اَمـانــہ .
_
گفتا چه کسی بود تو را شعر بیاموخت؟!
گفتم: به خدا زلفِ تو و نازِ تو و چشمِ خمارت.
#عاشقانه
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پاشو اینجوری نده منو عذاب. .❤️🩹
#ایامفاطمیه
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_ به امام رضا میگم حرفامو
آخه بهتر میدونه ، دردامو : )❤️🩹 .
#امامرضا
اَمـانــہ .
بسماللهالرحمنالرحیم #رمانعشقدریکنگاه #part318 <صبح ساعت ۶صبح> با صدای زنگ گوشی سریع بیدار شدم
بسماللهالرحمنالرحیم
#رمانعشقدریکنگاه
#part319
به در اتاق که رسیدیم سبحان گفت:
+بیامباهات؟
_نه..بروپیشزهره
چون فهمیده بودم خود زهرا تنهاست
کلید رو به در انداختم با استرس داخل رفتم
جلوتر رفتم و زهرا تکیه به تخت با قیافه
اشکی دیدم ..
یه لحظه ته دلم خالی شد ..
رفتم پیشش و کنارش نشستم
_چیشدهزهرا..
چیزی نگفت مکثی کرد و دوباره پرسیدم
+مهدی..
+مهدیدکترگفتایندردیکه دیشبداشتم
+برایبدترشدن وضعیتبوده
+مهدینمیتونمهمونیهذرهحرکتهمکنم
حس کردم یه سطل آب یخ روی سرم ریخته شد
یعنی چی ؟
به جای بهتر و بهبودی بدتر شده بود ؟
مگه میشد ؟
آب دهنمو به زور قورت دادم و گفتم:
_زهرا..
_دکترتمطمئنیدرستتشخیصداده.؟
همونطور که گریه میکرد گفت:
+آرهمهدی..آره
به هق هق افتاده ..
جلوی چشمم آب میشد دختری که زندگیم بود ..
مگه قرار نبود بیام اینجا اوضاع بهتر بشه ؟
الان چیکار کنم ..؟
رفتم جلو زهرا رو بـغـ.ل کردم ولی گریش بند نمیومد ..
کاری از دستم برنمیومد ..
چطوری قانعش میکردم ؟
ادامهدارد..
کپی:ممنوع.راضینیستم
نویسنده:Mobina³¹³
____🫀__________