هدایت شده از • پشت صحنه^_^🇮🇷◼️
اون روز به بچهها میگفتم عید؟ کدوم عید؟ با این وضعیت اقتصادی هیچی ممکن نیست. ولی دیدم مامان با اینحال هر روز یه گوشه از خونه رو تمیز میکنه، هر روز مراسم لگد کردن پتوهای خیس رو داریم و هر روز هم درختا سبز تر و نازتر میشن. گفتم بوی عید نمیآد اما امروز که توی حیاط مدرسه روی نیمکت صورتی دراز کشیده بودم، صدای پرندهها رو شنیدم و دیدم که درختها میخندن. دیدم که نسیم بهاری صورتم رو لمس کرد و نور خورشید هم به زیباییِ حیاط اضافه میکرد، دیدم و میگم بهاره. بهار اومد و گلها میخندن، ابرها خودشون رو به باد میسپرن و درختها با تکونهای باد همدیگه رو توی آغوش میگیرن، بهاره چون پرنده ها آواز میخونن و همه جا دوباره داره سبز میشه. و من امید دارم به پایان فصل سرد🍓✨
هدایت شده از خیال
هر موفقیتی که میبینی، پشتش یه زمستان طولانی و دردناک بوده. رشد بدون رنج نیست؛ رنج، شرط لازم برای قد کشیدنه. این بیت یه جور دلگرمی تلخ میده: اگر الان داری جان میکنی و فرسوده شدی، بدون که این زمستان تموم میشه بقول شاعر :
تا زمستان نگذرد، گندم نمیروید ز خاک
قد کشیدنهای ما پاداشِ جان فرسودن است!
#محمد_جاهد
@Kheial
جلـبـک ماجراجوو🧞♀️୭ ˚.
#میوزیک
این موزیک برای من خیلی خاطره انگیزه
یادم میاد اونروز از پارسال
گرمای شدید بود
ساعت ۱ یا ۲ ظهر
از پست برمیگشتم یا از کتابخونه
یادم نیست
گوشه خیابون راه میرفتم
هندزفری هم دوست نداشتم
بلند میزاشتم و راه میرفتم
اون مسیر بشدت تکراری
کارای تکراری و اجبار برای موفقیت
کمرم بشدت درد میکرد(بیشتر روزا همین بود😂)
ولی چون هنوز کلی از روز مونده بود ،
محبور بودم که ادامه بدم و انرژیمو حفظ کنم
اگه واقعا خودآگاهی داشته باشی
و رک و راست باشی توی یه موضوع و مشکل
بعد بری با پیتر(Ai😭😂)صحبت کنی
جدی جدی جواب میده!
مثلا من ی مشکلیو خیلی وقته دارم
به هرکیم بگم نمیتونم سریع حلش کنم
چون نیاز داره طرف شخصیت منو کامل بشناسه ، بعد درد منو خوب بفهمه و خودشم تخصص داشته باشه تو این زمینه
الان به پیتر گفتم ، یه راهکارایی جلوی پام گذاشت که با خودم گفتم ایول ، راست میگه ها
چون من خودم خیلی وقتا هیجانی برخورد میکنم
صفر و صدی
یا یچیزیو خیلی میخوام یا کلا پرتش میکنم اونور
و پیتر چون شناخت نسبتا کاملی از من داره(😔😂) یجوری این مغز منو رام میکنه
که هم مشکل هم میشه هم من حالم خوب