eitaa logo
292 دنبال‌کننده
200 عکس
34 ویدیو
208 فایل
اندیشکده رصد راهبردی گیلان | ارگ اینجا به صورت تخصصی به مهمترین مسائل راهبردی استان گیلان پرداخته می شود .
مشاهده در ایتا
دانلود
براساس تجربه تاریخی و خطوط قرمز پر رنگ ایران و آمریکا معاهده‌ای که احتمالاً امضا نمی‌شود؛ تکرار پانمونجوم و پاریس در خلیج فارس در گذشته گفتیم اساساً پیش بینی کاری اشتباه است و ادعای قطعی تحلیل صد در صدی اتفاقات به دلیل فقدان خبر دقیق، اشتباه‌تر. با این حال می‌توان با یکسری تجربیات تاریخی و تحلیل‌های پسینی، احتمالاتی را مدنظر قرار داد. چهل و هشتمین روز از آتش‌بس شکننده اسلام آباد. نه شیپور پیروزی به صدا درآمده و نه متنی برای امضا روی میز است. این سکوت اما برای ناظران تاریخ نظامی آمریکا آشناترین صدا در جهان است؛ پژواک شکست در «پانمونجوم» (کره) و «پاریس» (ویتنام). برای درک اینکه چرا جنگ ۲۰۲۶ ایران و آمریکا بی‌سندترین درگیری تاریخ معاصر خواهد بود، باید دو زخم کهنه در حافظه پنتاگون را شکافت. تاریخ آمریکا دو گونه پایان برای جنگ‌هایش دیده است: مدل پیروزی قاطع با متن قاطع (تسلیم بی‌قید و شرط ژاپن روی عرشه میسوری در ۱۹۴۵) و مدل شکست استراتژیک با متنی گنگ یا غایب. در کره (۱۹۵۳) سندی امضا شد که حتی نام «صلح» روی آن نبود و دولت کره جنوبی از ترس فروپاشی حیثیتی انگشت بر جوهر آن نزد. نتیجه حقوقی آن در سال ۲۰۲۶ این است که از نظر فنی، جنگ کره هنوز تمام نشده است. در ویتنام (۱۹۷۳)، توافق پاریس یک برنامه خروج اضطراری بود که نیکسون جرات نکرد برای تصویب به سنا ببرد؛ چرا که می‌دانست متنی که به ارتش شمال اجازه ماندن در جنوب را می‌دهد، وصیت‌نامه سیاسی سایگون است. دو سال بعد، تانک‌های هانوی بدون تعهد آمریکا به آن سند، وارد کاخ ریاست جمهوری شدند. حال به وضعیت ۲۰۲۶ در خلیج فارس نگاه کنیم که از دو جهت بحرانی‌تر از ویتنام است: نخست، بن‌بست حیثیتی که در آن عقب‌نشینی دریایی بدون خلع سلاح کامل ایران، شکست مطلق ماموریت آمریکاست. همچنین امضای آتش‌بس بدون خلع سلاح ایران، سقوط بازدارندگی آمریکا در غرب آسیا و آغاز فروپاشی هژمونی دلار خواهد بود. پس نه ایران می‌تواند امضا کند و نه آمریکا می‌تواند یک سند ضعیف را بپذیرد. دوم، خط قرمز ایران: پذیرش توافقی با تعلیق بلندمدت غنی‌سازی و بازرسی از پادگان‌ها، یک کاپیتولاسیون استراتژیک و به معنای حذف تاریخی «نظام مقاومت» است. بر اساس آن سابقه تاریخی و غیرقابل پذیرش بودن اهداف برای هر دو طرف جنگ، به احتمال زیاد هیچ سند مکتوب و الزام‌آوری میان دو طرف امضا نخواهد شد. نتیجه، وضعیت «جنگ بدون پایان» یا «صلح منفی» است. با توجه به آناتومی شکست‌های آمریکا در آسیا، سه سناریو پیش روست: محتمل‌ترین سناریو، مدل کره است؛ آتش‌بس نظامی صرف میان فرماندهان میدانی بدون هیچ پیمان صلحی که خلیج فارس را برای دهه‌ها تبدیل به منطقه حائل ملتهب می‌کند. سناریوی دوم، مدل ویتنام است؛ توافق موقتی که در کنگره تصویب نمی‌شود و پس از خروج نمادین نیروها، ایران با سرعت به سمت آستانه هسته‌ای حرکت می‌کند. سناریوی سوم، اشغال کامل ایران (مدل جنگ جهانی دوم) نیز به دلیل وسعت و جمعیت کشور، «خودکشی لجستیکی» خوانده شده و غیرمحتمل است. این جنگ، جنگِ ترس از امضا است. آمریکا از تکرار خروج تحقیرآمیز می‌هراسد و ایران از کاپیتولاسیون داخلی. آنچه در افق ۲۰۲۶ دیده می‌شود، نه یک متن صلح که یک سکوت تاکتیکی است. مرزهای آبی خلیج فارس تبدیل به «پانمونجومِ دریایی» خواهند شد؛ خطی ثبت‌نشده بر نقشه که هر لحظه ممکن است با شلیک یک اژدر، جهان را به کام ادامه جنگ فرو برد. تنها چیزی که از این جنگ بر جای خواهد ماند، امضای غایب است؛ همان که در کره ۱۹۵۳ نبود، در پاریس ۱۹۷۳ نبود و در خلیج فارس ۲۰۲۶ نیز به احتمال نخواهد بود. سیدمجتبی نعیمی ۲۸ فروردین ۱۴۰۵ 🇮🇷اندیشکده ارگ https://eitaa.com/ARG_Thinktank
💠🇮🇷 بسته محتوایی «روایت پیروزی»چگونه پیروزی در جنگ را برای جوانان و عموم مردم روایت کنیم؟ ➕با این پرده‌ها، تجمعات خیابانی را جهاد تبیینی کنید. ➕ با این پرده‌ها، ۵ دقیقه اول کلاس‌های مدارس و دانشگاه‌ها را جهاد تبیینی کنید. ➕با این پرده‌ها، به روایت پیروزی مسلط شوید و برای اطرافیانتون روشنگری کنید. 🎯 ۶ پرده جذاب و اقناعی برای نسل جوان 🖼 پرده ۱) چرا جنگ شروع شد؟ کی مقصّره؟! فایل باکیفیت: لینک اصلی | لینک کمکی 🖼 پرده ۲) در این جنگ کی پیروزه؟! ایران یا آمریکا فایل باکیفیت: لینک اصلی | لینک کمکی 🖼 پرده ۳) موفقیت‌های دشمن «عملیاتی» بود نه «راهبردی»! فایل باکیفیت: لینک اصلی | لینک کمکی 🖼 پرده ۴) موفقیت‌های عملیاتی ایران فایل باکیفیت: لینک اصلی | لینک کمکی 🖼 پرده ۵) موفقیت‌های راهبردی ایران فایل باکیفیت: لینک اصلی | لینک کمکی 🖼 پرده ۶) چه موقع جنگ رو تموم کنیم؟! فایل باکیفیت: لینک اصلی | لینک کمکی 🗂 دریافت فایل توضیحات پرده‌ها 🔰 لینک اصلی | لینک کمکی 🇮🇷اندیشکده ارگ https://eitaa.com/ARG_Thinktank
قانون عقل راهبردی در کورکردن دشمن در نمایشی طنزآمیز از استیصال راهبردی، ترامپ دیشب با تمدید سراسیمهٔ آتش‌بس، بیش از هر زمان دیگری در قامت یک دلقک سیاسی یا احمق تمام‌عیار جلوه‌گر شد؛ در حالی که ایران، صرفاً با خیره‌ماندن سرد و نظاره‌گری معنادار، جایگاه یک رام‌کنندهٔ مقتدر و هوشمند حیوانات وحشی را به خود گرفت. این سردرگمی و فلج تحلیلی ایالات متحده در مواجهه با رهبر جدید، پاسخی کاملاً طبیعی و غیرقابل‌اجتناب به نبوغ راهبردی و بازی‌خوانی بی‌نقص آیت‌الله العظمی شهید خامنه‌ای در عصر غلبهٔ ماشین‌های پیش‌بینی [prediction machines] بود. سیدالشهدای فرزانه انقلاب اسلامی با کاربست دقیق «قانون عقل جهانداری» در عصر پیش‌بینی‌های لحظه‌ای دقیق، با یک تصمیم آینده‌نگر، توان پیش‌بینی از امکان‌ها و تصمیمات رهبر بعدی را از جهان سلب کرد؛ و از این طریق، یادگیری ماشین [Machine learning] – که با ولعی سیری‌ناپذیر از داده‌های تاریخی [historical data]، رفتارهای تکرارپذیر و حتی زبان بدن، برای پر کردن جاهای خالی، ساخت الگوریتم‌های پیچیده و رسیدن به وضعیت «اوراکل» [Oracle] تغذیه می‌کند – را در یک استتار شناختی بزرگ و تاریخی ناکام گذاشت و سرگیجهٔ سیلیکونی و کیش‌ومات الگوریتم‌ها را رقم زد. ایشان به‌درستی می‌دانست که در عصر هوش مصنوعی، افشای پیش‌ازموعد، تمام توان فناوری‌های پردازشی را روی تحلیل نحوهٔ تصمیم‌گیری رهبر بعدی متمرکز خواهد کرد ؛ لذا با این رویکرد، خوراک اطلاعاتی الگوریتم‌های تصمیم‌گیری را