"نادر ابراهیمی"
یه جا تو کتابش خیلی قشنگ میگفت :
± غم هرگز عقب نمینشیند ؛
مگر آن که به عقب برانی اش !
آرام نمیگیرد ؛
مگر آن که بیرحمانه سرکوبش کنی عزیز من !
من ، محتاج آن لحظه های دلنشین لبخندم ،
لبخندی در قلب ؛علیرغم همه چیز ..!
اونجایی که جناب اهلی شیرازی میگه :ماییم و نیم جانی ؛ آنم به لب رسیده :)!
هدایت شده از Off
روزی تو خواهی آمد از کوچه های باران
تا از دلم بشویی غمهای روزگاران
همه عیب خلق دیدن
نه مروت است و مردی
نگهی به خویشتن کن
که تو هم گناه داری :)
" وَ بِكَ أَستَجیرُ مِنَ تَواتُرِ الأَحزان "
و پناه بر تو از حزن های پی در پی ...!
تو کتاب " نون " نوشته محمود دولت آبادی ؛
این تیکه از کتابش میگه :
درون مرا هیچ کس نمیتواند ببیند ،
حتی نزدیک ترین کسان من !
تازه چه میتوانند بکنند ؟ در نهایت احساس همدردی :)
دیدگانم همچو دالانهای تار
گونه هایم همچو مرمرهای سرد
ناگهان خوابی مرا خواهد ربود
من تهی خواهم شد از فریاد درد
#فروغفرخزاد🌱
هر روز آغازی دوباره است
مُشتی امید در جیبهایت بریز
و زندگی را دوباره از سَر بگیر
بی خیالِ هر چه که تا امروز نشد ..