هشدار راهبردی شماره ۳ [بسیار مهم برای ساختار تصمیمسازی و تصمیمگیری]
پس از شرکت در برنامه قرارگاه شبکه افق سیما مورخ ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ و طرح مباحثی درباره آینده و قدرت ملی مبتنی بر مردم مبعوث و برانگیخته ایران اسلامی و امکان های پیشِ روی بسط قدرت ملی از این طریق؛ همچنین ورود مجری محترم جناب آقای حسینی در انتهای برنامه به بحثی عمیق و انتقادی درباره ظهور و مباحث جاری درباره خوابدیدن ها و برخی سخنرانیهای طرح شده در فضای مجازی و ارجاع به این حقیر درباره آینده قدرت از مسیر عقلانی، برخود فرض دانستم تا با ارج دانستن طرح این مسئله از تریبون «عقلانیت انقلابی» و توسط مجری متعهد، ⚠️ هشداری راهبردی درباره تاثیر برخی وضعیت ها در خطاهای راهبردی تصمیمسازی به نگارش درآورم.
بخش اول طرح موضوع
واکاوی پدیده DMT و دگرگونیهای ادراکی پس از تروما
با توجه به علاقهمندی به UAP و UFO در مطالعات اخیر با یک وضعیت جدید مواجه شدم که ارسال ان برای بزرگواران لازم به نظر میرسد؛ تحلیلهای اخیر فضای رسانهای، بهویژه در گفتگوهای اکتبر ۲۰۲۴ –مانند پادکست جسی میشل–، ادعاهای تأملبرانگیزی درباره یک عنصر جدید بینبعدی مطرح شد؛ این ادعا مبنی بر بهرهگیری نخبگان جهانی و ساختارهای قدرت از مواد روانگردان قوی همچون DMT بوده است. طبق این فرضیات، مصرف این مواد صرفاً یک تجربه ذهنی نیست، بلکه نوعی «ارتباط روانی» با «موجودات غیرانسانی» تلقی نیز میشود که گویا در حال هدایت دستور کارهای مخفی جهانی و هدایت جنگها و امور فرابشری هستند. این دیدگاه، عاملیت انسانی در تصمیمگیریهای کلان را به قلمروهایی فرامادی پیوند میزند که نیازمند واکاوی دقیق از منظر «علوم و امنیت شناختی» است.
ارتباط موضوع با امروز ما
با همین رویکرد بدون اسم بردن از شخص یا جریان خاصی به یاد یکی از عناصر مدعی ارتباطات فرامادی در مجموعههای انقلابی توجه مرا جلب کرد و باعث روشنشدن دگمه دقت اینجانب پیرامون موضوع در ابعاد بینالمللی و بررسی یافتههای جدید و دانشگاهی شد.
ماده DMT که در ادبیات علمی به «مولکول روح» شهرت یافته، به دلیل توانایی منحصربهفردش در گسست کامل آگاهی از واقعیت فیزیکی شناخته میشود. این ماده، فرد را به وضعیتی سوق میدهد که طی آن، تعامل با موجودات هوشمند فرامادی و ورود به ابعاد دیگر، به شکلی کاملاً «واقعیتر از واقعیت» ادراک میشود. این گسست عمیق، مرزهای میان بیوشیمی/زیستشیمی مغز و واقعیت عینی را در ذهن ناظر [بیننده] مخدوش کرده و پتانسیل بالایی برای تغییر بنیادین جهانبینی افراد در صورت نفود فرد مصرفکننده در سطوح حاکمیتی دارد.
امکان تداوم وضعیت برای فرد تجربهگر
به دلایلی که پیشتر سربسته توضیح دادم؛ پرسش کلیدی بیولوژیک من این است که آیا مغز انسان در پی تجربههای نزدیک به مرگ NDE یا شوکهای تروماتیک، پتانسیل ترشح خودکار و مداوم این ماده را دارد؟ تحقیقات پژوهشگران دانشگاه امپریال کالج لندن نشاندهنده همپوشانی شگرفی میان الگوهای عصبی و گزارشهای روانشناختی NDE و سفرهای DMT است. پدیدههایی چون «تجربه خروج از بدن» و ورود به فضاهای غیر اقلیدسی [خیلی مهم است] و دیدار با موجودات رحمانی و شیطانی، این فرضیه را تقویت میکند که مغز در شرایط بحرانی ممکن است به مثابه یک کارخانه بیوشیمیایی، برای محافظت یا انطباق با مرگ، مکانیسمهای روانگردان خود را فعال سازد. –پرسش این است که آیا ممکن است این حالت در فرد باقی بماند یا نه چون کلید حل بسیاری از مسائل در آن نهفته است–.