از پایه ویران ساخت. اکنون در تداوم این راهبرد، ایالات متحده با وجود اتکا به رونق [boom] عظیم و پرسروصدای ابررایانه‌ها، در قبال کنش‌های رهبر جدید دچار اشتباهات پرشمار و محاسبات فاجعه‌باری شده است؛ چرا که اساساً متغیرهای لازم برای مدل‌سازی رفتار و توان پیش‌بینی کنش‌های او را در اختیار ندارد. در همین راستا، امتناع صبورانه از انتشار هرگونه صوت، عکس یا تصویر – که هر یک فریم یا ثانیهٔ آن برای هوش‌های اوراکلی [oracle AIs] مخزنی از میلیون‌ها ریز-نشانه [micro-signals] و دادهٔ رفتاری است – به کاتالیزوری برای فرسایش شناختی بیشتر ماشین‌های رقیب و تولید گمانه‌زنی‌های پی‌درپی و غلط دربارهٔ تصمیم و حرکت بعدی ایران بدل شده است. –فقط یک امتناع از نمایش چنین آورده عظیمی دارد–. در نهایت، پارادوکس بزرگ این نبرد شناختی آنجا رقم خورد که ایالات متحده با وجود استفاده از فریب و دروغ برای ایفای نقش یک بازیگر غیرقابل‌پیش‌بینی، در تلهٔ جبرگرایی خودساخته‌ای گرفتار شد؛ کشوری که به دلیل هراس عمیق از فروپاشی هژمونی‌اش، اکنون آشکارا تمام استراتژی‌هایش را صرفاً بر مدار «تلاش برای نباختن» تنظیم کرده و خود به سوژه‌ای به‌شدت پیش‌بینی‌پذیر تبدیل شده است؛ کشوری که رفتارهایش همچون خروجی یک الگوریتم خطی، برای جبههٔ مقابل به‌سادگی قابل خواندن و خنثی‌سازی می‌نماید. در امتداد همین رفتار پیش‌بینی‌پذیر و منفعلانه بود که ایالات متحده دیشب آتش‌بس را تمدید کرد، اما ایران از پذیرش این بازی تحمیلی سرباز زد و در عین حال، حملاتی به اربیل ترتیب داده شد که نه مستقیماً توسط ایران، بلکه توسط نیروهای مقاومت انجام می‌شود. اکنون ایران نه تن به آتش‌بس داده، نه در سکوت جبههٔ نبرد محصور مانده و نه خود را درگیر یک جنگ تمام‌عیار کرده است؛ ایران در حال یک «نبرد سایه» اما «قائم به سیف» است. نبردی که نه بر اساس قواعد از پیش تنظیم‌شدهٔ دشمن، بلکه در زمین و قواعد خود ایران پیش می‌رود؛ نبردی نامتقارن و نامتوازن، اما به‌شدت مؤثر و کلافه‌کننده برای دشمن. 🖋️دکتر محمد حسین ضمیریان 🇮🇷اندیشه ورز اندیشکده ارگ https://eitaa.com/ARG_Thinktank
اعتماد و صرفا حمایت کنیم یا مطالبه لازم است؟ البته وقتی رهبر انقلاب برای کسی شروطی تعیین می‌کند و برای تحقق آن شروط، اختیارات ویژه هم می‌دهد، جا دارد که به آن شخص اعتماد داشته باشیم اما آیا اعتماد به شخص، به معنی نهی از مطالبه‌گری ماست؟ آیا همه اعضای تیم مذاکره کننده، به یک میزان قائل به ضرورت رعایت شروط و خطوط قرمز رهبری هستند؟ آیا همه اعضای تیم مذاکره کننده به یک میزان معتقدند که باید در برابر تهدیدها ایستاد و از حقوق مسلم ملت کوتاه نیامد؟ آیا همه اجزای دولت، مجلس و تاثیرگذاران بر اشخاص تصمیم گیر و مهم واقعا معتقدند که هزینه ایستادگی از هزینه سازش بیشتر است؟ و یا این که برخی افراد موثر هم هستند که معتقدند باید به اصطلاح‌شان نرمال بود و به بزرگتر دنیا احترام گذاشت و از حقوق هسته ای و موشکی و منافع منطقه ای و حتی حفظ تنگه هرمز کوتاه آمد! آیا همه اعضای تیم مذاکره‌کننده به یک میزان معتقدند آمریکا نه برای توافق، نه برای مذاکره و نه حتی برای جان مذاکره‌کنندگان حرمت قائل نیست و حتی به فرض رسیدن به توافقی، به محض اینکه خرشان از پل رد شود آن را پاره می‌کنند! قطعا مطالبه‌ی شروط رهبر معظم انقلاب، تقویت قدرت چانه‌زنی مذاکره‌کنندگان هم هست همانطور که پشتوانه سوخت موشک‌ها و قوت قلب فرماندهان هم بود و البته همچنان هست! نکته دیگر این است که مسئول مذاکرات و تیم مذاکره‌کننده، بسته به اطلاعات و تحلیل‌هایی که دارند، تصمیم می‌گیرند که چقدر، چطور و کجا بایستند یا کوتاه بیایند و از این حیث، مثلا در شرایط فعلی که آمریکا تحت آتش‌بس صوری یک طرفه‌اش همچنان به محاصره تنگه هرمز ادامه می‌دهد، لازم است هم درباره برگ برنده‌های استفاده نشده‌ای مثل امکان بستن باب المندب، بجای کوتاه آمدن در برابر آمریکایی‌ها مطالبه‌گر باشیم و هم نگذاریم مسئولان‌مان فکر کنند ملت خسته شده‌اند و هم از ایشان بخواهیم تا به نقاط ضعف غیرنظامی آمریکا مثل قیمت نفت، وضعیت بورس و مسائل مرتبط با انتخابات کنگره آمریکا نیز توجه داشته باشیم و همچنان با قوت، گذشت زمان را به نفع خودمان مصادره کنیم و نگذاریم افرادی که ناف‌شان را با ضعف، سستی و عقب‌نشینی بریده‌اند با فعل و ترک فعل‌شان، باعث شوند آنچه را که در میدان جنگ به دست آورده‌ایم یا از دست نداده‌ایم، روی میز مذاکره از دست بدهیم و البته همه این‌ها نباید با تهمت خیانت به متولیان میدان و دیپلماسی و با القای شکاف در کشور و یاس و نامیدی در مردم انجام شود. 🖋️سیاوش آقاجانی 🇮🇷اندیشه ورز اندیشکده ارگ https://eitaa.com/ARG_Thinktank
اتفاقی که دلار نتوانست مانعش شود و ناو هواپیمابر نتوانست سانسورش کند مفهوم قدرت سیال تمدنی در حال جایگزینی با مفهوم ابرقدرتی‌ست جهان تا دیروز بر دو ستون فولاد و طلا استوار بود؛ بمب‌افکن‌های رادارگریز و صندوق‌های بین‌المللی پول. ابرقدرت به معنای کلاسیک آن، موجودیتی بود که می‌توانست در آنِ واحد، جریان انرژی جهان را قطع کند و روایت رسانه‌ای را به انحصار خویش درآورد. اما در گوشه‌ای از این نقشه پرهیاهو، پدیده‌ای در حال زایش است که از جنس فولاد نیست؛ از جنس ایمان است و از جنس کلمه. این زایش، قواعد بازی را نه با افزودن یک بازیکن جدید به میز قدرت، که با واژگون کردن خود میز تغییر داده است. ما در میانه یک چرخش تکتونیک در مفهوم قدرت ایستاده‌ایم؛ چرخشی از قدرتِ تصاحبگر به قدرتِ بازدارنده، از هژمونی اقتصادی به هژمونی روایت. ایران امروز تجسم زمینی همین ایده است. این کشور بدون آنکه ناوگانی در اقیانوس آرام داشته باشد یا ارز ذخیره جهان را ضرب بزند، توانسته است عمق استراتژیک خود را با ارزان‌ترین و در عین حال ماندگارترین سلاح تاریخ گسترش دهد: ایده مقاومت. موشک‌های بالستیک و پهپادهای انتحاری، پوسته سخت این قدرت‌اند، اما هسته نرم آن، روایت «ایستادگی در برابر نظم تحمیلی» است. این روایت چنان قدرتمند از کار درآمده که امروز در یمن، گروهی محاصره‌شده می‌تواند نبض تجارت دریایی میان آسیا و اروپا را در باب‌المندب به دست بگیرد و در لبنان، یک جنبش سیاسی-نظامی به مهم‌ترین عامل بازدارنده در برابر ماشین جنگی اسرائیل بدل شود. اینها همه سایه‌های یک فکرند که از مرزهای جغرافیایی ایران فراتر رفته و به یک ارتش ایدئولوژیک فراملی تبدیل شده‌اند. اما وسوسه خیال‌پردازی را باید با تیغ واقعیت مهار کرد. از منظر علم روابط بین‌الملل، این پدیده اگرچه یک موفقیت خیره‌کننده در مهندسی قدرت نرم است، اما واجد تعریف کلاسیک «ابرقدرت» نیست. ابرقدرت باید بتواند «نظم» مورد نظر خود را در مقیاس سیاره‌ای دیکته کند. ایران اما به جای دیکته کردن، در حال «ممانعت» کردن است. اقتصاد ۰.