eitaa logo
292 دنبال‌کننده
200 عکس
34 ویدیو
208 فایل
اندیشکده رصد راهبردی گیلان | ارگ اینجا به صورت تخصصی به مهمترین مسائل راهبردی استان گیلان پرداخته می شود .
مشاهده در ایتا
دانلود
centcom 2040.pdf
حجم: 335.4K
✳️ گزارش راهبردی: سنتکام و افق ۲۰۴۰؛ تغییر دکترین پایداری پایگاه‌های آمریکا در منطقه منبع: پایگاه تخصصی The War Zone ✍ نویسنده: هاوارد آلتمن یافته ها: 🔹 پس از جنگ ایران، واکنش پنتاگون – فراخوان برای تأسیسات زیرزمینی – نشان‌دهنده گذار پایگاه های آمریکا از دکترین «حضور پیشرو» به دکترین «بقا در برابر حملات گسترده» است. 🔹 سه سناریوی راهبردی برای آینده حضور نظامی آمریکا در منطقه تا ۲۰۳۰: ♦️سناریوی اول: پایگاه‌های زیرزمینی؛ با توجه به پروژه ۱۰ میلیارد دلاری مدرن‌سازی پایگاه العدید (افق ۲۰۴۰)، زیرساخت‌های کلیدی آمریکا به سمت زیرزمینی‌سازی حرکت می‌کنند. ♦️سناریوی دوم: نهادینه‌سازی «جنگ از راه دور»؛ آمریکا ممکن است استقرار نیروها در هتل‌ها و دفاتر شهری را از یک واکنش اضطراری به دکترین عملیاتی تبدیل کند؛ به‌طوری که صرفاً خدمه پروازی در پایگاه‌ها بمانند و ستادها پراکنده شوند. ♦️سناریوی سوم: تغییر الگوی استقرار؛ آمریکا به این نتیجه رسیده که نگهداری دارایی‌های راهبردی (بمب‌افکن‌ها و آواکس‌ها) در پایگاه‌های نزدیک به ایران پرریسک است. 🔹 جمع‌بندی راهبردی؛ ایران و تغییر معادلات پایگاه‌های آمریکا فشار نظامی ایران، پایگاه‌های آمریکا را از یک دارایی به «بدهی راهبردی» تبدیل کرده است. این تحولات نشان می‌دهد آمریکا نه در حال خروج، بلکه در حال تغییر دکترین «پایگاه‌محوری» به سمت تأسیسات زیرزمینی، پراکندگی شهری و عقب‌نشینی دارایی‌های راهبردی است. آینده درگیری، نبرد بر سر تاب‌آوری زیرساخت‌ها و «هزینه‌های بقا» خواهد بود. ترجمه: بنیاد هابیلیان 🇮🇷 اندیشکده ارگ https://eitaa.com/ARG_Thinktank
💥معماریِ «روایت اول» در جنگ اراده‌ها؛ بازخوانی فریضه «جهاد تبیین» در مکتب امام شهید خامنه‌ای ✍حجت الاسلام دکتر احمد کوثری 🛑بعد از پیروزی ایران بزرگ بر دشمن زبون و برقراری آتش بس در لبنان، ظرف مدت کوتاهی نسبت به بازگشایی تنگه هرمز چندین توئیت از ترامپ کذاب برای فرار از شکست بزرگش، شروع و ۷ دروغ ساخته شد! و سکوت ابتدایی مسئولان و توییت نامناسب وزیر امور خارجه کشورمان باعث ناراحتی در میان عموم مردمی شد، بنحوی که برخی این سکوت و آن توییت نامناسب را گمانه زنی بر راستی سخنان کذاب آمریکایی عنوان نمودند و اینجا بود که جای خالی تبیین به هنگام مسئولان ارشد و سیاسی نظام احساس شد، چیزی که در ایام ۴۰ روز جنگ تحمیلی بخوبی توسط مسئولان نظامی صورت می پذیرفت. در شرایطی که امپراتوری رسانه‌ای استکبار با تمام قوا برای تحریف واقعیات و ناامیدسازی ملت ایران به میدان آمده است، «جهاد تبیین» به عنوان یک «فریضه قطعی و فوری» مطرح می‌شود و در منظومه فکری رهبر شهید امت اسلامی، نبرد امروز، نبرد اراده‌ها و جنگ شناختی است. فریضه تبیین، تنها راهکار راهبردی برای صیانت از دستاوردها و مبانی گفتمان انقلاب اسلامی و درهم‌شکستن حصار تبلیغاتی دشمن است. همان‌گونه که امام شهید بارها تأکید فرموده‌ بودند، اگر حقایق را ما روایت نکنیم، دشمن آن را با دروغ و تحریف روایت خواهد کرد. هرچند مسئولان کشور تا شب برای تبیین اصل مساله به خط شدند و همچنین لحظاتی پیش دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی بیانیه تبیینی صادر نمودند ولی باید روایت اول و صحیح را ما دست می گرفتیم تا مردم حاضر در خیابان ها را، هرچند برای لحظاتی دچار ابهام نمی کردیم که در ادامه به اهمیت این مساله خواهیم پرداخت. 1️⃣«جهاد تبیین»؛ استراتژی محوری در مقابله با جریان تحریف گفتمان انقلاب اسلامی همواره بر پایه آگاهی‌بخشی و بیداری امت استوار بوده است. در این گفتمان، پنهان‌کاری یا انفعال رسانه‌ای جایگاهی ندارد. امام شهید خامنه‌ای با طرح کلان‌واژه «جهاد تبیین»، خط بطلانی بر انفعال در عرصه رسانه کشیدند. هدف اصلی دشمن در جنگ نرم، قطع «زنجیره تواصی به حق و صبر» و القای یأس است. از این رو، ورود شجاعانه، مستدل و مبتنی بر اخلاق اسلامی در عرصه روشنگری، مصداق بارز مجاهدت فی‌سبیل‌الله در عصر حاضر است. 2️⃣ اهمیت راهبردی «روایت اول» و آسیب‌شناسی تأخیرها یکی از هشدارهای مکرر رهبر شهید انقلاب، پرهیز از واگذاری میدان روایت به دشمن است. هنگامی که نهادهای مسئول و عمارصفتانِ جبهه انقلاب در ارائه توضیحات شفاف و به‌موقع تعلل می‌کنند، خلأ اطلاعاتی جامعه توسط دستگاه‌های عملیات روانی دشمن پر می‌شود. تجربه نشان داده است که هرگاه همچون دوران ۴۰ روز جنگ تحمیلی، با تکیه بر صدق و اخلاص، روایتی قاطع و یکپارچه به جامعه ارائه شد، تیرهای زهرآگین شایعات دشمن به سنگ خورد. اما تشتت آرا، چندصداییِ بی‌ضابطه در مواضع رسمی و تأخیر در روایتگری، به اعتماد عمومی که بزرگترین سرمایه انقلاب است، لطمه وارد می‌کند. 3️⃣ لزوم معماری یکپارچه رسانه‌ای؛ پرهیز از تشتت در جبهه خودی مدیریت افکار عمومی در تراز انقلاب اسلامی، نیازمند یک صدای واحد، قاطع و بصیرت‌افزاست. همان‌طور که در ساختارهای دفاعی، فرماندهی واحد رمز پیروزی است، در جبهه جنگ نرم نیز در مسائل کلان و امنیت ملی، نباید تریبون‌های مختلف روایت‌های متناقض ارائه دهند. حضور یک مرجعیت رسانه‌ای و تبیینیِ منسجم (در سطح نهادهای عالی امنیت ملی و سیاسی) به عنوان «فصل‌الخطاب»، می‌تواند ساختار اطلاع‌رسانی را نظام‌مند کرده و مانع از آن شود که ضعف عملکرد برخی افراد، بهانه‌ای به دست بدخواهان نظام بدهد. ✅نتیجه‌گیری مردم بصیر و انقلابی ایران، همواره در صف اول دفاع از حریم ولایت و ارزش‌های اسلامی بوده‌اند و شایسته دریافت زلال‌ترین حقایق‌اند. «جهاد تبیین» رسالتی است که بر دوش تمام نخبگان، مسئولان و دلسوزان نظام سنگینی می‌کند. تا زمانی که ساختارهای سیاسی و رسانه‌ای ما، هنرِ گفتگوی صریح، به‌موقع و حکیمانه با مردم را مبتنی بر رهنمودهای امام شهید خامنه‌ای نهادینه نکنند، عبور از پیچ تاریخی و مقابله با دروغ‌پردازی‌های جبهه استکبار با چالش مواجه خواهد بود. پیروزی در این میدان، در گرو عمل به این بیان نورانی است که روشنگری و تبیین، پادزهر قطعی توطئه‌های دشمنان است. 🇮🇷 اندیشکده ارگ https://eitaa.com/ARG_Thinktank
