eitaa logo
Careless Whisper!
636 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
449 ویدیو
4 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
-
کلماتی باقی نمونده بود، حرف هایی که درون قلبم کشتم، احساساتی بود که هرگز به زبون نیاوردم؛
احساساتی سرشار از شور و اشتیاق، برای بیان اتفاقات قشنگ، اشک هایی که در قلبم بارید و هرگز از چشمانم سرازیر نشد، جوری که شب هارا به صبح میرسوندم و روز هامو شب میکردم.. تو هیچ وقت نفهمیدی، چه احساساتی درون قلبم میمیرند ولی باز لبخند میزنم.
-
قلبم شده پر از دروغ هایی که برای آروم شدن با خودم تکرار میکردم؛ اون حقیقت لعنتی برای قلبم خیلی سنگینه!
گذشته در حال مداخله میکرد، بدون آنکه دعوت شده باشد. «روزی که زندگی کردن آموختم»
-
میدوید؛ در اعماق جنگل پرسه میزد، سایه ها دنبالش بودند، و او با چشمانی بسته، درحالی که فرار میکرد، به دنبال روح خسته ی خود در لا به لای شاخ و برگ های درختان میگشت..
-
دسته گل هایی برای خودش چیده و به سمت خودش میدوید، از حرکت ایستاد، گل ها پژمرده و بی جون شده بودند، و در اون لحظه، رویای در آغوش کشیدن خود را در قلبش کشت. گویا او لیاقت وجود خود را نیز نداشت..
-