از کوشش بیهودهٔ خود دست کشیدم
در بستر مرداب چه حاجت به تکاپوست؟
-فاضل نظری.
هر روز غم تازهتری آمد و نگذاشت
دنبال غم کهنهی دیروز بگردیم،
ما حنجره در حنجره در حنجره بغضیم
ما آینه در آینه در آینه دردیم.
-امید صباغ.
دیگران چون بروند از نظر از دیده روند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی.
-سعدی.
نه امید وصل دارم که تو را به بر بگیرم
نه توان دلبریدن که سرِ سفر بگیرم .
-فاضل نظری.