«فهمِ “فهمِ ایرانی” بهمثابه سوژهی مقاومت»
در تحلیل تحولات اجتماعی ایران، معمولاً خیابان یا صرفاً بهمثابه میدان اعتراض فهم شده، یا بهمثابه صحنهی نمایشِ وفاداری سیاسی. اما شاید مسئلهی امروز ایران را نتوان دیگر با این دوگانهی ساده توضیح داد. آنچه این شبها در خیابانهای ایران جریان دارد، بیش از آنکه صرفاً یک کنش سیاسیِ کلاسیک باشد، نوعی بازاندیشیِ اجتماعی در نسبتِ انسان ایرانی با قدرت، مسئولیت و حضور است؛ گویی بخشی از جامعه در حال بازتعریفِ معنای «بودنِ سیاسی» خویش است.
در چهار دههی گذشته، بخشی از بدنهی اجتماعیِ نزدیک به گفتمان رسمی، همواره در موقعیتی قرار داشت که نهفقط حاملِ حمایت، بلکه حاملِ بارِ معناییِ تمام ناکامیها، بحرانها و کاستیهای نظام نیز تلقی میشد. در ذهنِ بخش مهمی از جامعه، این بدنه نه بهعنوان یک طیف متکثر، بلکه بهمثابه صورتِ اجتماعیِ وضعِ موجود فهم میشد؛ گویی هر سکوتی از سوی آن، به معنای رضایت است و هر عدمِ فاصلهگذاریای، به معنای پذیرشِ کاملِ وضعیت.
اما مسئلهی امروز دقیقاً در همین نقطه دچار دگرگونی شده است. آنچه اکنون در خیابان قابل مشاهده است، صرفاً حضورِ نیروهای معترضِ کلاسیک یا کنشگرانِ برونساختار نیست؛ بلکه حضورِ بخشی از همان بدنهای است که سالها بیشتر در قالبِ «وفاداری خاموش» شناخته میشد. تفاوتِ این لحظهی تاریخی در آن است که این حضور، نه لزوماً برای نفیِ کاملِ ساختار، بلکه برای بازتعریفِ نسبتِ خویش با آن رخ میدهد.
این حضور را نمیتوان صرفاً حمایت نامید؛ همانگونه که نمیتوان آن را بهسادگی در قالبِ اعتراضِ رادیکال نیز فهم کرد. آنچه در حال وقوع است، پیچیدهتر از این دوگانههاست. گویی بخشی از جامعه میخواهد اعلام کند که تعلق، الزاماً بهمعنای تعطیلِ انتقاد نیست؛ و سکوتِ طولانی، لزوماً به معنای فقدانِ رنج یا نارضایتی نبوده است.
در این معنا، خیابان به محلِ ظهورِ نوعی آگاهیِ تازه تبدیل شده است؛ آگاهیای که میکوشد خود را از تصویرِ تاریخیِ «توجیهگرِ همیشگیِ وضعِ موجود» فاصله دهد. این فاصلهگذاری، نه از مسیرِ گسستِ کامل، بلکه از طریقِ حضور رخ میدهد. حضوری که خود، بدل به زبان شده است؛ زبانی برای بیانِ خستگی، مطالبه، دلخوری و حتی اعتراض به انباشتِ کمبودها و ناکارآمدیهای چند دههی گذشته.
شاید یکی از مهمترین ویژگیهای این وضعیت آن باشد که جامعهی ایرانی دیگر بهسادگی در قالبِ تقسیمبندیهای کلاسیکِ سیاسی قابل فهم نیست. آنچه امروز در میدان دیده میشود، صرفاً تقابلِ دو اردوگاهِ شفاف نیست؛ بلکه ظهورِ سوژههایی است که میخواهند میانِ تعلق و انتقاد، نسبتِ تازهای تعریف کنند. سوژههایی که نه میخواهند خود را بهطور کامل از تاریخِ سیاسیِ این چهار دهه جدا کنند، و نه حاضرند همچنان بدونِ واکنش، حاملِ تمام پیامدهای آن باقی بمانند.
از این منظر، حضورِ این شبها را میتوان نوعی مقاومت نیز تلقی کرد؛ اما نه مقاومت در معنای صرفاً تقابلیِ آن. اینجا مقاومت، بیش از هرچیز، مقاومت در برابرِ فروکاستنِ انسان ایرانی به یک هویتِ تکبعدی است. مقاومتی در برابرِ این تصور که انسان یا باید کاملاً درونِ ساختار حل شود، یا بهطور کامل از آن عبور کند. آنچه اکنون در حال شکلگیری است، تلاشی برای ساختنِ موقعیتی میانه است؛ موقعیتی که در آن، انسان ایرانی میکوشد همزمان هم سخن بگوید، هم تعلق داشته باشد، و هم حقِ انتقاد را برای خود حفظ کند.