۴ درصدی ایران در برابر غول ۲۷ تریلیون دلاری آمریکا، یا فقدان توان لجستیکی برای لشکرکشی به اقیانوس آرام، سقف شیشه‌ای این پروژه فکری است. این حقیقت را باید پذیرفت که قدرت ایدئولوژیک، هنوز نتوانسته است شکم‌ها را سیر کند و جاده بسازد. ویروس، اگرچه فیل را فلج می‌کند، اما نمی‌تواند جای فیل بنشیند و بار ببرد. ایران یک ابرقدرت به معنای سنتی نیست؛ ایران یک «ضدابرقدرت» است؛ موجودیتی که تعریف‌نامه قدرت جهانی را باطل اعلام کرده است. راز ماندگاری و نفوذ این مدل جدید را باید در «ارزان بودن ایده» جستجو کرد. حفظ یک پایگاه نظامی در خلیج فارس برای آمریکا سالانه میلیاردها دلار آب می‌خورد، اما حفظ یک سنگر ایدئولوژیک در ذهن جوانان محور مقاومت، تنها به یک روایت صادقانه و یک رسانه کوچک نیاز دارد. این نبرد، نبرد اژدر و ناو نیست؛ نبرد سیگنال و نویز است. وقتی انصارالله یمن با یک دوربین کوچک، تصویر توقیف یک کشتی تجاری غول‌پیکر را به جهان مخابره می‌کند، عملاً هیمنه تمدنی غرب را به سخره می‌گیرد. اینجاست که موازنه وحشت وارونه می‌شود؛ آمریکا برای حفظ آبروی خود ناچار است ناوهای چند میلیارد دلاری‌اش را برای شکار پهپادهای چند هزار دلاری به دریا بفرستد. این یعنی پیروزی «فکر» بر «فناوری»، بی‌آنکه فناوری نادیده گرفته شود. در پایان باید گفت آنچه ما شاهدش هستیم، تولد یک ابرقدرت جدید نیست؛ بلکه تولد یک گونه جدید از قدرت است که نامش را می‌توان «قدرت سیال تمدنی» گذاشت. این قدرت بر خلاف هژمونی آمریکایی که بر پایه ادغام در بازار جهانی استوار است، بر پایه هویت و تمایز بنا شده است. این جریان، در لحظه اکنون نمی‌تواند جهان را «اداره» کند، اما ثابت کرده است که می‌تواند مانع از «اداره شدن» جهان توسط دیگری شود. در قرنی که روایت‌ها به اندازه موشک‌ها کشنده شده‌اند، ایران آموخته است که چگونه با کمترین هزینه سخت، بیشترین اخلال را در معادلات نرم دشمن ایجاد کند. این پدیده شاید نتواند برج‌های تجارت جهانی را در منهتن بنا کند، اما قطعاً می‌تواند کاری کند که ساکنان آن برج‌ها، دیگر خواب راحت نداشته باشند. و این، خود تعریف تازه‌ای از ابرقدرتی در عصر پساآمریکایی است. 🖋️سیدمجتبی نعیمی ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ 🇮🇷اندیشه ورز اندیشکده ارگ https://eitaa.com/ARG_Thinktank
🔷برگزاری اولین نشست رویداد گفتگو محور ✅اندیشکده رصد راهبردی گیلان / ارگ در راستای شکل گیری فضای گفتگو و تضارب آراء منطقی درباره مهمترین موضوعات کشور ، سلسله گفتگوهای سره را طراحی نموده است . ◀️اولین نشست با حضور ارائه دهندگان که هر یک نماینده یک رویکرد بودند و علاقمندان در تالار مرکزی شهر در عصر روز دوشنبه ۳۱ فروردین با موضوع « خیابان چرا نگران است ؟ »برگزار گردید که گزارش کامل آن بزودی منتشر خواهد شد. ❎در این راستا ، قسمت دیگر این مجموعه دوشنبه ۷ اردیبهشت برگزار می گردد ‌ 🇮🇷اندیشکده ارگ https://eitaa.com/ARG_Thinktank