eitaa logo
اَمـانــہ .
510 دنبال‌کننده
6.1هزار عکس
1.9هزار ویدیو
5 فایل
بسم رب خالق جهانیان . از تـبار لـرهـای غـیور🕶️ گر چھ آشوبم ، ولـی آرامش جـٰانی مرا ³¹³:) کپی‌از‌پست‌ها‌موردی‌نداره اما‌رگباری‌نباشه. حواست باشه که کپی‌از‌روزمرگی‌ها‌و‌رمان‌حرامه:) کپی از رمان پیگرد قانونی دارد 🤌🏻☕
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ان‌شاءاللّٰھ‌ظھورآقامون🌿^.^! . .( :🕊
گَر سنگ و ڪلوخ و گچ و اَلوار تو باشے در تو اثر از سبز شدن هست، بیابَش🌱 !
از شکست نترس ! از بی هدف بودن بترس . . . |
یا مَنْ لا مَفَرَّ إلّٰا إلَیْهِ +کهِ هیٖـچ راهیْ نیست جـز به آغوشت ؛ و باقی هَمه دروغ راهه‌هایِ غَـم انگیزند...
اونایی که بهت میگن تو نمیتونی اونایی هستن که شدیدا میترسن تو بتونی🤼‍♀💚
امید مانند ستونی‌ست که جهان را سرپا نگه می‌دارد ؛ امید ، رؤیای انسان ِبیدار است . - پلینیوس .
از دیروز درس بگیر، برای امروز زندگی کن و به فردا امیدوار باش ، مهم‌ترین چیز این است که از پرسیدن دست نکشی ؛ - آلبرت اینشتین .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اَمـانــہ .
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم #رمان‌عشق‌در‌یک‌نگاه #part153 _خوبه‌پس‌..چون‌یه‌کوچولو‌خرید‌داشتم‌ +باشه‌ساعت
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم میدونستم.. میدونستم که ماموریته میدونستم الکیه.. میدونستم فقط چند وقته ولی نمی‌تونستم مهدی رو جز کنار خودم کنار کسی دیگه ببینم .. حس کردم نفسم تنگ شد دستمو سمتم گره روسریم بردم و کمی شـ..لـ..ش کردم نفسی عمیق کشیدم و بدون اینکه بهشون نگاه کنم رفتم سمت بچه ها لبخندی مصنوعی زدم و لباسی برای اینکه گمراهشون‌ کنم بهم گیر ندن برداشتم و نگاهش کردم بعد از خرید بچه ها کم‌کم هوا تاریک میشد از سارا جدا شدیم و با یه تاکسی به سمت خونه برگشتیم وارد خونه که شدیم گوشیم زنگ خورد ،مهدی بود .. جواب ندادم چون نمیشد وسط پذیرایی باهاش صحبت کنم و کنار گوشیمو آروم فشار دادم و صداش رو قطع کردم و روی بی صدا زدم تا مامانم میخواست میز شام رو حاضر کنه رفتم بالا لباسامو عوض کنم و جواب مهدی رو بدم تا پامو توی اتاق گذاشتم مهدی زنگ زد .. هنوز زهره بالا نیومده بود و جواب دادم: _الو.. +الو زهرا.. کجایی‌چرا‌جواب‌نمیدی؟؟ +سه‌بار‌تا‌الان‌زنگ‌زدم‌‌.. تا خواست جمله بعدی رو بگه گفتم: _چیزی‌نیست‌دستم‌گیر‌بود +زهرا‌به‌جان‌خودت‌که‌عزیزی‌برام‌مجبورم +بهت‌که‌گفتم‌چقدر‌دوستت‌دارم _میدونم‌.. _ولی‌حس‌و‌حال‌زنونه‌س.. +شرمندتم واقعا _دشمنت‌.. _فردا‌مراسمه‌برم‌کارامو‌کنم‌کاری‌نداری‌؟! +نه‌تاج‌سرم..‌ببخشید‌بازم‌شبت‌بخیر _شبت‌بخیر ادامه‌دارد..‌ کپی:ممنوع.راضی‌نیستم نویسنده:Mobina³¹³ ____🫀____________