eitaa logo
292 دنبال‌کننده
200 عکس
34 ویدیو
208 فایل
اندیشکده رصد راهبردی گیلان | ارگ اینجا به صورت تخصصی به مهمترین مسائل راهبردی استان گیلان پرداخته می شود .
مشاهده در ایتا
دانلود
از رصد اخبار، مواضع دشمن و تحلیل‌ها در چند روز اخیر در می‌یابیم که: ۱. آمریکا شکست خورده اما جریان صهیونیسم صحنه را رها نمی‌کند و در تلاش است تا ترامپ و آمریکا را برای یک «قمار» دیگر به جنگ مجدد بکشاند. جنگ مجدد ترکیبی و شامل ابعاد نظامی، شناختی، سیاسی و اقتصادی محدود یا حتی گسترده (به صورت نوسانی) خواهد بود؛ احتمالاً با تلاش برای چند شوک بزرگ در روزهای پیش‌رو که به امید خدا ناکام خواهد ماند. ۲. راهبرد الغای اختلاف سیاسی در داخل، ناکارآمد نشان دادن رهبری ایران و ناتوانی دولت محترم در اداره کشور در دستور کار جدی قرار دارد. ۳. محاصره دریایی برخلاف پروپاگاندا دشمن تا به امروز ناکارآمد بوده و جریان ترانزیت برقرار است. تنگه هرمز نیز همچنان تحت تسلط مقتدرانه نیروهای مسلح ایران قرار دارد. ۴. بنظر هرگونه امکان توافق واقعی و سودمند برای دوطرف در شرایط فعلی بی‌معناست. ایران و آمریکا تا رسیدن به یک بازنده نهایی و حفظ یا دگرگونی اساسی «نظم امنیتی» فعلی در منطقه خلیج‌ فارس به جنگ خود ادامه خواهند داد. ۵. هرگونه دعوای داخلی که در آن «اولویت» تخریب رقیب سیاسی باشد مساوی است با ضریب دادن به توان عملیاتی دشمن در مقابل ایران‌. ۶. جریان محترم انقلابی در مطالبه منویات رهبری معظم انقلاب نباید ذره‌ای تعارف و تردید کند. متر و معیار روشن است و نباید از آن عقب‌تر و جلوتر حرکت نمود. فرزندان انقلاب را نباید از مطالبه صحیح در چارچوب رعایت تقوای سیاسی بازداشت. این جریان مورد علاقه و اعتماد رهبری شهید بودند. ۷. آنچه تا امروز باطل‌السحر تمامی نقشه‌های راهبردی دشمن است حفظ میدان و خیابان توسط جریان انقلابی و مردم عزیز ایران است. طبق برخی نظرسنجی‌های معتبر تا به امروز بیش از ۵۰ میلیون نفر از مردم ایران حداقل یکبار در این تجمعات شرکت و عده‌ی بیشتری نیز از آن حمایت نموده‌اند. در روزهای پیش‌رو، آینده انقلاب اسلامی بیش از پیش مرهون حضور مردم در خیابان و میدان خواهد بود. «حضور» مردم سوخت و نیروی محرکه تصمیمات رهبری معظم انقلاب در پیش‌برد این جنگ سرنوشت‌ ساز است. این مهم را باید بیش از گذشته حفظ و تقویت کرد. و من الله توفیق محمدحسین نیکزاد اندیشه ورز اندیشکده ارگ 🇮🇷اندیشکده ارگ https://eitaa.com/ARG_Thinktank
(۱) . جناب «سلمان»، «عمار» و «ابوذر» هر سه نمادهایی شاخص در ادبیات دینی_انقلابی ما به شمار میروند، اما اینکه چرا انقلاب در فضای تربیت و تکثیر نیروی اصیلِ انقلابی، روی «» دست می‌گذارد، بی گمان فقط یک انتخاب اتفاقی و ذوقی و بدون پشتوانه نیست بلکه مسبوق به یک هندسه فکری، تربیتی، تاریخی و کاربردی است. سه تیپ ایمانی: سلمان، عمار، ابوذر. الف) سلمان فارسی؛ نماد «عمق و سرّ» است. تعبیر معروف «سَلْمانُ مِنّا أهلَ البیت». گویی، سلمان در حلقه سرّ و باطن اهل‌بیت(ع) راه دارد! این توصیفی بسیار والا و برجسته است! سلمان، استعداد و ظرفیت عجیبی برای حمل و دریافتِ «اسرار اهل بیت» دارد. عبارت "إنّ أبا ذر لو علم ما في قلب سلمان لقتله" اگر ابوذر از آنچه در قلب سلمان است خبردار می‌شد، آن را تحمل نمی‌کرد و او را می‌کُشت!" گواه بر این مطلب است. سلمان، نماد «حکمت عمیق»، «تحمل لایه‌های پیچیده معرفتی»، «توان تحمل ابهام‌ها و رازها» است. چنین ایمانی، ایمانِ نخبگانی، نایاب و نادر است؛ ظرفیت فوق‌العاده ای می‌خواهد. هر کسی، تاب تحمل ندارد. کار بشدت دشواری است که فراگیر و عمومی شود! ب) عمار؛ نماد «بصیرت در فتنه هاست». امام علی ع درباره عمار میفرماید؛ «تقتلک الفئة الباغیة»، گروه سرکش تو را می‌کشند! در تاریخ اسلام، عمار به مثابه شاخص «حق در فتنه» معرفی می‌شود. عبارت «أین عمار؟» در کوران فتنه، یعنی کجاست آن نیروی مؤمنی که وسط غبار فتنه، حق را تشخیص دهد؟! پای تشخیصش بایستد، و هزینه بدهد؟! ، ایمانِ در بستر فتنه هاست نه در مناسبات معمول جامعه. ایمانِ شاخص‌ساز در فضاهای مبهم و غبارآلودِ سیاسی_اجتماعی است. ایمانِ همراه با «بصیرت سیاسی» و حضور در صحنه تبیین است. ج) اما ؛ نماد «صداقت عریان و اعتراض بی‌ملاحظه» است. ابوذر در روایات و تاریخ، شبیه یک «وجدان بیدارِ اجتماعی» است. حرف حق را بدون رودربایستی و لکنت زبان می‌گوید! یک نوع سنسور فعال در نسبت با کج رویی هاست. یک نوع عامل هشدار دهنده یِ اجتماعی در مواجهه با انحرافات صاحبان قدرت است. اهل نشستن و صرفا دعاخواندن نیست بلکه اهلِ قیام و اقدام است! دیگران بیایند یا نیایند، باشند یا نباشند، و لو شده تک نفره، خودش یک لشکر آماده است! از پیامبر(ص) نقل شده: «ما أظلّت الخضراء ولا أقلّت الغبراء على ذي لهجةٍ أصدق من أبي ذر». آسمان بر چیزی سایه نیفکند که از ابوذر راستگوتر باشد! ابوذر، "صداقت بی‌پروای کلام" داشت. ابوذر "اهل محافظه کاری" و "ملاحظه‌کاریِ سیاسیِ رایج" نبود. حساسیت شدید نسبت به «ظلم»، «ثروت‌اندوزی حاکمان»، «اشرافی‌گری»، «تحریف عدالت»، او را آرام نمی‌گذاشت! اعتراضی آشکار و شدید به اسراف بیت المال در دستگاه خلافت معاویه و عثمان داشت؛ تا جایی که نتوانستند او را تحمل کنند و نهایتا به رَبذه تبعید شد و همان جا هم در ۹۵ سالگی در غربت از دنیا رفت! امام علی ع در وصف او میفرماید"يَا أَبَا ذَرٍّ إِنَّكَ غَضِبْتَ لِلَّهِ، فَارْجُ مَنْ غَضِبْتَ لَهُ". اى ابوذر!" تو به خاطر خدا غضب کردى پس به آن کس که برايش غضب کردى، اميدوار باش! ابوذر نمادِ «ایمانِ درگیر با عدالت اجتماعی»، «بی‌تعارفی با قدرت»، «ساده‌زیستی و زهد خشن»، «بی‌تعلق به دنیا تا مرز هزینه‌دادنِ جان» است. به تعبیر امروزی، ابوذر شبیه یک «انقلابی عدالت‌خواهِ بی‌رودربایستی و بی تعارف» است. تاریخ، از موضع گیری موثر ابوذر در "ممانعت از تحریف به نقصانِ قرآن" از سوی معاویه نیز، به نیکی یاد می‌کند. 🖋️دکتر حسین_جدی 🇮🇷اندیشه ورز اندیشکده ارگ https://eitaa.com/ARG_Thinktank
(۲) . فرق «ایمان سلمان» و «ایمان ابوذر» در حدیث معروف«إنّ أبا ذر لو علم ما في قلب سلمان لقتله». این جمله اصلاً در مقام کوچک کردن ابوذر نیست بلکه نشانِ تفاوتِ «سنخ، سطوح و مراتب» ایمان‌هاست. سلمان، ایمانی «عمقی، سرّی، پیچیده، چندساحتی و شبکه ای» داشت. این تیپ شخصيتي، می‌تواند پارادوکس‌ها و رازهای تاریخ را در دل، حمل کند بدون اینکه تعادلش به‌هم بخورد. استعداد دریافتِ مظروف و آموزه های بسیار بالا و سنگین معرفتی را داراست. سفر معنویِ سلمان از مسیحیت و زرتشتیت به اسلام، او را به یک جستجوگری عمیق تبدیل کرده بود. او ظاهرا "رازدارِ بیتِ نبوت و به اسرارِ ناگشوده ولایت" آگاهی داشت. سلمان مانند یک "حکیم استراتژیست" یا "حکیم معنوی ژرفنگر" است که قادر به درک لایه‌های عمیق، رموز و پیچیدگی‌های پنهان افراد و جهان است. ظرفیت او برای تحمل ابهام و ایهام ها بالاست. : ایمان «ساده، خطی، شفاف، سفید و رادیکال». بدون ریا و