eitaa logo
اَمـانــہ .
511 دنبال‌کننده
6.1هزار عکس
1.9هزار ویدیو
5 فایل
بسم رب خالق جهانیان . از تـبار لـرهـای غـیور🕶️ گر چھ آشوبم ، ولـی آرامش جـٰانی مرا ³¹³:) کپی‌از‌پست‌ها‌موردی‌نداره اما‌رگباری‌نباشه. حواست باشه که کپی‌از‌روزمرگی‌ها‌و‌رمان‌حرامه:) کپی از رمان پیگرد قانونی دارد 🤌🏻☕
مشاهده در ایتا
دانلود
_
اَمـانــہ .
_
گفتا چه کسی بود تو را شعر بیاموخت؟! گفتم: به‌ خدا زلفِ تو و نازِ تو و چشمِ خمارت.
اَنامَـجنـون‌حُ‌ــسین‌ابن‌عـلـی🫀
تویی آن سرود زیبایی که در جانم نواخته می‌شوی💚. | .
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پاشو اینجوری نده منو عذاب. .❤️‍🩹
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_ به امام رضا میگم حرفامو آخه بهتر میدونه ، دردامو : )❤️‍🩹 .
در حال تایپ رمانم و عجب غمگینش کردم 🥲😂
00:00
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اَمـانــہ .
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم #رمان‌عشق‌در‌یک‌نگاه #part318 <صبح ساعت ۶صبح> با صدای زنگ گوشی سریع بیدار شدم
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم به در اتاق که رسیدیم سبحان گفت: +بیام‌باهات‌؟ _نه..برو‌پیش‌زهره چون فهمیده بودم خود زهرا تنهاست کلید رو به در انداختم با استرس داخل رفتم جلوتر رفتم و زهرا تکیه به تخت با قیافه اشکی دیدم .. یه لحظه ته دلم خالی شد .. رفتم پیشش و کنارش نشستم _چیشده‌زهرا.. چیزی نگفت مکثی کرد و دوباره پرسیدم +مهدی.. +مهدی‌دکتر‌گفت‌این‌دردی‌که دیشب‌داشتم‌ +برای‌بدتر‌شدن وضعیت‌بوده +مهدی‌نمیتونم‌همون‌یه‌ذره‌حرکت‌‌هم‌کنم حس کردم یه سطل آب یخ روی سرم ریخته شد یعنی چی ؟ به جای بهتر و بهبودی بدتر شده بود ؟ مگه میشد ؟ آب دهنمو به زور قورت دادم و گفتم: _زهرا‌.. _دکترت‌مطمئنی‌درست‌تشخیص‌داده.؟ همون‌طور که گریه میکرد گفت: +آره‌مهدی..آره به هق هق افتاده .. جلوی چشمم آب میشد دختری که زندگیم بود .. مگه قرار نبود بیام اینجا اوضاع بهتر بشه ؟ الان چیکار کنم ..؟ رفتم جلو زهرا رو بـغـ‌‌.ل کردم ولی گریش بند نمیومد .. کاری از دستم برنمیومد .. چطوری قانعش میکردم ؟ ادامه‌دارد..‌ کپی:ممنوع.راضی‌نیستم نویسنده:Mobina³¹³ ____🫀__________