eitaa logo
اَمـانــہ .
516 دنبال‌کننده
6.1هزار عکس
1.9هزار ویدیو
5 فایل
بسم رب خالق جهانیان . از تـبار لـرهـای غـیور🕶️ گر چھ آشوبم ، ولـی آرامش جـٰانی مرا ³¹³:) کپی‌از‌پست‌ها‌موردی‌نداره اما‌رگباری‌نباشه. حواست باشه که کپی‌از‌روزمرگی‌ها‌و‌رمان‌حرامه:) کپی از رمان پیگرد قانونی دارد 🤌🏻☕
مشاهده در ایتا
دانلود
پــآرتی‌از‌رمان🫠🫶: نگاهش‌را‌با‌مردانی‌داد‌که‌تک‌تک‌شان‌لباس‌چریکی‌ بر‌تن‌داشتند‌وبرای‌تسلیت‌همراه‌خانواده‌هایشان‌ آمده‌بودند! گوشه‌چادر‌مشکی‌اش‌را‌درمشتش‌گرفت‌وکنار‌تابوت همسرش‌زانو‌زد.. پرچم‌ایران‌بر‌روی‌تابوت‌همسرش‌کشیده‌بودند! جنگ...این‌جنگ‌همسرش‌را‌،از‌او‌گرفته‌بود.. بغض‌را‌شکست! دستش‌روی‌سرش‌گذاشت‌وبلند‌بلند‌گریست، و‌لعنت‌به‌آل‌یهود‌.. دخترک‌مگر‌چقدر‌میتوانست‌این‌داغ‌بزرگ‌راتحمل کند؟! به‌یاد‌سرداران‌شهید‌افتاد‌..آنها‌نیز‌رفته‌بودند‌وهمسرش به‌آنها‌پیوسته‌بود..!:) بـه‌قـلـم:عـیـن.دال› -  https://eitaa.com/joinchat/1798767846C3cc8e5e4d5  - برای‌ ادامه‌ی رمان در لینک ِ بالا جوین بدید ❗️❗️
خواندنی‌ترین‌رمان‌ایتا|❤️‍🩹✨ بابغض‌نگاهش‌رابه‌اودوخت‌و‌گفت: فاطمه‌‌زهرا-چرا انقدر خود خواهی که یه ذره به من و عسل فکر نمیکنی؟؟ زانو‌زد‌و‌‌گوشه‌چادر‌اورا‌بوسید‌و‌گفت: امیرحافظ‌-فراموش‌ نکن‌ که‌ امثال‌ شهید‌حاجی‌‌زاده‌ رفتند به خاطر من و تو بقیه مردم...‌فقط دعا کن شهید شم فاطمه! رویش‌را،ازاوبرگرداند‌و‌گفت: فاطمه‌زهرا-اگه بخوای بری حلالت نمیکنم! سکوت‌کرد...! چه‌باید‌میگفت؟! اوسرباز‌سید‌علی‌بود،چریک‌بود،پاسدار‌بود،سپاهی‌ بود! باید‌میرفت،باید‌برای‌وطن‌وناموس‌اش‌میرفت... جهت‌عضویت:https://eitaa.com/joinchat/1798767846C3cc8e5e4d5🕊✨ ‹عشقی‌برای‌وطن‌..
روایتِ عشقی در میان جنگی دوازده روزه🙂🤌🏻! رمانی‌ که شرح حال پاسدار عاشقی که دل در گرو دختری بی‌بند بار داره❤️‍🩹.. https://eitaa.com/joinchat/1798767846C3cc8e5e4d5 رمانی‌عاشقانه‌مذهبی‌‌با‌قلمی‌گیرا..
.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ان‌شاءاللّٰھ‌ظھورآقامون🌿^.^! . .( :🕊
خلاصه شعر و ادب فارسی ؛           ‌‌" چو ایران نباشد تن من مباد."🇮🇷
خیر‌یعنی‌گریه‌کردن‌بر‌حسین‌ِفاطمه .. بی‌توهرجا‌می‌روم‌خیری‌نمی‌بینم‌حسین♥️؛