eitaa logo
اَمـانــہ .
519 دنبال‌کننده
6هزار عکس
1.9هزار ویدیو
5 فایل
بسم رب خالق جهانیان . از تـبار لـرهـای غـیور🕶️ گر چھ آشوبم ، ولـی آرامش جـٰانی مرا ³¹³:) کپی‌از‌پست‌ها‌موردی‌نداره اما‌رگباری‌نباشه. حواست باشه که کپی‌از‌روزمرگی‌ها‌و‌رمان‌حرامه:) کپی از رمان پیگرد قانونی دارد 🤌🏻☕
مشاهده در ایتا
دانلود
اَمـانــہ .
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم #رمان‌عشق‌در‌یک‌نگاه #part411 به تالار که رسیدیم همشون تشکر کردن و بعد پیاده
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم همگی رفتیم دم در استقبالشون ، خانما دست و جیغ میزدن و ماهم کنار حیاط فقط دست می‌زدیم ، کی بزرگ شدیم که داریم تند تند عروسی همدیگه رو میبینیم؟ :) سبحان و زهره از ماشین پیاده شدن و به سمت تالار اومدن ، خدا برای هم نگهشون داره:) کی فکرشو میکرد به این تندی بزرگ بشیم که یکیمون داره بابا میشه ، دوقلو‌هامون یکیشون سر خونه زندگیشه و اون یکی امشب عروس شده خودمم که قرار بود تازه ازدواج کنم . .! خدایا شکرت که هوامونو داری . .:) با رسول و مهدی سمت داخل رفتیم و یکی از میز هارو انتخاب کردیم و نشستیم . .! میوه هارو پخش کردن که بین میوه ها موز هم بود خنده ای کردم و سریع موز رو برداشتم و خوردم، بعد آروم برای اینکه مهدی نفهمه پوست موز توی دستمال کاغذی گذاشتم و داخل جیبم گذاشتمش . . باید صبر میکردم تا عروسی تموم بشه ! <آخرشب ، عروس‌کشون > عروسی تموم شده بود وقت عروس کشون به سمت خونه زهره اینا بود . . خب خب وقتش بود تلافی دیشبُ همین الان سر مهدی دربیارم ، زودتر از همه رفتم دم در و منتظر شدم مهدی بیاد . . رسول نگاهی بهم کرد و خندیدم و فکر کنم متوجه شد که قراره کاری کنم ! چندتا از مهمونا اومدن و سوار ماشین شدن و حرکت کردن و همون موقع مهدی و زهرا هم اومدن ، دستمو داخل جیبم بردم و سمت پله های تالار نزدیک شدم . . مهدی پله هارو داشت پایین میومد و اومد به پله آخر برسه یهو پوست موز رو جلوش انداختم! ادامه‌دارد..‌ کپی:ممنوع.راضی‌نیستم نویسنده:Mobina³¹³ ____🫀____________
دیگه حال ندارم تایپ کنممم😭😂
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ان‌شاءاللّٰھ‌ظھورآقامون🌿^.^! . .( :🕊
ان‌الحسین‌باب‌ من‌ابواب‌الجنة؛ بى‌گمان‌حسین‌،درى‌ از‌درهاى‌بهشت‌است.❤️‍🩹 رسول‌اکرم(ص)
[همیشه درست عمل کنید. این باعث خوشحالی برخی افراد و شگفت زده شدن بقیه خواهد شد, ..💕] |
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این روزا به چنین لوکیشنی نیاز دارم 💔 : )