eitaa logo
اَمـانــہ .
510 دنبال‌کننده
6.1هزار عکس
1.9هزار ویدیو
5 فایل
بسم رب خالق جهانیان . از تـبار لـرهـای غـیور🕶️ گر چھ آشوبم ، ولـی آرامش جـٰانی مرا ³¹³:) کپی‌از‌پست‌ها‌موردی‌نداره اما‌رگباری‌نباشه. حواست باشه که کپی‌از‌روزمرگی‌ها‌و‌رمان‌حرامه:) کپی از رمان پیگرد قانونی دارد 🤌🏻☕
مشاهده در ایتا
دانلود
دل حسرتِ دیدنِ تو دارد خرسند نمی‌شود به پیغام!❤️‍🩹 - قدسی ‌مشهدی |
نبودنت جبران ناپذیر است و دوری‌ات فرضِ محال...🥲 غسان کنفانی
‌جز خدا کیست که داند غم ِشب‌های علی💔
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بر حاشیه‌ ی ِبرگ شقـٰایق بنویسید گل تاب فشار در و دیوار ندارد ؛💔
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اَمـانــہ .
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم #رمان‌عشق‌در‌یک‌نگاه #part330 مهدی ویلچر رو جمع کرد و تو دستش گرفت و به عنوا
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم <مهدی> توی این چند ساعت که این اتفاق برای زهرا افتاده بود دلم شادِ شاد بود .. اصن یه طوری حالم خوب بود که انگار هیچوقت اینطور نبودم .. همون‌طور که به زهرا نگاه میکردم گفتم: _زهراجانم‌.. +جان..؟ _میشه‌دوباره‌راه‌بری؟ لبخندی زد و گفت: +چشم:)) عصای کنار تخت رو برداشت و آروم بلند شد به محض بلند شدنش انگار ضربان قلبم تندتر شد .. بعد این مدت دیدن بهبودی زهرا بهترین اتفاق بود .. چشمامو بستم و زیر لبی قربون صدقش رفتم:) توی اتاق آروم آروم راه می‌رفت .. با احتیاط .. _درد نداری ؟ +نه خوبم .. لبخند شـرو‌**رانه‌ای زدم و گفتم: _پس بیشتر راه برو ببینمت +سواستفاده ؟ داشتیم ؟ خنده ای صدا داری کردم و گفتم : _نه‌بابا .. میدونی که چقدر دوتامون منتظر این لحظه بودیم لبخند کوچیکی زد و ادامه داد بعد از چند دقیقه خودم گفتم کافیه که اذیت نشه .. <چهار ساعت بعد > برای امشب بلیط داشتیم و برای همین تصمیم داشتیم قبل از رفتن دوباره بریم حرم و به خاطر همین به احتمال زیاد به شام هتل نمیرسیدیم و بیرون می‌خوردیم آماده شدیم و از اتاق بیرون رفتیم .. ادامه‌دارد..‌ کپی:ممنوع.راضی‌نیستم نویسنده:Mobina³¹³ ____🫀__________