اهل تظاهر! برایش «حق، حق است؛ باطل، باطل». مصلحت سنجیِ دوراندیشانه برایش جایگاهی ندارد. هرمنوتیک و زاویه دیدی دیگر، برایش معنایی ندارد. صریح و صادق و بی لهجه و بی تکلف! حد وسط، رُمادی، خاکستری و مصلحت‌محور را اصلاً نمی‌فهمد یا تحمل نمی‌کند! حق، برای او خطی بود؛ نه طیفی یا جناحی! زُهدش(جیب بسته و شکم خالی)، منجر به داشتن زبانی باز و سرمایه‌ی اعتراضی عليه خلافت عثمان بود. ابوذر مانند یک "مصلح اجتماعی رادیکال" یا "پیام‌آور حقیقت بی‌باک" است و در میدان عمل، قاطعانه و بدون مماشات وارد می‌شود. با همه این توصیفات: اگر اسرار سنگینی که در قلب سلمان است "مثل بعضی اسرار امامت، پیچیدگی‌های تقدیر الهی، ملاحظات تاکتیکی اهل‌بیت(ع) در سیاست" به ابوذر گفته می‌شد: دستگاه ذهنی ساده، بسیط و خطیِ ابوذر احتمالاً آن‌ها را برنمی‌تافت و از سر غیرت دینی و صراحت، به برخورد تند می‌رسید! پس: «ایمان سلمانی» = ایمان نخبگانیِ سرّپذیر. «ایمان ابوذری» = ایمان صریح، ساده، بدون لایه‌های پیچیده، اما بسیار «مؤثر در میدان». در تربیت یک «نسل عمومی»، معمولاً الگوی دوم بیشتر قابل تکثیر است. . اندیشکده ارگ https://eitaa.com/ARG_Thinktank
(۳) تربیت و تکثیر ! «سلمان» شدن، مسیری زمانبر، ظرفیت روحی ویژه، و درک فلسفی_عرفانیِ عمیق می‌خواهد. این مدل برای «هسته‌های نخبگانیِ کوچک» بسیار عالی است. نوعا نقش ارشادی و توصیه ای دارند؛ برای پدر معنوی شدن در شهرها مناسب اند. اما برای برنامه ریزی و تربیتِ «میلیونی و عمومی» دشوار، سنگین، ناپایدار، طاقت فرسا بلکه زننده و فرساینده است. گرچه بسیار ارزشمند و احترام آمیز هست و باید باشند. اما با تکثیر تیپولوژی سلمان، اصولا راهبری و مدیریت مجموعه یا جامعه، با کُندی و دشواری خواهد بود! اما تکثیر شخصیت "ابوذری" یعنی تربیت نیروهایِ عدالت خواه، ایمانی زلال و آگاهانه، فهم روشن از حق و باطل در حد لازم، آراستگی به و جرئت ایستادن مقابل ستم را دارد. بی شک، بازآفرینیِ این کارکتر تاریخی برای توده مردم، برای نوجوان و جوان، برای سرباز، کارگر، دانشجو و طلبه، قابل فهم و هضم پذیر، جذاب، هیجان انگیز و قابل تقلید است. پس اگر هدف «تربیت فراگیر و عمومی» یک نسل باشد، منطقی است که روی "الگوی تیپولوژی ابوذری" تأکید و تمرکز شود. در مواجهه تحریف دین توسط صاحبان قدرت، مواجهه فعالانه در برابر ثروت‌اندوزی و اشرافی‌گریِ وابسته به صاحبان زر، زور و تزویر، سکوت نخبگان دینی و سیاسی در برابر ناکارآمدیهایِ دیوان سالاری، دقیقاً بازتولید تیپولوژی ابوذری "قهرمانِ متن تاریخ و میادین اجتماعی" است. او در برابر "اسلامِ درباری و خنثی" ایستاد، فریاد زد، تبعید شد و هزینه داد! واقعا جناب ابوذر، الگوی کاملِ یک «مجاهد عدالت‌خواهِ دغدغه مند» است. یک چهره یِ آتش به اختیارِ سوپرانقلابی! با نکته سنجیِ تاریخی از بازنماییِ ایمان ابوذری می‌خواهد: نسلی تربیت شود که "از اسلام، فقط معنویتِ فردی و عباداتش را نگیرند و نفهمند" بلکه "عدالت اجتماعی" را هم جزوِ لاینفک ایمانشان بدانند! برای استیفایِ حقوق محرومان از حلقوم قدرتمندان تلاش کنند! در جهت کاهش آسیب هایِ اجتماعی و محرومیت زدایی همت کنند. در برابر فساد و اشرافی‌گری مسؤولان، حساس و معترض باشند! پرچم مطالبه گری و عدالت خواهی را خود آنها بلند کنند! لذا با تاسیس هنرمندانه عبارت مشخصا در روزِ عید غدیر_خواستارِ "تکثیر ایمان ابوذری" در جهان، اسلام و نظام شدند. . اندیشکده ارگ https://eitaa.com/ARG_Thinktank