ولی من دوستم
اتاقش دقیقا زیر اتاقم بود
بعد ما توی خونمون یه گرز داشتیم
بعضی از اوقات برش میداشتم میکوبیدمش روی زمین
بعد هرجای خونشون که بود میومد توی اتاقش
باهم حرف میزدیم
من پهن میشدم روی زمین گوشمو میچسبوندم به زمین که بشنوم چی میگه
بعد دااااااد میزدیم که بشنویم چی میگیم😂😂
عقل کل بودیم اصلا یه وضعی...
هدایت شده از 🇮🇷🇵🇸シ︎𝑁𝑌𝐶𝑇𝑂𝑃𝐻𝐼𝐿𝐼𝐴シ︎
بعد الان میریم بقالی دو ساعت فکر میکنیم که چیپس پنیری خوبه یا پیاز جعفری😂
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
بعد الان میریم بقالی دو ساعت فکر میکنیم که چیپس پنیری خوبه یا پیاز جعفری😂
قارچ و خامه یا ماست موسیر یا دلمزه نمکی______________
https://eitaa.com/likpetrichor/6941
خداوکیلی کیف میده خب😂😂
من همیشه توی مراحل خونه تکونی عید مرحله ی ریخت و پاششو دوست داشتم
از بچگی
کمدمو هممممممشو میریختم کف اتاق درحدی که جا برای سوزن انداختن نبود
بعد سه ساعت چیزارو نیگا میکردم همرو جا به جا میکردم بعد ازینکه سیر شدم و به اندازه ی کافی ریخت و پاش کردم بعدم بازدید کردم از یَک یَکشون با هزارتا بدبختی و سختی مرتب میکردم
دوچرخه ی پسر همسایمون که قبل از ما ازون ساختمون رفته بودن هنوز بسته شده بود به همون جای همیشگی
و زنگ زده بود
حس کردم منم باهاش زنگ زدم
خیلی ابهت داشت دوچرخش
برامون بزرگ بود
بعد دنده ای بود
اونموقعععععع
اصلا خیلی گانگ بود...
دیدن زنگ زدنش درد داشت برام
نیامدم که بخواهم کنار من باشی
میان این همه بیگانه یار من باشی
دلم گرفته تر از بغض مهربان شماست
مباد آن که شما غمگسار من باشی
تو ای ستاره ی وحشی که کهکشان زادی
مخواه روی زمین بر مدار من باشی
من از اهالی عشقم، نه از حوالی جبر
خطاست این که تو در اختیار من باشی
ولی نه! من که در اینجا دچار پاییزم
چگونه از تو نخواهم بهار من باشی
تو می توانی از آن چشم های خورشیدی
دریچه ای به شب سرد و تار من باشی
همیشه کوه بمان تا همیشه نام تو را
صدا کنم که مگر اعتبار من باشی
~ناصر،فیض~