اندیشکده ارگ در راستای حمایت از ارتقای تاب آوری اندیشه در برابر دشمن برگزار می کند : 🔻رویداد گفتگو محور 🔺 نشست اول : چرا خیابان نگران است؟ 🗓 دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۳۰ 📍 رشت - پارک ملت - تالار مرکزی شهر - سالن شماره ۲ 🇮🇷 اندیشکده رصد راهبردی گیلان / ارگ 🆔 https://eitaa.com/ARG_Thinktank
براساس تجربه تاریخی و خطوط قرمز پر رنگ ایران و آمریکا معاهده‌ای که احتمالاً امضا نمی‌شود؛ تکرار پانمونجوم و پاریس در خلیج فارس در گذشته گفتیم اساساً پیش بینی کاری اشتباه است و ادعای قطعی تحلیل صد در صدی اتفاقات به دلیل فقدان خبر دقیق، اشتباه‌تر. با این حال می‌توان با یکسری تجربیات تاریخی و تحلیل‌های پسینی، احتمالاتی را مدنظر قرار داد. چهل و هشتمین روز از آتش‌بس شکننده اسلام آباد. نه شیپور پیروزی به صدا درآمده و نه متنی برای امضا روی میز است. این سکوت اما برای ناظران تاریخ نظامی آمریکا آشناترین صدا در جهان است؛ پژواک شکست در «پانمونجوم» (کره) و «پاریس» (ویتنام). برای درک اینکه چرا جنگ ۲۰۲۶ ایران و آمریکا بی‌سندترین درگیری تاریخ معاصر خواهد بود، باید دو زخم کهنه در حافظه پنتاگون را شکافت. تاریخ آمریکا دو گونه پایان برای جنگ‌هایش دیده است: مدل پیروزی قاطع با متن قاطع (تسلیم بی‌قید و شرط ژاپن روی عرشه میسوری در ۱۹۴۵) و مدل شکست استراتژیک با متنی گنگ یا غایب. در کره (۱۹۵۳) سندی امضا شد که حتی نام «صلح» روی آن نبود و دولت کره جنوبی از ترس فروپاشی حیثیتی انگشت بر جوهر آن نزد. نتیجه حقوقی آن در سال ۲۰۲۶ این است که از نظر فنی، جنگ کره هنوز تمام نشده است. در ویتنام (۱۹۷۳)، توافق پاریس یک برنامه خروج اضطراری بود که نیکسون جرات نکرد برای تصویب به سنا ببرد؛ چرا که می‌دانست متنی که به ارتش شمال اجازه ماندن در جنوب را می‌دهد، وصیت‌نامه سیاسی سایگون است. دو سال بعد، تانک‌های هانوی بدون تعهد آمریکا به آن سند، وارد کاخ ریاست جمهوری شدند. حال به وضعیت ۲۰۲۶ در خلیج فارس نگاه کنیم که از دو جهت بحرانی‌تر از ویتنام است: نخست، بن‌بست حیثیتی که در آن عقب‌نشینی دریایی بدون خلع سلاح کامل ایران، شکست مطلق ماموریت آمریکاست. همچنین امضای آتش‌بس بدون خلع سلاح ایران، سقوط بازدارندگی آمریکا در غرب آسیا و آغاز فروپاشی هژمونی دلار خواهد بود. پس نه ایران می‌تواند امضا کند و نه آمریکا می‌تواند یک سند ضعیف را بپذیرد. دوم، خط قرمز ایران: پذیرش توافقی با تعلیق بلندمدت غنی‌سازی و بازرسی از پادگان‌ها، یک کاپیتولاسیون