ــــــــــ ـ
گفت : باورت می شود؟
تمان تلاش های این مدت
فقط برای برداشتن آوار بود؛
من هنوز هیچ چیز نساخته ام !
_
ـــــــــــ ـ
فعلا میسازم
چه می شود کرد
مگر می شود دنیا را پاره کرد
و از تویش خوشبختی در آورد ؟
همین است که هست .
.
ـــــــــــ ـ
دمی به روی شانه ات بگیرم از غمِ زمین
که هزاران سال خستهام از این دو روز زندگی.
.
ــــــــــــ ـ
آنقدر با گیسوانت کافر آوردی پدید
تا که داعش پرچمش را رنگ ِموهای تو کرد :)
.
ــــــــــــ ـ
گِلهای نیست اگر بیخبری از من ، چون
دو سه روزیست خودم هم به خودم سر نزدم .
.