ــــــــ ــ
سکوتت را ندانستم ، نگاهم را نفھمیدی
نگفتم گفتنیها را ، تو هم هرگز نپرسیدی . .
__
ــــــــــ ــ
کودک ؛
نگاهی به سوراخِ چکمه اش انداخت
لبخندی زد
سرشرا رو به آسمان کرد و گفت :
خدایاگریهنکن (:
امشبمیدوزمش .
__