شاید اهمیتِ تاریخیِ این لحظه نیز دقیقاً در همین نکته نهفته باشد؛ در اینکه بخشی از جامعه، پس از سالها سکوتِ تفسیرشده، اکنون میکوشد فهمِ تازهای از خود ارائه دهد. فهمی که دیگر نمیخواهد صرفاً در قالبِ وفاداریِ خاموش یا اعتراضِ مطلق خوانده شود، بلکه میخواهد بهمثابه سوژهای پیچیده، متکثر و درگیر با تناقضهای تاریخیِ خویش دیده شود.
و شاید این، یکی از مهمترین دگرگونیهای اجتماعیِ ایرانِ امروز باشد؛ لحظهای که در آن، بخشی از جامعه نه از طریقِ کنارهگیری، بلکه دقیقاً از طریقِ حضور، تلاش میکند خود را دوباره معنا کند.
رضااستوار 🖊
🇮🇷اندیشکده ارگ
https://eitaa.com/ARG_Thinktank
در پنجمین نشست رویداد گفتوگومحور «سره» مطرح شد؛
💥 خیابان سنگر همدلی با تقویت مطالبهگری منصفانه
▪️حضور خودجوش مردم در خیابان نه تنها به عنوان یک پشتوانه حمایتی برای نظام جمهوری اسلامی ایران تلقی میشود، بلکه می تواند در کنار تقویت سنگر همدلی و مقاومت، به تریبونی برای مطالبهگری منصفانه تبدیل شود، مسئلهای که به عقیده کارشناسان «سره» به دلیل عدم مطالبهگری درست و موثر، جامعه را دچار انباشت مشکلات کرده است.
🔻جامعه امروز نیازمند صداقت، شفافیت و تصمیمهای شجاعانه است
▪️محمدرضا عوضنیا فعال و کنشگر مسائل سیاسی با انتقاد از برخوردهای دوگانه رسانهای و سیاسی، بیان کرد: مردم تناقضها را بهخوبی مشاهده میکنند، اینکه برخی افراد تا زمانی که در چارچوب روایت رسمی سخن میگویند مورد حمایت قرار میگیرند، اما بهمحض طرح انتقاد از فساد یا ناکارآمدی، با موج تخریب و بایکوت مواجه میشوند.
🔻بدون اطلاع، انتقاد نکنید
▪️مهدی صدیقی کنشگر مسائل سیاسی، گفت: اینکه فردی بگوید «فقط رهبری را قبول دارم و بقیه ساختار فاسد هستند» در عمل به معنای فروپاشی مفهوم حاکمیت است، چرا که نظام سیاسی صرفاً در یک شخص خلاصه نمیشود و استمرار آن وابسته به حفظ اعتماد عمومی نسبت به ساختارها و نهادهاست.
▪️وی با اشاره به موضوع مذاکرات و فضای رسانهای پیرامون آن بیان کرد: بسیاری از اظهارنظرها درباره مذاکرات، شورای عالی امنیت ملی و تصمیمات کلان کشور بدون اطلاع دقیق مطرح میشود، در حالیکه رهبر انقلاب بارها تأکید کردهاند که نباید بدون آگاهی و اشراف، درباره مسائل تخصصی و امنیتی موضعگیری کرد.
🔻خیابان؛ میدان مصرف نیست، سنگر مقاومت است
▪️محمدحسین نیکزاد، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل سیاسی، در رویداد گفتوگومحور «سره» با اشاره به نوع مواجهه جریانهای فکری غربی با مفهوم خیابان و حضور مردم اظهار کرد: نگاه ما به خیابان، تعیینکننده نوع تحلیل ما از تحولات اجتماعی و سیاسی است و اگر این نگاه دچار انحراف شود، فهم ما از جامعه نیز دچار خطا خواهد شد.
👇👇
https://www.8deynews.com/826137
👉 @gil8deynews
📷 تصاویر پنجمین نشست رویداد گفتگو محور سره
موضوع :
✅ فریادهای خبایان؛ حداکثری و آرمانی یا با ملاحظه و واقع گرایانه
#گیلان_پرس
🇮🇷 @Gilan_Press