـ ـ ـ ـ ـ«🔖🖇»ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــہـ۸ــہـ۸ـہـ۸ــہــ
#اتحــادانقـــلابے ✌
@shahidsarjoda
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 کوتاه و تأثیرگذار
آخه چرا به یاد امام زمان نمیفتیم ⁉️ ‼️😔
👤#استاد_معاونیان
@shahidsarjoda
•◌🌿🦋🌿◌•
#چادرانه
نگذاریداصلحجابدرجامعہاسلامے،
کمرنگشود!
بہخصوصعفتوپاکدامنے
گسترشپیداکند،تافحشاءومنکراتکمتر
وکمترشود.🦋
شہیدهادےصدقیان
@shahidsarjoda
{🕊💔}
❥ گر بنا هستـ ڪسے واسطھ ما بشود
ضامنمـ شاهـ خراسانـ بشود خوبـتر استـ
#اےشاھ_پناهمبدھ
#دلتنگحـࢪم💔
@shahidsarjoda
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️هــــر کجا هستی؛
🔸هــــرجور هستی؛
💚 امام زمان عجلالله فرجه را صدا بزن...
#اللّهمَّعَجِّلْلِوَلِیِّڪَالفَرَج 🤲🏻
#کلامشهید🗣️
شهادت🩸
را چون میدانستم🧠
بهترین راه و آسانترین راهِ🌇
رسیدن به 🍃
خداست، 🤲🏻
انتخاب کردهام..!✅
شهادت چه زیباست🌹
و 🖇️
شهیدشدن چه گرانبهاست..:)💚
#شهید_ابوذرطبرزدی
@shahidsarjoda
˼ اَمـٰانھـ ˹ 🇵🇸
•💙•
رفیق
مهربونترین مهربونا
هواتو داره...
بزار مشکلات بهت حمله کنن،
تا وقتی تو بغل خدایی♥️:)
غمت نباشه👌🏻
˼ اَمـٰانھـ ˹ 🇵🇸
💞 #چند_دقیقه_دلت_را_آرام_کن💞 قسمت #بیست_و_ششم . وقتی نامه رو خوندم دست و پاهام میلرزید😢 احساس میک
💞 #چند_دقیقه_دلت_را_آرام_کن💞
قسمت #بیست_و_هفتم .
.
.
-بیا با هم یه سر بریم خونه ی سید اینا...
.
-خونه ی سید ؟؟😨
.
همراه هم رفتیم و رسیدیم جلوی در خونه ی اقا سید
.
-زهرا اینجا چرا اومدیم؟!😯
.
_صبر کن خودت میفهمی😕 بیا بریم تو.نترس
.
وارد حیاط🌳 شدیم...
زهرا سر راه پله وایساد و دستم رو گرفت و گفت:
.
_ریحانه... ریحانه...😢
و شروع کرد به گریه کردن😭😭
.
-چی شده زهرا؟؟
.
-محمد مهدی یه هفتس برگشته😢
.
-چی؟😱 راست میگی؟😨
اصلا باورم نمیشه خدا رو شکر🙏
خب الان کجاست؟😊
.
-تو خونه هست😢
.
-خب بریم پیششون دیگه😊
.
-صبر کن باید حرف بزنم باهات…
در همین حین مادر سیداومد بیرون
-زهرا جان چراتو نمیاین؟!😊
-الان میام خاله جون..ریحانه جان از بچه های پایگاه هستن☺
-سلام دخترم.خوش اومدی☺
-سلام😊
-الان میایم خاله
.
-ریحانه..سید #2_تا_پاش رو توی سوریه جا گذاشته واومده 😢 .این یک هفته ای که اومده با هیچکس حرف نزده و فقط اروم اروم اشک میریزه 😢 .ریحانه گفتم شاید فقط دیدن تو بتونه حالش رو بهتر کن😢 ولی... هنوز هم اگه منصرف شدی قبل اینکه بریم داخل، برو دنبال زندگیت😢
.
-چی میگی زهرا😢 من تازه زندگیم برگشته...😢بعد برم دنبال زندگیم؟!😢
.
و بدون توجه به زهرا رفتم به سمت داخل خونه و زهرا هم پشت سرم اومد و به سمت اطاق رفتیم
.
اروم زهرا در 🚪اطاق رو بازکرد
.
سید روی تخت🛌 دراز کشیده بود و سرم بهش وصل بود و سرش هم به سمت پنجره بود😕
.
به باز شدن در واکنشی نشون نداد
.
خیلی سعی کردم و از اشکام خواهش کردم که این چند دقیقه جاری نشن😢
.
-اهم...اهم...سلام فرمانده 😊
با شنیدن صدای من سرش رو برگردوند و بهم نگاه کرد ویه نفس عمیقی کشید و برگشت سمت پنجره.
.
-زهرا : ریحانه جان من میرم بیرون و تو هم چند دقیقه دیگه بیا که بریم.
.
زهرا رفت و من موندم و آقا سید😟
.
-جالبه...اخرین باری که تو یه اطاق تنها بودیم شما حرف میزدین و من گوش میدادم😕 مثل اینکه الان جاهامون عوض شده..ولی حیف اینجا کامپیوتری ندارم باهاش مشغول بشم مثل اون روزه شما😄🙈
.
بازم چیزی نگفت 😔
.
_من خیلی به خوش قولی شما ایمان دارم.توی نامتون ✉️چیزی نوشته بودید که... 😶میدونم پر روییم رو میرسونه ولی امیدوارم روی حرفتون وایسید😊
.
باز چیزی نگفت😔
.
از سکوتش لجم😬 در اومد و بهش گفتم
-زهرا گفته بود پاهاتونو جا گذاشتید ولی من فک میکنم زبونتونم جا گذاشتید 😬🙁
و بلند شدم و به سمت در حرکت کردم که گفت :
.
-ریحانه خانم؟😢
.
اروم برگشتم و نگاهش کردم
چیزی نگفتم😞
.
-چرا؟😢 .
ادامه دارد....
.
#سید_مهدی_بنی_هاشمی
#کپی_با_ذکر_منبع_و_اسم_نویسنده
منبع👇
istagram:mahdibani72