eitaa logo
اَمـانــہ .
507 دنبال‌کننده
6.1هزار عکس
1.9هزار ویدیو
5 فایل
بسم رب خالق جهانیان . از تـبار لـرهـای غـیور🕶️ گر چھ آشوبم ، ولـی آرامش جـٰانی مرا ³¹³:) کپی‌از‌پست‌ها‌موردی‌نداره اما‌رگباری‌نباشه. حواست باشه که کپی‌از‌روزمرگی‌ها‌و‌رمان‌حرامه:) کپی از رمان پیگرد قانونی دارد 🤌🏻☕
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ان‌شاءاللّٰھ‌ظھورآقامون🌿^.^! . .( :🕊
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقا مبارک است ردای امامتت:) السلام علیک یا صاحب الزمان💚
' کاش گدا را بنوازی به نگاهی ' ...💛
💛 همیشه یا علی گفتم علی از جابلندم کرد..🥲🫀
توکل برخدایت کن.. کفایت میکندحتما؛. اگر خالص شوی با او،. صدایت میکندحتما؛. اگر بیهوده رنجیدی از این دنیای بی رحم؛.. به درگاهش قناعت کن•. عنایت میکند حتما"".
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اَمـانــہ .
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم #رمان‌عشق‌در‌یک‌نگاه #part66 ذوق کردم که زهره گفت ×خوبه‌خوبه‌حالا‌بیا‌کمکمو
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم دانشگاه همو میبینیم حسابتونو میرسم 😂 گوشیو گذاشتم کنار که بخوابم نمیدونم زهره چقدر بیدار موند بهش شب بخیر گفتم و تا چشامو بستم خوابم برد ... ساعت ۷ و نیم صبح بیدار شدم زهره هم بیدار کردم دست و صورتمونو شستیم صبحانه خوردیم و رفتیم اتاقمون آماده شدیم با یه اسنپ رفتیم دانشگاه نرگس و سارا رو دیدم با کلی تیکه بار کردن و دعوا رفتیم سمت کلاس 😂 امروز امتحان هم داشتیم کلاس که تموم شد زنگ خورد که استراحتی کنیم و بریم امتحان بدیم دوباره رفتیم کلاس امتحانو که دادیم کلاس تموم شد از کلاس که اومدیم بیرون مهدی زنگ زد -الو.. سلام‌خوبی +الو‌سلام‌خانم‌جان‌خوبی -ممنون‌توخوبی +شما‌خوب‌باشی‌منم‌خوبم‌ خوشم اومد خندیدم +خواستم‌بگم‌که‌اگه‌امروز‌کاری‌نداری‌بریم‌ بیرون‌هم‌دوری‌بزنیم‌هم‌صحبت‌کنیم -باشه‌مشکلی‌نیست‌ +پس‌بعدازظهر‌میام‌دنبالت -باشه‌ +مواظب‌خودت‌باش‌فعلا -توهم‌همینطور..فعلا گوشیمو گذاشتم تو کیفم و ادامه راه و رفتم یه تاکسی گرفتیم و اومدیم خونه ناهار رو که خوردم رفتم سمت اتاقم خودمو انداختم رو تخت میخواستم در حد یه ربع بخوابم ادامه‌دارد... کپی:ممنوع.راضی‌نیستم نویسنده:Mobina³¹³ ____________🫀_____________
اَمـانــہ .
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم #رمان‌عشق‌در‌یک‌نگاه #part67 دانشگاه همو میبینیم حسابتونو میرسم 😂 گوشیو گذا
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم با زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم مهدی بود جواب دادم -الو‌جانم +الو‌عزیزم‌من‌‌دارم‌میرم‌‌خونه‌آماده‌بشم‌بیام‌ دنبالت‌گفتم‌بهت‌بگم‌که‌تو‌هم‌آماده‌بشی‌ -باشه‌پس‌فعلا +فعلا بلند‌شدم‌که‌آماده‌بشم موهامو درست کردم عبای‌آبی کمرنگمو‌ با‌ روسری‌آبی‌ کمرنگم‌ پوشیدم عطر‌ خوشبویی زدم و چادرمو پوشیدم از پله ها رفتم پایین و به مامان اینا گفتم و خداحافظی کردم تا رفتم دم در اومد سوار ماشین شدم -سلام +سلام‌عزیزم..خب‌کجا‌بریم -نمیدونم‌..فعلا‌بریم‌کافه +چشم ازش خجالت میکشیدم به خاطر همین زیاد تو ماشین صحبت نکردیم رسیدیم کافه رفتیم نشستیم قهوه و نسکافه سفارش دادیم +خب.. میخواستم‌بگم‌که‌یکم‌بیشتر‌درمورد‌خودمون‌ صحبت‌کنیم‌و‌بیشتر‌آشنا‌بشیم -فکر‌خوبیه +خب‌بگو -کارت‌‌دقیق‌چیه +تو‌فکر‌کن‌کار‌داداشات -اوه +چیشد -هیچی‌..سخته +آره‌ولی‌لذت‌خودشم‌داره ادامه‌دارد… کپی:ممنوع.راضی‌نیستم نویسنده:Mobina³¹³ ___________🫀____________
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا