ما یك سال به خاطر اربعین زندگی میکنیم
ما ۱۰ روز به خاطر اربعین نوکری شمارو میکنیم ..
اصلا میگیم انقدر بدیم که همه اینا قبول نشده
با اینکه باور ندارم مگه نمیگفتن همه اشکا ، سینه زنیا ..
حتی کوچیکترین نوکری و خادمی حساب کتاب داره ؟!
پس چیشد ، به ما که رسید .. ، هعی .
اصلا مگه نمیگفتن برات کربلاتونو از حضرتعباس بگیرین ؟!
مگه نمیگفتن پنجرهفولاد امامرضا برات کربلا میده ؟!
باباحسین ؟!
یعنی واقعا میشه من روز ۹ محرم که روزِ حضرتعباسِ
جلوی پنجرهفولاد ، حضرتعباس و به حضرترقیه قسم بدم
شمارو به خواهرتون حضرتمعصومه قسم بدم که برات کربلامو جور کنید که من به خاطر همین کربلا زنده ام ، ولی نشه ؟!
من از بچگی یاد گرفتم ؛
رسم بابا رضا بیمعرفتی نیس .
دستِخالی برگردوندن زائرش نیس .
من هنوزم به این امید زندهام و دووم آوردم ..
شمارو به حضرتمعصومه نزارین امیدم نا امید شه :)
شماره به لحظه قسم حضرتعباس به حضرترقیه جلوی پنجره فولاد نزارین امیدم نا امید بشه :)
حضرترقیه من جلوی همه زخمه زبونا همه گفتهها و نگفتهها
سرمو یلند کردم گفتم من حضرترقیه رو دارم
خودِ بانویسهساله برات مارو از باباییش میگیره :)
نزار که شر به زیر شم ، نزار که امیدم نا امید شه ..
رفیقم زنگزده که راهی کربلاییم پرچم حضرتعباسم بدین میخوایم با خودمون ببریم ، به همین لحظهها که پرچم توی دستم و بود و باهاتون حرف میزدم که فقط خودتون فهمیدین چی میگم من امیدم به شماست هنوزم امیدوارم ، پس نا امیدم نکنید :)