به کـردی بهش بگو :
غزال چو خمارم هر تو دیرمامید .
ای آهوی چشم قشنگ من ،
من فقط تو رو دارم .❤️🔥
#عاشقانه
اَمـانــہ .
-
اَمـانــہ .
بسماللهالرحمنالرحیم #رمانعشقدریکنگاه #part197 تصمیم گرفتیم اول کارای هـ..ک رو پیش ببریم بعد ب
بسماللهالرحمنالرحیم
#رمانعشقدریکنگاه
#part198
+اوکیپسبزارسالادسزاربخوریم..
سفارش داد و بعدش دستاشو بهم گره کرد و گفت:
+ببینمیخوایمیهنفروبکشیمبهکمکتنیازداریم
خدایا..چه باد خـ..لافـ..کاری بودن اینا
بدون اینکه چیزی بگم سریع گفت:
+یهمأموره..زیادیدستوپاگیره
_کجاکارمیکنه؟!
+توجاده..میخوامقاچـ..اقکنمبایدحذفشکنی
_منسفرخارجکشوردارمبرگشتیمدرستشمیکنم
+چندروزه؟
_یههفتهایشاید..
سفارشمونو آوردن و روی میز گذاشتن
اون هی از ازدواج میگفت و من جز لبخند
کاری نمیکردم و به زور تحملش میکردم
بعد از کافه خداحافظی کردیم و راننده شخصیش
اومد دنبالش که منم رفتم سایت و گزارش
امروز رو برای آقای احمدی نوشتم و به رسول دادم
من و سبحان و رسول رفتیم اتاق آقای احمدی
برای گرفتن مرخصی ..
در زدیم و با گفتن بفرمایید داخل رفتیم
_خستهنباشید
+بگو مهدی جان
_آقااومدیممرخصیبگیریم.
+همتون ؟!
خندیدن و گفتم:
_محمدوداوودهمهستن..
+چهخبره؟!!
_عقدمنوسبحانه
_وچونهمسرامونخواهرایداوودایناهستن
+بهبهمبارکه..خوشبختبشین
+چندروزمرخصیمیخواین؟؛
ادامهدارد..
کپی:ممنوع.راضینیستم
نویسنده:Mobina³¹³
____🫀__________