اَمـانــہ .
بسماللهالرحمنالرحیم #رمانعشقدریکنگاه #110 شروع کردیم به پر کردن ظرف ها یه گروه روی دیگ نیازمن
بسماللهالرحمنالرحیم
#رمانعشقدریکنگاه
#part111
داوود تا ما رو دید خندید و گفت:
-بریدداخلآشبخوریدبعدشدرخدمتآقامهدی
ودیگهاهستیم
همه کسایی که تو حیاط بودن زدن زیر خنده
مهدی نگاهی به داوود کرد و گفت :
+میامخدمتحالا
خندیدیم و سمت داخل خونه رفتیم
چون دیر اومدیم شام خورده بودن و فقط من
و مهدی فقط بودیم که روی میز ناهارخوری
نشستیم و مامان برامون آش آورد
روی میز که بودیم به مهدی گفتم:
_مهدیزیرزبوناینآقاسبحانروبکش
_فکرکنمدلشجاییگیرکرده
درحال خوردن غذا بود که یهو متوقف شد
سرشو آورد بالا نگام کرد و گفت:
+کاریکرده؟حرفیزده؟چیزیدیدی؟
ریز خندیدم و گفتم:
_عزیزمننفسبکش..آروم
_تواولبپرساگهچیزینبودخودممیگمچیدیدم
غذاش که کمکم آخراش بود قاشقشو روی
ظرف گذاشت و گفت:
+همینامشبکارشومیسازممیگمبهت
خندیدم و گفتم:
_کارآگاهمننکشیمون
از روی صندلی بلند شد لبخندی زد و رفت
منم بقیه غذام رو خوردم و ظرفامونو شستم
و رفتم توی سالن کنار نرگس نشستم تو جمع
چند دقیقهای نگذشت که مامان مهدی گفت:
+خبببخشیدمنیهصحبتیدارمباهاتونالان
همکهمهدیوداداشهایزهرابیروننبگمبهتره
سکوتی تو جمع موج زد و همه منتظر بودن مامان مهدی صحبت کنه..!
ادامهدارد..
کپی:ممنوع.راضینیستم
نویسنده:Mobina³¹³
_______🫀____________
- أعَانَاللهقَلبَاًتَمَنیٰمَالَيسَمَکتُوبَاً لَهُ ؛
خـُدا یاری کند ؛
قلبی را که در آرزوی ِ
چیزیست که ،
در تقدیرش نیست🪴☕️،
#خدایمن
سلام رفقا یه چند تا استوری براتون میزارم که استفاده کنید چون تا دو روز فعالیت ندارم🥲
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقایامامحسین ،
هیچپزشکیتجویزیبرای
قلبشکسته نداشت
خوبمیدانند
درمان،فقطتویی..❤️🩹!
#امامحسین
به احترام عاشورا و تاسوعا فعالیتی ندارم
انشاءالله بعدش میام پیشتون
فقط برای منم دعا کنیدا🥲🖤
امشب شبِ آخرین هاست
آخرین شبی که عمو عباس
میون خیمهها قدم میزنه
و خیال بچه ها راحته ...
آخرین شبی که سیده زینب یه دل سیر
حسینشرو تماشا میکنه
آخرین شبی که شش ماهه تو آغوش رباب
میخوابه
آخرین شبی که رقیه بابا داره
امشب شبِ غریبیه🥺💔..