استراتژیک و به معنای حذف تاریخی «نظام مقاومت» است. بر اساس آن سابقه تاریخی و غیرقابل پذیرش بودن اهداف برای هر دو طرف جنگ، به احتمال زیاد هیچ سند مکتوب و الزام‌آوری میان دو طرف امضا نخواهد شد. نتیجه، وضعیت «جنگ بدون پایان» یا «صلح منفی» است. با توجه به آناتومی شکست‌های آمریکا در آسیا، سه سناریو پیش روست: محتمل‌ترین سناریو، مدل کره است؛ آتش‌بس نظامی صرف میان فرماندهان میدانی بدون هیچ پیمان صلحی که خلیج فارس را برای دهه‌ها تبدیل به منطقه حائل ملتهب می‌کند. سناریوی دوم، مدل ویتنام است؛ توافق موقتی که در کنگره تصویب نمی‌شود و پس از خروج نمادین نیروها، ایران با سرعت به سمت آستانه هسته‌ای حرکت می‌کند. سناریوی سوم، اشغال کامل ایران (مدل جنگ جهانی دوم) نیز به دلیل وسعت و جمعیت کشور، «خودکشی لجستیکی» خوانده شده و غیرمحتمل است. این جنگ، جنگِ ترس از امضا است. آمریکا از تکرار خروج تحقیرآمیز می‌هراسد و ایران از کاپیتولاسیون داخلی. آنچه در افق ۲۰۲۶ دیده می‌شود، نه یک متن صلح که یک سکوت تاکتیکی است. مرزهای آبی خلیج فارس تبدیل به «پانمونجومِ دریایی» خواهند شد؛ خطی ثبت‌نشده بر نقشه که هر لحظه ممکن است با شلیک یک اژدر، جهان را به کام ادامه جنگ فرو برد. تنها چیزی که از این جنگ بر جای خواهد ماند، امضای غایب است؛ همان که در کره ۱۹۵۳ نبود، در پاریس ۱۹۷۳ نبود و در خلیج فارس ۲۰۲۶ نیز به احتمال نخواهد بود. سیدمجتبی نعیمی ۲۸ فروردین ۱۴۰۵ 🇮🇷اندیشکده ارگ https://eitaa.com/ARG_Thinktank
💠🇮🇷 بسته محتوایی «روایت پیروزی»چگونه پیروزی در جنگ را برای جوانان و عموم مردم روایت کنیم؟ ➕با این پرده‌ها، تجمعات خیابانی را جهاد تبیینی کنید. ➕ با این پرده‌ها، ۵ دقیقه اول کلاس‌های مدارس و دانشگاه‌ها را جهاد تبیینی کنید. ➕با این پرده‌ها، به روایت پیروزی مسلط شوید و برای اطرافیانتون روشنگری کنید. 🎯 ۶ پرده جذاب و اقناعی برای نسل جوان 🖼 پرده ۱) چرا جنگ شروع شد؟ کی مقصّره؟! فایل باکیفیت: لینک اصلی | لینک کمکی 🖼 پرده ۲) در این جنگ کی پیروزه؟! ایران یا آمریکا فایل باکیفیت: لینک اصلی | لینک کمکی 🖼 پرده ۳) موفقیت‌های دشمن «عملیاتی» بود نه «راهبردی»! فایل باکیفیت: لینک اصلی | لینک کمکی 🖼 پرده ۴) موفقیت‌های عملیاتی ایران فایل باکیفیت: لینک اصلی | لینک کمکی 🖼 پرده ۵) موفقیت‌های راهبردی ایران فایل باکیفیت: لینک اصلی | لینک کمکی 🖼 پرده ۶) چه موقع جنگ رو تموم کنیم؟! فایل باکیفیت: لینک اصلی | لینک کمکی 🗂 دریافت فایل توضیحات پرده‌ها 🔰 لینک اصلی | لینک کمکی 🇮🇷اندیشکده ارگ https://eitaa.com/ARG_Thinktank
