eitaa logo
اَمـانــہ .
508 دنبال‌کننده
6.1هزار عکس
1.9هزار ویدیو
5 فایل
بسم رب خالق جهانیان . از تـبار لـرهـای غـیور🕶️ گر چھ آشوبم ، ولـی آرامش جـٰانی مرا ³¹³:) کپی‌از‌پست‌ها‌موردی‌نداره اما‌رگباری‌نباشه. حواست باشه که کپی‌از‌روزمرگی‌ها‌و‌رمان‌حرامه:) کپی از رمان پیگرد قانونی دارد 🤌🏻☕
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم با‌ صدای‌ آلارم‌ گوشیم‌ بیدار‌ شدم با‌ دیدن‌ ساعت‌ مثل‌ فنر‌ از جام‌ پریدم‌. . دیرم‌شده‌بود‌ زهره‌هم‌که‌همچنان‌خواب‌بود سریع‌رفتم‌سمت‌زهره ! -زهره‌..زهره‌بیدار‌شو‌ با چشمای خواب آلود نگام کرد و گفت : +یه‌ذره‌دیگه‌بخوابم‌ -پاشو‌دیرمون‌شدههههه تا‌اینو‌گفتم‌سریع‌بلند‌شد‌ همون‌طور که روی تخت نشسته بود گفتم: +زود‌آماده‌شو‌تا‌این‌ترمو‌نیوفتادیم -باشه‌خودتم‌همینطور دوتایی‌شروع‌کردیم‌به‌آماده‌شدن مانتوی‌مشکیمو‌برداشتم‌به‌همراه‌روسری‌ کرمیم‌..‌چادرمو‌سرم‌کردم‌ زهره‌هم‌آماده‌شده‌بود سریع‌از‌اتاق‌رفتیم‌بیرون‌و‌از‌پله‌ها‌رفتیم‌پایین مامان‌داخل‌آشپزخونه‌بود‌ وقت‌نداشتیم‌برای‌صبحانه‌خوردن‌به‌خاطر‌ همین‌خیلی‌سریع‌ازمامان‌خداحافظی‌کردیم با‌تاکسی‌سریع‌رفتیم‌سمت‌دانشگاه وارد‌حیاط‌ دانشگاه شدیم‌ وای‌. .خلوت‌بود‌‌معلومه‌کلاس‌ها‌برگزار‌شده‌ با‌زهره‌‌پله‌ها‌رو‌تند‌رفتیم‌رسیدیم‌به‌کلاس تق‌تق... استاد( -بله؟ +استاد‌.. محبی هستم -بفرمایین با‌زهره‌وارد‌کلاس‌شدیم +چرا‌دیر‌اومدین‌؟ -ببخشید‌استاد‌خواب‌موندیم (خنده‌بچه‌های‌کلاس‌) +ساکت!! -ببخشید‌استاد‌تکرار‌نمیشه‌ +امیدوارم‌همینطور‌باشه‌برین‌بشینید رو‌به‌بچه‌های‌کلاس‌نگاهی کردم و‌با‌وقار و اعتماد‌بنفس‌زیاد‌ که انگار هیچ چیزیم نشده همراه‌زهره‌رفتیم‌بشینیم . . ادامه‌دارد..‌ کپی:ممنوع.راضی‌نیستم نویسنده:Mobina³¹³ ___________🫀____________
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه میشه یه شب بیا به خوابم : ))
مجنون‌نشدی‌تاکه‌بدانی در‌این‌بَزم.. دیوانگی‌عشقِ‌حسین عین‌کمال‌است.
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه میشه یه شب بیا به خوابم : ))