شده آیا که نفهمی چه مرگت شده است؟
من دقیقا به همین حال دچارم امروز . .
ــــــــــــ ــ
این جمله که :
هرکی دارھ
با غمی میجنگھ
که ما ازش خبر نداریم
واقعا آدمو مهربونتر میکنه (:
ــــــــــــــــــ ــ
فقط اونجا کہ سعدی میگه :
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم . . .
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم : )
حکایتے ز ِ دهانت به گوش ِ جان من آمد
دگر نصیحت مردم حڪایت است به گوشم : ) . . .
ــــــــــــــــــ ــ
دل خوش به اینکه فاتح قلبم شدی مباش
اینجا کسی نیامده تا ما نخواستیم..
ــــــــــــ ــ
مامان بزرگم ، هشتاد و خرده ای سال عمر کرد !
این آخریا هر موقع میدید ناراحتیم ؛
میگفت من تا تھشو دیدم ، تهش هیچی نیست !
بیخودی غصه نخور ...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همیشه احساس میکردم
بلد نیستم زندگی کنم .
و آیا برای دیگران دشوار ترین امور ، زندگی نیست؟
چقدر دشوار است زندگی کردن !
فقط پس از اینکه کاری در نوشتن انجام میدهم ، تازه به یاد میآورم که گویا در حین کار ، مشغول زندگی کردن بودهام و بس ! و چه ثمر ؟ چون وقتی به یادش میافتم که دیگر گذشته است !
او را که خبر شد ، خبری باز نیامد . .
ـــــــــــــــــــــــــــــــ