قانون عقل راهبردی در کورکردن دشمن در نمایشی طنزآمیز از استیصال راهبردی، ترامپ دیشب با تمدید سراسیمهٔ آتش‌بس، بیش از هر زمان دیگری در قامت یک دلقک سیاسی یا احمق تمام‌عیار جلوه‌گر شد؛ در حالی که ایران، صرفاً با خیره‌ماندن سرد و نظاره‌گری معنادار، جایگاه یک رام‌کنندهٔ مقتدر و هوشمند حیوانات وحشی را به خود گرفت. این سردرگمی و فلج تحلیلی ایالات متحده در مواجهه با رهبر جدید، پاسخی کاملاً طبیعی و غیرقابل‌اجتناب به نبوغ راهبردی و بازی‌خوانی بی‌نقص آیت‌الله العظمی شهید خامنه‌ای در عصر غلبهٔ ماشین‌های پیش‌بینی [prediction machines] بود. سیدالشهدای فرزانه انقلاب اسلامی با کاربست دقیق «قانون عقل جهانداری» در عصر پیش‌بینی‌های لحظه‌ای دقیق، با یک تصمیم آینده‌نگر، توان پیش‌بینی از امکان‌ها و تصمیمات رهبر بعدی را از جهان سلب کرد؛ و از این طریق، یادگیری ماشین [Machine learning] – که با ولعی سیری‌ناپذیر از داده‌های تاریخی [historical data]، رفتارهای تکرارپذیر و حتی زبان بدن، برای پر کردن جاهای خالی، ساخت الگوریتم‌های پیچیده و رسیدن به وضعیت «اوراکل» [Oracle] تغذیه می‌کند – را در یک استتار شناختی بزرگ و تاریخی ناکام گذاشت و سرگیجهٔ سیلیکونی و کیش‌ومات الگوریتم‌ها را رقم زد. ایشان به‌درستی می‌دانست که در عصر هوش مصنوعی، افشای پیش‌ازموعد، تمام توان فناوری‌های پردازشی را روی تحلیل نحوهٔ تصمیم‌گیری رهبر بعدی متمرکز خواهد کرد ؛ لذا با این رویکرد، خوراک اطلاعاتی الگوریتم‌های تصمیم‌گیری را از پایه ویران ساخت. اکنون در تداوم این راهبرد، ایالات متحده با وجود اتکا به رونق [boom] عظیم و پرسروصدای ابررایانه‌ها، در قبال کنش‌های رهبر جدید دچار اشتباهات پرشمار و محاسبات فاجعه‌باری شده است؛ چرا که اساساً متغیرهای لازم برای مدل‌سازی رفتار و توان پیش‌بینی کنش‌های او را در اختیار ندارد. در همین راستا، امتناع صبورانه از انتشار هرگونه صوت، عکس یا تصویر – که هر یک فریم یا ثانیهٔ آن برای هوش‌های اوراکلی [oracle AIs] مخزنی از میلیون‌ها ریز-نشانه [micro-signals] و دادهٔ رفتاری است – به کاتالیزوری برای فرسایش شناختی بیشتر ماشین‌های رقیب و تولید گمانه‌زنی‌های پی‌درپی و غلط دربارهٔ تصمیم و حرکت بعدی ایران بدل شده است. –فقط یک امتناع از نمایش چنین آورده عظیمی دارد–. در نهایت، پارادوکس بزرگ این نبرد شناختی آنجا رقم خورد که ایالات متحده با وجود استفاده از فریب و دروغ برای ایفای نقش یک بازیگر غیرقابل‌پیش‌بینی، در تلهٔ جبرگرایی خودساخته‌ای گرفتار شد؛ کشوری که به دلیل هراس عمیق از فروپاشی هژمونی‌اش، اکنون آشکارا تمام استراتژی‌هایش را صرفاً بر مدار «تلاش برای نباختن» تنظیم کرده و خود به سوژه‌ای به‌شدت پیش‌بینی‌پذیر تبدیل شده است؛ کشوری که رفتارهایش همچون خروجی یک الگوریتم خطی، برای جبههٔ مقابل به‌سادگی قابل خواندن و خنثی‌سازی می‌نماید. در امتداد همین رفتار پیش‌بینی‌پذیر و منفعلانه بود که ایالات متحده دیشب آتش‌بس را تمدید کرد، اما ایران از پذیرش این بازی تحمیلی سرباز زد و در عین حال، حملاتی به اربیل ترتیب داده شد که نه مستقیماً توسط ایران، بلکه توسط نیروهای مقاومت انجام می‌شود. اکنون ایران نه تن به آتش‌بس داده، نه در سکوت جبههٔ نبرد محصور مانده و نه خود را درگیر یک جنگ تمام‌عیار کرده است؛ ایران در حال یک «نبرد سایه» اما «قائم به سیف» است. نبردی که نه بر اساس قواعد از پیش تنظیم‌شدهٔ دشمن، بلکه در زمین و قواعد خود ایران پیش می‌رود؛ نبردی نامتقارن و نامتوازن، اما به‌شدت مؤثر و کلافه‌کننده برای دشمن. 🖋️دکتر محمد حسین ضمیریان 🇮🇷اندیشه ورز اندیشکده ارگ https://eitaa.com/ARG_Thinktank
