اَمـانــہ .
بسماللهالرحمنالرحیم #رمانعشقدریکنگاه #part174 سریع به سمت سایت برگشتیم که کارا رو زودتر انجا
بسماللهالرحمنالرحیم
#رمانعشقدریکنگاه
#part175
تقریبا بادش به تختم میخورد و خوب بود
گوشیمو برداشتم و به زهرا پیام دادم که
ساعت شیش غروب آماده باشن که بریم
بیرون و معطل نشیم..
چشمامو آروم بستم که کمی بخوابم
از خستگی که داشتم سریع خوابم برد..
•ساعتیبعد•
صدای یه نفر تو گوشم بود که باعث شد
چشمامو باز کنم کمکم چشمامو باز کردم که
دیدم نرگس صدام میکنه
کمی تو تخت تکون خوردم و بعد بلند شدم
دستی به سرم کشیدم و گفتم:
_چیشده
+تلفنتهیزنگمیخوره
یهو یادم افتاد با بچه ها قرار دارم سریع گفتم:
_ساعتچنده
+پنجونیم
_وای
_دمتگرمبیدارمکردی
خندید و از اتاق بیرون رفت
سریع گوشیو برداشتم که دیدم سبحان بوده
بهش زنگ زدم که بعد چهار بوق جواب داد
+مهدیکجاییتو..خودمبرمدنبالشون؟!
_داداشخوابمبردهبود..الانحاضرمیشممیام
+باشهزودتربیا
قطع کردم و بلند شدم قوسی به کمرم دادم
رفتم سمت کمد لباسام یه پیرهن طوسی و
شلوارمو برداشتم و روی تخت انداختم
جلوی آینه رفتم و موهامو با سشوار حالت دادم
لباسامو برداشتم و پوشیدم..
ادامهدارد..
کپی:ممنوع.راضینیستم
نویسنده:Mobina³¹³
____🫀___________
هرفرقهبرایخودکتابیدارد
هرشاهوزیرراهیابیدارد
تبریکبهصاحبالزمان(عج) بایدگفت
ازاینکهچنیننائبنابـیدارد...🥲
#حضرتآقا
آرزوهایت را یادداشت کن ؛
خدا آنها را فراموش نمیکند ، اما تو
از خاطرت میرود آنچه امروز داری
خواسته ی ِدیروز تو بوده .
#خدایمن
هرگاه که گناه کردید،
هرگاه که توبه شکستید؛
این را به خاطر داشته باشید:
اگر شما از گناهان خود خسته
میشوید خداوند از بخشیدن
شما خسته نمیشود!
پس از رحمت خدا ناامید نشوید : )
- آیتاللّٰهمرتضیتهرانی .
#خدایمن