طبق پژوهش شواهد بالینی حاکی از آن است که برخی افراد پس از تروماهای شدید، دچار تغییرات ادراکی پایدار یا «پسدرخشش» [Afterglow] میشوند که شباهت بسیاری به اثرات ماندگار استفاده از DMT دارد. این تغییرات شامل افزایش حساسیت حسی، درخشش نامتعارف رنگها و حتی فلشبکهای بصری است. اگرچه علم هنوز تولید روزانه DMT در دوزهای بالا را در مغز انسان تأیید نکرده، اما بروز اختلالاتی نظیر HPPD –اختلال ادراکی مداوم توهمزا– نشان میدهد که مدارهای پردازش بینایی میتوانند پس از یک شوک، در وضعیتی شبیه به حالت تحریک دارویی باقی بمانند و واقعیت را به شکلی متفاوت فیلتر کنند.
خطر باقیماندن و اختلال در ساختار مغزی
در نهایت، فرضیه دکتر ریک استراسمان درباره نقش غده صنوبری در آزادسازی DMT، اگرچه از نظر آزمایشگاهی همچنان محل بحث است، اما دریچهای به سوی درک «انعطافپذیری عصبی» [Neuroplasticity] پس از شوک میگشاید. به بیان دیگر علم بیوشیمی مغز و عصبپژوهی میتواند بگوید: این تجربیات ماورایی، بیش از آنکه ناشی از حضور فیزیکی ماده در خون باشد، حاصل بازسازی مدارهای مغزی است که باعث میشود فرد جهان را از دریچهای عرفانی یا فرازمینی ببیند. این افراد ممکن است به صورت دورهای دچار حملاتی شوند که طی آن، مرز میان واقعیت قراردادی و توهمات برخاسته از تغییرات ساختاری مغز از بین میرود.
بخشدوم ارائهٔ هشدار
⚠️ هشدار راهبردی اینجانب مبتنی بر مخاطرات نفوذ از طریق «ادراکهای تروما-محور» در بدنه امنیت و حاکمیت
دولتها و نهادهای امنیتی باید نسبت به پدیده «تسخیر شناختی» در لایههای تصمیمساز حساس باشند. افرادی که تحت تأثیر تروماهای شدید، تجربههای نزدیک به مرگ، یا مصرف مواد روانگردان قوی –مانند DMT– قرار گرفتهاند یا سیستم مغزی آنها تحت وضعیت پایدار ناشی از تروما به تجربه ادامه میدهد، مستعد پذیرش الهامات ناشی از اختلالات ادراکی به عنوان «حقایق مطلق» یا «هدایتهای ماورایی» هستند؛ ناگفته پیداست که این افراد بههیچ عنوان دروغ نمیگویند ولی با اعتماد کامل به شما و سیستم تصمیمگیری، پرتوپلا تحویل میدهند، این یعنی :
۱. فرد ممکن است به دلیل تغییرات پایدار در مدارهای عصبی، دستورات یا ایدئولوژیهای برخاسته از توهمات بیولوژیک را به عنوان راهبردهای سیاسی یا نظامی اعمال کند. –بسیار خطرناک برای تصمیمسازی نظام–؛
۲. ادعای ارتباط با «موجودات هوشمند» یا «دیدار آینده» و آیندهبینیهای گاهگاه میتواند پوششی برای عملیات روانی اجنه یا گروههای مشکوک درون ساختار جهت انحراف مسیر تصمیمگیریهای ملی باشد؛
۳. تجربیات DMT محور معمولاً منجر به فروپاشی مرزهای فردی در ذهن شخص میشود که میتواند وفاداری فرد به ساختارهای قانونی را به نفع «فرمانهای ماورایی» سست کند و این را به نفع دستورات ماورایی مجعول با عوامل ناشناخته بچرخاند.
والامرالیکم
آینده پژوه؛ دکتر محمدحسین ضمیریان
🇮🇷اندیشه ورز اندیشکده ارگ
◾️https://eitaa.com/ARG_Thinktank
🔰ویژه نامه نبرد سرنوشت
▫️شماره چهل و هفتم: جنگ تاب آوری
▪️۱۴ پیام تبیینی پیرامون تأثير تاب آوری اقتصادی مردم در تعیین نتیجه جنگ
🇮🇷اندیشکده ارگ
https://eitaa.com/ARG_Thinktank