اعتماد و صرفا حمایت کنیم یا مطالبه لازم است؟ البته وقتی رهبر انقلاب برای کسی شروطی تعیین می‌کند و برای تحقق آن شروط، اختیارات ویژه هم می‌دهد، جا دارد که به آن شخص اعتماد داشته باشیم اما آیا اعتماد به شخص، به معنی نهی از مطالبه‌گری ماست؟ آیا همه اعضای تیم مذاکره کننده، به یک میزان قائل به ضرورت رعایت شروط و خطوط قرمز رهبری هستند؟ آیا همه اعضای تیم مذاکره کننده به یک میزان معتقدند که باید در برابر تهدیدها ایستاد و از حقوق مسلم ملت کوتاه نیامد؟ آیا همه اجزای دولت، مجلس و تاثیرگذاران بر اشخاص تصمیم گیر و مهم واقعا معتقدند که هزینه ایستادگی از هزینه سازش بیشتر است؟ و یا این که برخی افراد موثر هم هستند که معتقدند باید به اصطلاح‌شان نرمال بود و به بزرگتر دنیا احترام گذاشت و از حقوق هسته ای و موشکی و منافع منطقه ای و حتی حفظ تنگه هرمز کوتاه آمد! آیا همه اعضای تیم مذاکره‌کننده به یک میزان معتقدند آمریکا نه برای توافق، نه برای مذاکره و نه حتی برای جان مذاکره‌کنندگان حرمت قائل نیست و حتی به فرض رسیدن به توافقی، به محض اینکه خرشان از پل رد شود آن را پاره می‌کنند! قطعا مطالبه‌ی شروط رهبر معظم انقلاب، تقویت قدرت چانه‌زنی مذاکره‌کنندگان هم هست همانطور که پشتوانه سوخت موشک‌ها و قوت قلب فرماندهان هم بود و البته همچنان هست! نکته دیگر این است که مسئول مذاکرات و تیم مذاکره‌کننده، بسته به اطلاعات و تحلیل‌هایی که دارند، تصمیم می‌گیرند که چقدر، چطور و کجا بایستند یا کوتاه بیایند و از این حیث، مثلا در شرایط فعلی که آمریکا تحت آتش‌بس صوری یک طرفه‌اش همچنان به محاصره تنگه هرمز ادامه می‌دهد، لازم است هم درباره برگ برنده‌های استفاده نشده‌ای مثل امکان بستن باب المندب، بجای کوتاه آمدن در برابر آمریکایی‌ها مطالبه‌گر باشیم و هم نگذاریم مسئولان‌مان فکر کنند ملت خسته شده‌اند و هم از ایشان بخواهیم تا به نقاط ضعف غیرنظامی آمریکا مثل قیمت نفت، وضعیت بورس و مسائل مرتبط با انتخابات کنگره آمریکا نیز توجه داشته باشیم و همچنان با قوت، گذشت زمان را به نفع خودمان مصادره کنیم و نگذاریم افرادی که ناف‌شان را با ضعف، سستی و عقب‌نشینی بریده‌اند با فعل و ترک فعل‌شان، باعث شوند آنچه را که در میدان جنگ به دست آورده‌ایم یا از دست نداده‌ایم، روی میز مذاکره از دست بدهیم و البته همه این‌ها نباید با تهمت خیانت به متولیان میدان و دیپلماسی و با القای شکاف در کشور و یاس و نامیدی در مردم انجام شود. 🖋️سیاوش آقاجانی 🇮🇷اندیشه ورز اندیشکده ارگ https://eitaa.com/ARG_Thinktank