9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آنه ؛ تکرار غریبانه ی روز هایت چگونه گذشت؟....
میرقصید و میرقصید...خوشحال از اینکه به گرین گیبلز اومده..خوشحال از اینکه بلاخره به جایی که همیشه آرزوشو داشت رسیده...خوشحال از اینکه دیگه تنها نیست، ماریلا،متیو،ملکه ی برفی،داینا و گیلبرت..همه ی این آدما به زندگیش اضافه شده بودن و حالا کسایی رو داشت که میتونستن دوسش داشته باشن...پس به ملکه برفی لبخند میزد و میرقصید و از ته دل میخندید و شاد بود؛ چون میدونست اینجا میتونه به تک تک آرزو هاش برسه... =>>!
✨🎶🌱
•••|`` @ASoothingWhisper''|•••
Ludovico Einaudi ludovico_einaudi_experience.mp3
زمان:
حجم:
5.1M
امروز از کجا حرف بزنیم..؟ از جنگل ها، از دریاهای بی کران،از اقیانوس ها از اسمان ها یا از همین زمینی که روش راه میریم و خاطره میسازیم..؟؟
چجوری باید وایب این اهنگو به زبون بیارم..؟؟ کلمات توی این دنیا خیلی کمن بعضی از زیبایی هارو فقط باید درک کرد :)))
🎻🎶@ASoothingWhisper
امروز خیلی گرسنه ام. دنیا مثل دیشب ترسناک و تاریک نیست. خوشحالم که امروز صبح هوا آفتابی است؛ البته من روز های بارانی را هم خیلی دوست دارم :) همه ی صبح ها قشنگن، شما اینطور فکر نمیکنید؟
هیچ کس نمیداند در طول روز چه اتفاقی می افتد و همین باعث میشود بتوانیم خیال پردازی کنیم؛ ولی خوشحالم که امروز بارون نمی آید، چون شاد بودن و تحمل کردن غصه ها در یک روز آفتابی راحت تر است، احساس میکنم در روز های آفتابی میتوانم با غصه هایم کنار بیایم....وقتی داستان های غمگین میخوانیم،با شهامت، خودمان را در آن موقعیت ها تصور میکنیم. ولی به محض اینکه واقعا غصه دار شویم تازه میفهمیم تحمل کردنش چه کار سختی است. اینطور نیست...؟!
-Anne Shirly-
«G.M»
•••@ASoothingWhisper•••